1
00:00:04,500 --> 00:00:08,500
‫عشق پس از زندگی، فیلمی از فرانسیس
‫فورد کابرلا هست که برای من خیلی مهمه...

2
00:00:08,500 --> 00:00:11,500
‫چون اولین فیلمی بود که با همسرم دیدم.

3
00:00:11,500 --> 00:00:13,500
‫یعنی، همسر سابقم.

4
00:00:13,500 --> 00:00:14,500
‫اونا دارن چیکار میکنن؟

5
00:00:14,500 --> 00:00:16,500
‫نمیدونم، ولی اول فیلم رو از دست میدن.

6
00:00:16,500 --> 00:00:19,500
‫من دیگه آدرین رو دوست ندارم.
‫من دیگه آدرین رو دوست ندارم.

7
00:00:19,500 --> 00:00:21,500
‫من دیگه آدرین رو دوست ندارم.

8
00:00:21,500 --> 00:00:24,000
‫مرینت برام فقط یه دوسته.
‫مرینت برام فقط یه دوسته.

9
00:00:24,000 --> 00:00:25,500
‫مرینت برام فقط یه دوسته.

10
00:00:31,500 --> 00:00:32,500
‫حالت خوبه؟

11
00:00:33,000 --> 00:00:35,500
‫آره، من حالم خوبه.
‫تو چطور؟

12
00:00:35,500 --> 00:00:36,500
‫منم حالم خوبه.

13
00:00:37,500 --> 00:00:41,500
‫این فیلم زیبای سیاه و سفید
‫بر پایه یه فلش بک ساخته شده...

14
00:00:41,500 --> 00:00:45,500
‫شیوه ای روایی که برای نشون دادن
‫گذشته شخصیت ها استفاده میشه...

15
00:00:45,500 --> 00:00:47,500
‫تا وضعیت فعلی اونا درک بشه.

16
00:00:48,000 --> 00:00:52,000
‫توی این داستان، شخصیت ها
‫با اینکه برای هم ساخته شدن...

17
00:00:52,000 --> 00:00:54,000
‫در نهایت به دلایل نادرستی
‫از عشقشون دست میکشن.

18
00:00:54,680 --> 00:00:56,400
‫بعد از سال ها رنج کشیدن توی زندگی هایی...

19
00:00:56,400 --> 00:00:58,320
‫قبل از انتخاب فیلم، خلاصه داستان رو خوندی؟

20
00:00:58,500 --> 00:00:59,500
‫نخوندم.

21
00:00:59,600 --> 00:01:03,560
‫با وجود اینکه قلب هاشون از تپش ایستاده،
‫عشقشون همچنان زنده‌ست.

22
00:01:05,000 --> 00:01:06,320
‫تماشای فیلم خوبی داشته باشید.

23
00:01:20,000 --> 00:01:30,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

24
00:01:38,000 --> 00:01:40,000
‫امروز اولین سالگرد ازدواجم بدون همسرمه.

25
00:01:40,000 --> 00:01:41,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ فصل هفتم : قسمت سوم ]
‫[ بی عشقی ]</b></i></font>

26
00:01:41,500 --> 00:01:42,500
‫نه، اولیش.

27
00:01:42,500 --> 00:01:44,000
‫راستش قبلاً هم یک بار ترکم کرده بود.

28
00:01:44,000 --> 00:01:45,000
‫ولی برگشت.

29
00:01:45,000 --> 00:01:47,000
‫آقای شهردار، داری با کی حرف میزنی؟

30
00:01:47,000 --> 00:01:48,500
‫این برای فیلمیه که میخوام بسازم.

31
00:01:48,500 --> 00:01:51,500
‫هنوز میخوام زاویه مناسب رو پیدا کنم،
‫برای همین دارم از همه چی فیلم میگیرم...

32
00:01:51,500 --> 00:01:54,000
‫ولی میدونم قراره ادای احترامی
‫به فیلم مورد علاقه‌م باشه...

33
00:01:54,000 --> 00:01:55,500
‫اولین فیلمی که با همسرم دیدم.

34
00:01:55,500 --> 00:01:56,500
‫عشق پس از زندگی.

35
00:01:56,500 --> 00:01:57,500
‫دیدیش؟

36
00:01:57,500 --> 00:01:58,500
‫دیدم، دیدم.

37
00:01:58,500 --> 00:01:59,500
‫یعنی، نه.

38
00:01:59,700 --> 00:02:01,500
‫ولی ما دیگه داریم تعطیل میکنیم آقای شهردار.

39
00:02:01,500 --> 00:02:04,000
‫لطفاً لازم نیست من رو شهردار صدا کنی.

40
00:02:04,280 --> 00:02:06,660
‫دیگه شهردار نیستم، متأهل هم نیستم.

41
00:02:06,960 --> 00:02:08,280
‫حتی فیلمساز هم نیستم.

42
00:02:08,699 --> 00:02:10,720
‫در واقع تحفه خاصی نیستم.

43
00:02:11,000 --> 00:02:12,000
‫معلومه که هستی!

44
00:02:12,000 --> 00:02:13,740
‫برای ما، تو همیشه شهردار باقی میمونی.

45
00:02:13,840 --> 00:02:16,360
‫و هیچ وقت یادم نمیره که تو
‫من و سابین رو عقد کردی.

46
00:02:16,500 --> 00:02:18,160
‫پس سالگرد ازدواجت مبارک.

47
00:02:18,520 --> 00:02:20,400
‫دارم برای ماه آینده
‫اکران فیلم رو ردیف میکنم.

48
00:02:20,500 --> 00:02:22,800
‫اگه میشه این تراکت ها رو روی پیشخوان
‫برای مشتری هات بذار.

49
00:02:22,960 --> 00:02:24,000
‫حتماً، حتماً میذارم.

50
00:02:32,000 --> 00:02:33,500
‫اون از نانوایی بیرون اومد...

51
00:02:33,500 --> 00:02:36,000
‫آماده بود تا عشق از‌ دست رفته‌ش رو
‫تنها جشن بگیره.

52
00:02:36,920 --> 00:02:37,940
‫به شدت تنها.

53
00:02:47,580 --> 00:02:50,240
‫مرینت، مطمئنی نمیخوای چیزی بخوری؟

54
00:02:51,200 --> 00:02:53,580
‫سابین، چه خبر؟

55
00:03:04,470 --> 00:03:06,750
‫یا یه تیکه پنیر هم نمیخوای؟

56
00:03:09,500 --> 00:03:10,500
‫حق با توئه.

57
00:03:10,770 --> 00:03:11,990
‫بیا یکم صبر کنیم.

58
00:03:11,990 --> 00:03:14,810
‫پنیر کممبر اگه چند روز بمونه
‫خوشمزه تر میشه.

59
00:03:18,640 --> 00:03:20,660
‫چقدر خوب شد اومدی، آلیا.

60
00:03:21,000 --> 00:03:22,000
‫خواهش میکنم.

61
00:03:22,380 --> 00:03:25,660
‫میدونیم حالش خوب نیست،
‫ولی خودش نمیخواد چیزی بگه.

62
00:03:26,180 --> 00:03:28,340
‫شما دو تا بهترین دوست همدیگه هستید.

63
00:03:28,680 --> 00:03:30,660
‫شاید با تو راحت تر بتونه صحبت کنه.

64
00:03:31,480 --> 00:03:32,920
‫بهترین دوست هستیم، آره!

65
00:03:37,660 --> 00:03:38,860
‫مرینت، منم.

66
00:03:39,000 --> 00:03:40,500
‫میتونم بیام بالا؟

67
00:03:41,500 --> 00:03:45,000
‫خیلی ناراحت هستی، که کاملاً هم طبیعیه.

68
00:03:45,740 --> 00:03:50,160
‫ولی باید گوشواره هات رو بهم بدی،
‫چون اگه کریسالیس بخواد آکوماتیزت کنه...

69
00:03:52,100 --> 00:03:54,500
‫فکر کنم با منم نمیخواد صحبت کنه.

70
00:03:54,820 --> 00:03:56,240
‫حدس میزدم نخواد.

71
00:03:56,500 --> 00:03:57,500
‫با هم دعوا کردید؟

72
00:03:57,760 --> 00:03:58,880
‫اینکه غیرممکنه.

73
00:03:59,360 --> 00:04:03,160
‫فقط فهمیدیم سر یه سری چیزها
‫با هم هم عقیده نیستیم.

74
00:04:03,880 --> 00:04:06,400
‫اگه با یکی صحبت کنی، شاید حالت بهتر بشه.

75
00:04:06,620 --> 00:04:08,080
‫نه، نمیشه تیکی.

76
00:04:08,600 --> 00:04:09,900
‫خودت باهاشون صحبت کن، باشه؟

77
00:04:15,500 --> 00:04:18,500
‫تیکی، میدونی چی شده؟

78
00:04:19,000 --> 00:04:20,880
‫مرینت با آدرین به هم زده.

79
00:04:32,000 --> 00:04:34,000
‫معجزه گرم رو به لیدی باگ برگردون.

80
00:04:34,000 --> 00:04:35,000
‫ولی...

81
00:04:35,000 --> 00:04:37,000
‫اگه آکوماتیز بشم، نباید انگشتر دستم باشه.

82
00:04:37,100 --> 00:04:40,260
‫اگه آکوماتیز بشی؟
‫یکم زیاده روی نمیکنی؟

83
00:04:40,260 --> 00:04:41,920
‫یالا، زود باش.

84
00:05:03,940 --> 00:05:05,840
‫شما هم مثل من حسش کردید؟

85
00:05:06,000 --> 00:05:07,680
‫صدای خرد شدن یه قلب رو.

86
00:05:07,960 --> 00:05:09,300
‫ولی نه هر قلبی.

87
00:05:09,600 --> 00:05:10,600
‫قلب آدرین آگرست.

88
00:05:11,380 --> 00:05:13,400
‫نکنه مرینت دوپن چنگ باهاش به هم زده؟

89
00:05:13,700 --> 00:05:14,700
‫بیچاره آدرین.

90
00:05:15,200 --> 00:05:17,980
‫یا بهتره بگم، بیچاره کت نوار.

91
00:05:18,160 --> 00:05:19,960
‫این فرصتمونه تا نظریه‌مون رو امتحان کنیم.

92
00:05:20,000 --> 00:05:23,500
‫و مطمئن بشیم که آدرین آگرست همون کت نواره.

93
00:05:24,000 --> 00:05:25,500
‫نورو...

94
00:05:26,500 --> 00:05:28,000
‫بال های سیاه، برخیزید!

95
00:05:43,000 --> 00:05:44,500
‫نینو، پیش آدرین برو.

96
00:05:44,500 --> 00:05:45,500
‫هان؟ چرا؟

97
00:05:46,000 --> 00:05:47,000
‫مرینت باهاش به هم زده.

98
00:05:47,000 --> 00:05:48,500
‫چی؟ شوخی میکنی!

99
00:05:48,500 --> 00:05:50,500
‫بعداً همه چی رو برات توضیح میدم، برو.

100
00:05:50,500 --> 00:05:51,500
‫باشه، الان میرم.

101
00:05:52,240 --> 00:05:53,700
‫من متوجه نمیشم، مرینت.

102
00:05:53,800 --> 00:05:56,740
‫تقریباً کل سال طول کشید تا بهش اعتراف کنی.

103
00:05:56,820 --> 00:05:59,260
‫و حالا بعد از چند هفته باهاش به هم زدی؟

104
00:05:59,260 --> 00:06:01,480
‫شما دو تا خیلی با هم خوب بودید، دخترم.

105
00:06:01,500 --> 00:06:02,500
‫چه اتفاقی افتاده؟

106
00:06:02,760 --> 00:06:07,200
‫فکر کنم برای مرینت سخته که
‫نتونه کل حقیقت رو به آدرین بگه.

107
00:06:07,760 --> 00:06:11,560
‫ولی تو به ما گفتی که لیدی باگ هستی
‫و این هیچی رو عوض نکرد.

108
00:06:11,700 --> 00:06:14,400
‫تو هنوز دختر ما هستی
‫و ما هم هنوز پدر و مادرت هستیم.

109
00:06:15,060 --> 00:06:17,420
‫قضیه پیچیده تر از این حرف هاست، بابا.

110
00:06:17,900 --> 00:06:19,800
‫لازم نبود باهاش به هم بزنی.

111
00:06:19,920 --> 00:06:22,080
‫میتونستی حقیقت رو درباره پدرش بهش بگی.

112
00:06:22,380 --> 00:06:24,420
‫یعنی چی، حقیقت درباره پدرش؟

113
00:06:30,500 --> 00:06:31,500
‫وای...

114
00:06:31,500 --> 00:06:33,000
‫گابریل آگرست همون مونارک بود.

115
00:06:33,000 --> 00:06:34,000
‫- نه!
‫- نه!

116
00:06:34,280 --> 00:06:35,680
‫حدسش رو میزدم.

117
00:06:36,000 --> 00:06:37,000
‫حدس میزدی؟

118
00:06:37,000 --> 00:06:40,500
‫نه، ولی حالا که میدونم،
‫کاملاً مشخصه که اون یه ابرشرور بود.

119
00:06:40,620 --> 00:06:41,860
‫اون پدر خوبی نبود.

120
00:06:42,520 --> 00:06:44,060
‫ولی چرا لیدی باگ...

121
00:06:44,060 --> 00:06:47,040
‫یعنی، چرا گفتی اون یه قهرمان بود؟

122
00:06:47,180 --> 00:06:49,020
‫گفتم که، پیچیده‌ست.

123
00:06:49,920 --> 00:06:51,720
‫توضیح دادنش پیچیده‌ست؟

124
00:06:52,220 --> 00:06:53,500
‫یا گفتنش سخته؟

125
00:06:54,500 --> 00:06:57,900
‫هر چی میدونم رو بهتون میگم
‫و شما بگید راه دیگه ای هم هست یا نه.

126
00:06:57,900 --> 00:06:59,000
‫من که هیچ راهی پیدا نکردم.

127
00:06:59,000 --> 00:07:00,000
‫مشکل اینه که...

128
00:07:00,500 --> 00:07:04,500
‫اگه به آدرین میگفتم پدرش مونارک بوده،
‫باید این رو هم بهش میگفتم...

129
00:07:04,660 --> 00:07:07,340
‫که چرا میخواست معجزه گرهای
‫لیدی باگ و کت نوار رو بگیره.

130
00:07:07,500 --> 00:07:08,500
‫من درک نمیکنم.

131
00:07:09,040 --> 00:07:10,420
‫اون مرد که همه چی داشت.

132
00:07:11,000 --> 00:07:13,000
‫موفقیت، پول، یه پسر فوق العاده.

133
00:07:13,000 --> 00:07:14,000
‫دیگه چی میخواست؟

134
00:07:14,000 --> 00:07:15,500
‫مگه چی کم داشت؟

135
00:07:19,740 --> 00:07:21,060
‫همسرش.

136
00:07:21,500 --> 00:07:24,000
‫همه فکر میکنن مادر آدرین
‫توی قبرستون دفن شده.

137
00:07:24,000 --> 00:07:28,000
‫ولی در واقع، گابریل آگرست اون رو توی
‫یه سرداب زیر خونه خودش مخفی کرده بود.

138
00:07:28,000 --> 00:07:30,260
‫در حالی که دنبال راهی برای
‫برگردوندنش به زندگی بود.

139
00:07:41,500 --> 00:07:42,500
‫بله؟

140
00:07:42,500 --> 00:07:43,500
‫سلام!

141
00:07:43,500 --> 00:07:44,500
‫یعنی، روز بخیر خانم!

142
00:07:44,800 --> 00:07:46,780
‫سعی کردم به آدرین زنگ بزنم ولی جواب نداد.

143
00:07:47,000 --> 00:07:48,000
‫حالش خوبه؟

144
00:07:48,140 --> 00:07:49,160
‫چرا نباشه؟

145
00:07:49,500 --> 00:07:51,640
‫آخه مرینت باهاش به هم زده.

146
00:07:52,000 --> 00:07:53,000
‫چی؟

147
00:07:53,000 --> 00:07:54,000
‫عجیبه، مگه نه؟

148
00:07:54,100 --> 00:07:56,200
‫برای همین اومدم، تا به دوستم روحیه بدم.

149
00:07:56,960 --> 00:07:58,620
‫ممنون که خبر دادی، خودم حواسم بهش هست.

150
00:08:00,540 --> 00:08:01,540
‫باشه.

151
00:08:02,000 --> 00:08:03,000
‫خواهش میکنم!

152
00:08:06,350 --> 00:08:09,990
‫مرینت، تو گفتی به خاطر عشقی
‫که به آدرین داری هر کاری میکنی...

153
00:08:09,990 --> 00:08:11,290
‫و بعد یهو باهاش به هم زدی.

154
00:08:11,500 --> 00:08:12,500
‫چی شد؟

155
00:08:12,500 --> 00:08:13,500
‫بهم زنگ بزن.

156
00:08:19,500 --> 00:08:21,500
‫آدرین، حالت خوبه؟

157
00:08:23,500 --> 00:08:25,000
‫آدرین.

158
00:08:28,710 --> 00:08:32,549
‫همه فکر میکنن امیلی آگرست
‫بعد از یه بیماری طولانی ناپدید شده.

159
00:08:33,000 --> 00:08:34,500
‫و واقعاً هم یه بیماری بود.

160
00:08:34,500 --> 00:08:36,500
‫فقط اینکه یه بیماری جادویی بود.

161
00:08:36,500 --> 00:08:39,000
‫چی؟ یه بیماری جادویی؟

162
00:08:39,350 --> 00:08:41,049
‫آخه همچین چیزی وجود نداره.

163
00:08:41,409 --> 00:08:45,110
‫امیلی و گابریل که از بچه دار نشدن
‫ناامید شده بودن...

164
00:08:45,110 --> 00:08:47,550
‫از معجزه گر طاووس استفاده کردن
‫تا آدرین رو به دنیا بیارن.

165
00:08:47,910 --> 00:08:51,930
‫اون باردار شد و ۹ ماه بعد به دنیا اومد
‫و اونا خیلی خوشحال شدن.

166
00:08:52,170 --> 00:08:54,990
‫ولی اونا نمیدونستن که
‫معجزه گر طاووس خراب بوده.

167
00:08:55,550 --> 00:08:59,990
‫و استفاده از معجزه گر امیلی رو بیمار کرد
‫و گابریل عذاب زیادی کشید.

168
00:09:00,630 --> 00:09:03,570
‫اون تبدیل به یه ابرشرور شد
‫تا بتونه خانواده‌ش رو پس بگیره.

169
00:09:04,110 --> 00:09:05,250
‫چقدر وحشتناک.

170
00:09:05,250 --> 00:09:08,370
‫ولی این حقیقته، و آدرین باید بدونه.

171
00:09:08,690 --> 00:09:10,090
‫ولی چطور این رو بهش بگیم، آلیا؟

172
00:09:10,500 --> 00:09:13,500
‫اگه آدرین بفهمه ممکنه از حس گناه داغون بشه.

173
00:09:13,500 --> 00:09:15,000
‫ولی این تقصیر آدرین نیست...

174
00:09:15,000 --> 00:09:18,000
‫این داستان پدر و مادرشه
‫و اون حق داره که بدونه.

175
00:09:18,350 --> 00:09:22,250
‫فقط، ممکنه فکر کنه مادرش بیمار شد
‫چون اون به دنیا اومد.

176
00:09:23,470 --> 00:09:27,610
‫و اینکه بدون اون،
‫پدرش هیچ وقت یه ابرشرور نمیشد.

177
00:09:27,890 --> 00:09:29,390
‫اون داغون میشه.

178
00:09:29,500 --> 00:09:35,000
‫من بدون وقفه دارم به تمام حرف های شما
‫فکر میکنم، از روزی که حقیقت رو فهمیدم.

179
00:09:38,940 --> 00:09:40,400
‫نمیخوام مزاحمت بشم.

180
00:09:43,120 --> 00:09:45,580
‫فقط میخوام بدونم حالت خوبه یا نه.

181
00:09:55,000 --> 00:09:56,000
‫ببخشید مزاحم میشم...

182
00:09:56,000 --> 00:09:59,500
‫ولی صدای یه فریاد ناامیدانه رو شنیدم،
‫وقتی دوست دخترت تو رو رنجوند.

183
00:09:59,540 --> 00:10:01,800
‫اون بهم گفت که دیگه دوستم نداره.

184
00:10:03,680 --> 00:10:05,820
‫مرینت گفت که دیگه آدرین رو دوست نداره؟

185
00:10:06,500 --> 00:10:07,500
‫غیرممکنه!

186
00:10:07,500 --> 00:10:09,000
‫حتماً داره بهش دروغ میگه.

187
00:10:09,000 --> 00:10:10,000
‫ولی چرا؟

188
00:10:10,000 --> 00:10:13,000
‫مرینت فقط برای محافظت از آدرین
‫حاضر میشه این کار رو بکنه.

189
00:10:13,000 --> 00:10:14,000
‫ولی از چی؟

190
00:10:14,400 --> 00:10:16,780
‫حقیقتی وجود داره که میتونه داغونش کنه.

191
00:10:16,880 --> 00:10:19,520
‫ولی فقط لیدی باگ میدونه
‫که پدر آدرین، مونارک بود.

192
00:10:20,500 --> 00:10:21,500
‫پس...

193
00:10:21,500 --> 00:10:23,000
‫آروم باشید دخترها!

194
00:10:23,000 --> 00:10:25,500
‫ما از قبل مدرک داریم که
‫مرینت لیدی باگ نیست.

195
00:10:25,620 --> 00:10:27,100
‫بیشتر از یک بار این رو ثابت کردیم.

196
00:10:27,100 --> 00:10:30,960
‫بیاید طبق نقشه پیش بریم
‫و مطمئن بشیم آدرین همون کت نواره.

197
00:10:31,840 --> 00:10:35,580
‫خیلی بده عاشق کسی باشی
‫که عشقت رو رد میکنه.

198
00:10:36,480 --> 00:10:40,860
‫اگه میتونستی یه قلب یخ زده رو ذوب کنی،
‫همه چی بهتر میشد، مگه نه؟

199
00:10:42,340 --> 00:10:45,840
‫اینطوری، عشق دوست دختر قبلیت
‫دوباره دلت رو گرم میکرد.

200
00:10:46,200 --> 00:10:48,500
‫نه، دوست داشتن نمیتونه اجباری باشه.

201
00:10:48,620 --> 00:10:49,820
‫آره، معلومه.

202
00:10:50,220 --> 00:10:53,300
‫اگه میتونستم یه قدرت انتخاب کنم،
‫قدرت پایان دادن به رنج بود.

203
00:10:53,500 --> 00:10:55,080
‫خاموش کردن شعله قلبم.

204
00:10:55,500 --> 00:10:56,500
‫باشه پس.

205
00:10:57,100 --> 00:10:59,160
‫اگه بخوای، میتونم این قدرت رو بهت بدم.

206
00:11:02,960 --> 00:11:04,880
‫و چی باید صدات کنم؟

207
00:11:05,000 --> 00:11:06,000
‫اکستینتور.

208
00:11:11,500 --> 00:11:18,000
‫اکستینتور، در ازای این قدرت فقط ازت میخوام
‫معجزه گرهای لیدی باگ و کت نوار رو بیاری.

209
00:11:18,720 --> 00:11:22,260
‫و اگه از قضا خودت کت نوار باشی،
‫نباید زیاد سخت باشه.

210
00:11:22,700 --> 00:11:24,480
‫تو کت نوار هستی، اکستینتور.

211
00:11:27,880 --> 00:11:29,500
‫باید خودم رو کنترل کنم.

212
00:11:29,500 --> 00:11:30,540
‫نه، وایسا!

213
00:11:38,810 --> 00:11:40,770
‫نمیتونه اینطوری تموم بشه.

214
00:11:40,970 --> 00:11:42,030
‫معلومه که نه.

215
00:11:43,890 --> 00:11:46,290
‫ببخشید که هی اصرار میکردم به آدرین بگی.

216
00:11:46,710 --> 00:11:47,790
‫حق با توئه، مرینت.

217
00:11:48,250 --> 00:11:49,570
‫خیلی پیچیده‌ست.

218
00:11:50,000 --> 00:11:55,000
‫چطور عشقم به آدرین میتونه واقعی باشه
‫وقتی این همه چیز هست که نمیتونم بهش بگم؟

219
00:11:59,430 --> 00:12:01,850
‫آدرین، من دارم میام تو باشه؟

220
00:12:10,000 --> 00:12:15,500
‫با اختیاراتی که به من داده شده، شما،
‫یعنی ما دو نفر رو زن و شوهر اعلام میکنم.

221
00:12:16,090 --> 00:12:18,450
‫سالگرد ازدواجمون مبارک، عشقم.

222
00:12:21,790 --> 00:12:23,770
‫ما یه راهی برای حلش پیدا میکنیم.

223
00:12:24,010 --> 00:12:26,330
‫به هم زدن با اون تنها راه ممکن بود.

224
00:12:27,010 --> 00:12:29,790
‫رها کردن کسی که دوستش داریم
‫هیچ وقت راه حل نیست.

225
00:12:30,010 --> 00:12:31,410
‫به خودمون نگاه کن، من و تو.

226
00:12:31,630 --> 00:12:34,650
‫ما همیشه یه راهی برای
‫حل مشکلات پیدا میکنیم، مگه نه؟

227
00:12:47,390 --> 00:12:48,470
‫بیا، برای نگهبان.

228
00:12:48,630 --> 00:12:51,770
‫حالا که دل صاحبم رو شکسته،
‫باید یکی دیگه پیدا کنه.

229
00:12:52,230 --> 00:12:54,170
‫فکر میکنی الان وقت مناسبیه؟

230
00:12:54,530 --> 00:12:55,950
‫اون هم خودش داره عذاب میکشه.

231
00:12:56,000 --> 00:12:58,000
‫باید قبلاً به اینجاش فکر میکرد، مگه نه؟

232
00:12:58,000 --> 00:13:04,000
‫ببین، پس دادن معجزه گر توسط کت نوار
‫درست توی همون روزی که با آدرین به هم زد...

233
00:13:04,000 --> 00:13:05,500
‫اتفاق خیلی بدیه.

234
00:13:05,770 --> 00:13:07,990
‫میفهمه که آدرین همون کت نواره.

235
00:13:08,250 --> 00:13:11,090
‫این دیگه مشکلی نیست،
‫چون اون دیگه کت نوار نیست.

236
00:13:11,500 --> 00:13:13,000
‫حالا اگه اجازه بدی عزیزم...

237
00:13:13,000 --> 00:13:16,500
‫برمیگردم تا صاحب سابقم رو دلداری بدم،
‫قبل از اینکه کلاً ولش کنم.

238
00:13:22,250 --> 00:13:26,590
‫عشق پوچه، مثل یه چاه خالی از عشق
‫که دارم توش غرق میشم.

239
00:13:27,090 --> 00:13:30,090
‫آره، نمیدونم این چیزی باشه که
‫دخترتون الان لازم داره بشنوه.

240
00:13:30,210 --> 00:13:33,270
‫من خالی هستم.
‫خالی از عشقی بی روح، از عشقی پوچ.

241
00:13:37,550 --> 00:13:40,710
‫عشق توی سطل زباله رفت، اینطوری خیلی بهتره.

242
00:13:40,710 --> 00:13:44,930
‫داستان های قشنگ، بدون عشق،
‫بدون رنج، همه چی سیاه و سفید.

243
00:13:53,140 --> 00:13:54,580
‫مرینت، یه مشکلی داریم.

244
00:13:54,680 --> 00:13:57,060
‫پدر و مادرت قربانی یه شرور آکوماتیزه شدن.

245
00:13:59,980 --> 00:14:01,340
‫موفق باشی، آلیا.

246
00:14:03,340 --> 00:14:04,780
‫نه، اصلاً اینطور نیست.

247
00:14:05,100 --> 00:14:06,660
‫تو من رو تنها نمیذاری.

248
00:14:08,500 --> 00:14:10,000
‫تریکس، بیا حمله ور بشیم!

249
00:14:11,100 --> 00:14:13,780
‫ما همیشه با هم با مشکلاتمون روبرو میشیم.

250
00:14:14,420 --> 00:14:15,980
‫و همینطور هم ادامه پیدا میکنه.

251
00:14:30,130 --> 00:14:31,530
‫مامان، بابا.

252
00:14:37,000 --> 00:14:38,000
‫ناتالی.

253
00:14:38,000 --> 00:14:41,000
‫به وسیله قدرت های خارق العاده ای
‫که به من داده شده...

254
00:14:41,000 --> 00:14:43,000
‫من همه بزرگسالان رو از عشق رها میکنم.

255
00:14:43,370 --> 00:14:47,870
‫بذارید دردی که قلبتون رو میسوزونه،
‫مثل امواجی که به ساحل شکل میدن...

256
00:14:47,870 --> 00:14:49,710
‫با جزر و مد توی فرشی از کف بره.

257
00:14:50,210 --> 00:14:51,790
‫این دیالوگ یکم زیادی اغراق آمیزه.

258
00:14:52,000 --> 00:14:53,100
‫فکر نمیکنی بهتره حذفش کنی؟

259
00:14:53,470 --> 00:14:55,270
‫تو درباره تدوین من تصمیم نمیگیری.

260
00:14:55,470 --> 00:14:56,810
‫این فیلم درباره دساموره.

261
00:14:57,500 --> 00:15:00,500
‫عاشق بودن همیشه راحت نیست،
‫ولی بدون عشق، زندگی غم انگیزه.

262
00:15:00,500 --> 00:15:01,500
‫اشتباهه.

263
00:15:01,630 --> 00:15:03,270
‫عشقه که زندگی رو غم انگیز میکنه.

264
00:15:04,590 --> 00:15:05,930
‫اشتباه نمیگه.

265
00:15:07,190 --> 00:15:08,210
‫چرت نگو.

266
00:15:08,500 --> 00:15:09,500
‫چرت نیست.

267
00:15:09,670 --> 00:15:13,230
‫همه میدونن «عاقبت خوش»
‫فقط توی قصه هاست.

268
00:15:13,500 --> 00:15:14,500
‫فیلم رو عوض نکن.

269
00:15:15,000 --> 00:15:16,000
‫خودت رو کنترل کن.

270
00:15:18,310 --> 00:15:20,050
‫تو نباید اینجا باشی.

271
00:15:20,430 --> 00:15:22,070
‫این یه فیلم ابرقهرمانی نیست.

272
00:15:22,330 --> 00:15:23,370
‫این یه درامه.

273
00:15:28,530 --> 00:15:30,070
‫اون قدرت هاش رو از دست داده.

274
00:15:30,500 --> 00:15:31,500
‫معجزه گرش رو بگیر.

275
00:15:32,000 --> 00:15:33,000
‫رینا.

276
00:15:36,160 --> 00:15:38,800
‫ما همیشه با هم با مشکلاتمون روبرو میشیم.

277
00:15:46,000 --> 00:15:49,500
‫برای من، بهترین بخش فیلم ها وقتیه
‫که بهترین دوست آدم بهش روحیه میده.

278
00:15:49,500 --> 00:15:50,500
‫ممنونم.

279
00:15:53,480 --> 00:15:55,480
‫فکر کردی کار اینجا تموم شده، دسامور؟

280
00:15:55,500 --> 00:15:59,000
‫تیتراژ پایانی فقط وقتی پخش میشه
‫که معجزه گرها رو بگیری، دسامور.

281
00:15:59,000 --> 00:16:00,000
‫یادته؟

282
00:16:00,260 --> 00:16:03,160
‫دیگه وقت صحنه اکشن فینال بزرگ منه.

283
00:16:06,500 --> 00:16:08,500
‫من تهی از عشق هستم، از عشقی پوچ.

284
00:16:08,500 --> 00:16:11,500
‫مثل صدفی رها شده توسط
‫کسی که دوستش دارم...

285
00:16:11,500 --> 00:16:13,500
‫بی هدف راه میرم، ولی بدون ناراحتی.

286
00:16:20,500 --> 00:16:21,500
‫پلگ، نه.

287
00:16:21,500 --> 00:16:22,500
‫دیگه نمیتونم.

288
00:16:22,500 --> 00:16:23,500
‫خیلی خطرناکه.

289
00:16:23,500 --> 00:16:26,500
‫من آکوماتیز شده بودم
‫و مجبور شدم یه اولترا آکوما رو رد کنم.

290
00:16:26,500 --> 00:16:27,500
‫دیدی؟

291
00:16:27,500 --> 00:16:28,500
‫میتونی از خودت دفاع کنی.

292
00:16:28,840 --> 00:16:31,500
‫و لیدی باگ هنوز وقت نکرده
‫یه هولدر دیگه پیدا کنه.

293
00:16:32,500 --> 00:16:33,500
‫زود باش.

294
00:16:39,260 --> 00:16:41,840
‫لیدی باگ برای آخرین بار بهت نیاز داره.

295
00:16:42,640 --> 00:16:45,020
‫پشیمانی تلخ و جانکاه.

296
00:16:45,420 --> 00:16:49,300
‫دریا غم رو می‌بره
‫و تنهاییم مثل کف به ساحل میخوره.

297
00:16:50,000 --> 00:16:52,500
‫کمکش کن این حرف های وحشتناک رو تموم کنه.

298
00:16:53,500 --> 00:16:55,080
‫این دفعه آخره، باشه؟

299
00:16:59,660 --> 00:17:01,740
‫پیوندهای عاطفی یه نقطه ضعف هستن.

300
00:17:01,900 --> 00:17:03,859
‫ما رو بیش از حد به بقیه وابسته میکنن.

301
00:17:04,000 --> 00:17:05,000
‫اشتباه میکنی.

302
00:17:05,000 --> 00:17:07,500
‫اونا ما رو متحد و قوی تر میکنن.

303
00:17:07,500 --> 00:17:08,500
‫نه.

304
00:17:08,500 --> 00:17:09,500
‫اونا ما رو به بند میکشن.

305
00:17:09,500 --> 00:17:10,500
‫به خودت نگاه کن.

306
00:17:10,859 --> 00:17:13,380
‫بدون دوست ابرقهرمانت حریف من نیستی.

307
00:17:14,579 --> 00:17:17,300
‫این سرنوشت هر کسیه که به عشق باور داره.

308
00:17:17,500 --> 00:17:19,810
‫یه سقوط تنها و پایانی دردناک.

309
00:17:24,500 --> 00:17:26,500
‫کت نوار، درست به موقع رسیدی.

310
00:17:26,500 --> 00:17:27,500
‫متوجه شدم، بانوی من.

311
00:17:27,840 --> 00:17:31,320
‫همسر منم از دیدنم خوشحال میشد،
‫ولی بازم ولم کرد رفت.

312
00:17:36,180 --> 00:17:38,400
‫بدون تو چیکار میکردم، مگه نه پیشی؟

313
00:17:38,400 --> 00:17:41,200
‫یه راهی پیدا میکردی که بی دردسر بیفتی،
‫فقط به یه شکل دیگه.

314
00:17:42,260 --> 00:17:45,080
‫شما هم از هم جدا میشید،
‫مثل همه زوج های دیگه.

315
00:17:47,000 --> 00:17:48,480
‫ولی ما که زوج نیستیم.

316
00:17:48,620 --> 00:17:50,720
‫و هیچ وقت هم از هم جدا نمیشیم.

317
00:17:51,940 --> 00:17:54,840
‫چقدر ساده هستید،
‫خیلی زود نظرتون عوض میشه.

318
00:17:55,540 --> 00:17:57,220
‫اصلاً گوش نمیدی چی میگیم، دسامور.

319
00:17:57,320 --> 00:17:58,480
‫ما زوج نیستیم.

320
00:17:58,700 --> 00:18:00,600
‫چه با من باشه چه با یکی دیگه، فرقی نمیکنه.

321
00:18:00,840 --> 00:18:01,940
‫لیدی باگ همیشه برنده میشه.

322
00:18:01,960 --> 00:18:03,120
‫اینطور نیست، کت نوار.

323
00:18:03,480 --> 00:18:06,180
‫چون ما با هم هستیم
‫اون کوچیک ترین شانسی نداره.

324
00:18:07,220 --> 00:18:09,120
‫بفرما، این هم از دعوای زوج ها!

325
00:18:09,340 --> 00:18:10,500
‫دیدید؟
‫نگفتم؟

326
00:18:11,000 --> 00:18:12,500
‫باید اولترا آکوما رو پیدا کنیم.

327
00:18:12,500 --> 00:18:13,500
‫موافقم.

328
00:18:14,000 --> 00:18:15,000
‫پنجه برنده!

329
00:18:21,500 --> 00:18:23,000
‫اولترا آکوما توی نوار نبود.

330
00:18:23,000 --> 00:18:24,000
‫گردونه خوش شانسی.

331
00:18:25,820 --> 00:18:27,260
‫یه جعبه حلقه؟

332
00:18:27,880 --> 00:18:29,300
‫یعنی باید حلقه‌م رو پس بدم؟

333
00:18:30,340 --> 00:18:32,080
‫پیشی، من هیچ وقت قبول نمیکردم.

334
00:18:35,260 --> 00:18:39,380
‫دسامور، اگه میخوای فیلمت رو تموم کنی،
‫بهتره معجزه گرها رو بگیری.

335
00:18:40,180 --> 00:18:43,320
‫میتونی روم حساب کنی،
‫یه صحنه دراماتیک میشه.

336
00:18:44,260 --> 00:18:46,500
‫اون دو تا مرغ عشق کجا هستن؟

337
00:18:47,760 --> 00:18:49,280
‫حلقه توی انگشتش رو ببین.

338
00:18:49,440 --> 00:18:52,720
‫عجیب نیست کسی که میگه از عشق متنفره،
‫هنوز حلقه دستشه؟

339
00:18:52,800 --> 00:18:55,420
‫شاید نمیتونه از عشق از دست رفته‌ش بگذره.
‫پیش میاد.

340
00:18:55,560 --> 00:18:57,760
‫ولی چطور قراره حلقه رو ازش بگیریم؟

341
00:18:58,500 --> 00:19:00,000
‫با بی حرکت کردنش.

342
00:19:00,940 --> 00:19:04,770
‫برداشت دوم، نور، دوربین و...

343
00:19:06,000 --> 00:19:07,000
‫حرکت!

344
00:19:19,000 --> 00:19:21,000
‫و این هم پایان کار دسامور!

345
00:19:21,850 --> 00:19:22,910
‫پنجه برنده!

346
00:19:29,500 --> 00:19:31,940
‫دیگه بدجنسی کافیه، اولترا آکوما.

347
00:19:36,000 --> 00:19:38,000
‫وقتشه شرارتت خنثی بشه!

348
00:19:41,880 --> 00:19:43,080
‫گرفتمت.

349
00:19:44,500 --> 00:19:45,500
‫خداحافظ، پروانه کوچولو.

350
00:19:46,960 --> 00:19:48,560
‫میراکلس لیدی باگ!

351
00:20:00,490 --> 00:20:02,190
‫فکر کنم آخر فیلم رو از دست دادم.

352
00:20:02,650 --> 00:20:04,090
‫ولی تیتراژ رو از دست نمیدی.

353
00:20:08,630 --> 00:20:10,630
‫آندره، بگو چطور شروع شد.

354
00:20:10,630 --> 00:20:14,470
‫امروز سالگرد ازدواج من با آدری میشد.

355
00:20:14,500 --> 00:20:19,500
‫تو، آدری لیلیان پاپیوت ریچارد د لاتور،
‫عشق من...

356
00:20:19,500 --> 00:20:25,500
‫ناکسیما آندره فلوریبرت مارسل سزار بورژوا،
‫یعنی خودم رو به عنوان همسرت قبول میکنی؟

357
00:20:25,730 --> 00:20:27,130
‫قبول میکنم.

358
00:20:27,710 --> 00:20:32,290
‫و تو، ناکسیما آندره فلوریبرت
‫مارسل سزار بورژوا، یعنی خودم...

359
00:20:32,430 --> 00:20:36,390
‫آدری لیلیان پاپیوت ریچارد د لاتور رو
‫به عنوان همسر قانونی خودت قبول میکنی؟

360
00:20:37,000 --> 00:20:39,500
‫از صمیم قلب قبول میکنم.

361
00:20:40,000 --> 00:20:41,500
‫میتونیم حلقه ها رو دست کنیم؟

362
00:20:47,500 --> 00:20:49,000
‫میتونیم حلقه ها رو دست کنیم؟

363
00:20:50,500 --> 00:20:52,000
‫میتونیم حلقه ها رو دست کنیم؟

364
00:20:54,000 --> 00:20:55,500
‫میتونیم حلقه ها رو...

365
00:20:56,000 --> 00:20:57,000
‫نه!

366
00:20:57,000 --> 00:20:58,000
‫عروسیمون!

367
00:20:58,500 --> 00:20:59,500
‫نه!

368
00:21:00,500 --> 00:21:01,500
‫نه!

369
00:21:05,900 --> 00:21:09,120
‫اون نوار تنها چیزی بود که
‫از عشقمون باقی مونده بود.

370
00:21:10,100 --> 00:21:12,200
‫تو فیلم عروسیت رو از دست دادی.

371
00:21:12,840 --> 00:21:15,420
‫ولی هر روز صحنه های جدیدی رو زندگی میکنی.

372
00:21:15,420 --> 00:21:19,100
‫وقتشه به جلو حرکت کنی
‫و داستان جدیدت رو تعریف کنی.

373
00:21:19,820 --> 00:21:21,160
‫حق با توئه، لیدی باگ.

374
00:21:21,400 --> 00:21:23,300
‫سینما هنر حرکته.

375
00:21:23,560 --> 00:21:25,320
‫پس منم پیش میرم.

376
00:21:26,000 --> 00:21:27,000
‫بزن قدش!

377
00:21:28,500 --> 00:21:29,500
‫بانوی من، وایسا!

378
00:21:30,840 --> 00:21:32,460
‫میخواستم بهت بگم...

379
00:21:34,000 --> 00:21:35,000
‫چی؟

380
00:21:36,500 --> 00:21:37,500
‫بیخیال.

381
00:21:38,000 --> 00:21:40,000
‫ممنون پیشی، تا بعد.

382
00:21:43,630 --> 00:21:44,630
‫پنجه ها داخل.

383
00:21:46,810 --> 00:21:50,690
‫پس یعنی همه چی بین ما تموم شد؟

384
00:21:51,000 --> 00:21:52,000
‫نه.

385
00:21:52,030 --> 00:21:53,190
‫من و تو با هم میمونیم.

386
00:21:53,490 --> 00:21:54,770
‫منم لیدی باگ رو تنها نمیذارم.

387
00:21:55,000 --> 00:21:56,000
‫من باید ادامه بدم.

388
00:21:56,170 --> 00:21:58,730
‫نمیخوام بلایی که سر آندره بورژوا اومد
‫سر منم بیاد.

389
00:22:26,000 --> 00:22:29,000
‫- اگه نیاز داری حرف بزنی...
‫- ما اینجا هستیم تا بهت گوش بدیم.

390
00:22:32,500 --> 00:22:33,500
‫روی منم حساب کن.

391
00:22:35,000 --> 00:22:36,000
‫ممنونم.

392
00:23:03,510 --> 00:23:06,390
‫پس از زندگی هم عشق وجود داره.

393
00:23:08,500 --> 00:23:09,500
‫وجود داره.

394
00:23:10,000 --> 00:23:12,000
‫ولی مهم ترین چیز اینه که...

395
00:23:12,500 --> 00:23:14,500
‫پس از عشق هم زندگی وجود داره؟

396
00:23:20,000 --> 00:23:30,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>
