1
00:00:00,000 --> 00:00:12,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: Azad ✧ mohadesehjfy ✧ Fatemeh ✧ bunny ✧ vita ✧ shi shi ✧ Purella ✧ Silvia ✧ narges ✧ Azadeh ✧ Moon ✧ Delara ✧ mahur ✧ Kento ✧ Mora ✧</font>

2
00:01:45,960 --> 00:01:48,000
!عالیجناب تشریف فرما شدن

3
00:01:49,080 --> 00:01:51,520
!زود باش! همه‌ چیز رو جمع کن! عجله کن

4
00:02:03,440 --> 00:02:04,960
 عالیجناب -
 نه، نه -

5
00:02:05,040 --> 00:02:07,480
نیازی به تشریفات نیست، بیا بشین

6
00:02:10,639 --> 00:02:11,960
حالت بهتر شده؟

7
00:02:12,920 --> 00:02:14,800
 از لطفتون ممنونم، عالیجناب

8
00:02:16,040 --> 00:02:17,800
بیماری من از دل‌شکستگیه

9
00:02:18,480 --> 00:02:20,160
می‌ترسم هیچوقت خوب نشم

10
00:02:21,160 --> 00:02:23,640
من بیشتر از بیست ساله 
که به عالیجناب خدمت کردم

11
00:02:24,160 --> 00:02:25,840
همیشه با احترام و از ته جون و دلم بوده

12
00:02:26,440 --> 00:02:29,480
حالا کار به جایی رسیده 
که یه دختر بچه جرات می‌کنه توی روم وایسه و حاضر‌جوابی کنه

13
00:02:30,280 --> 00:02:32,440
از اون بدتر، بانو لی بهم سیلی زد

14
00:02:33,360 --> 00:02:35,160
جلوی چشم همه‌ی افراد

15
00:02:35,240 --> 00:02:37,840
بدجوری تحقیر شدم و آبروم رفته

16
00:02:38,920 --> 00:02:41,640
دیگه این زندگی چه فایده‌ای برام داره؟

17
00:02:42,320 --> 00:02:44,560
مگه نفرستادمش بیاد ازت دلجویی کنه؟

18
00:02:44,640 --> 00:02:46,280
خودت بودی که راهش ندادی داخل

19
00:02:47,080 --> 00:02:49,360
آخه کی دلسوزی‌های الکی اون رو می‌خواد؟

20
00:02:49,960 --> 00:02:50,800
پشت سر من

21
00:02:50,880 --> 00:02:52,840
بساط وصلت لیو شو
با خاندان شیه رو جور کرد

22
00:02:52,920 --> 00:02:56,040
بعد هم با عجله هرکاری کرد
تا هونگ‌ شیان رو ببره توی عمارت خودش

23
00:02:56,120 --> 00:02:59,800
چرا هر چیز خوبی توی این دنیا
باید مال اون بشه؟

24
00:02:59,880 --> 00:03:02,160
عالیجناب، اون چطور می‌تونه
 انقدر زورگو و خودسر باشه؟

25
00:03:02,240 --> 00:03:03,680
!عالیجناب

26
00:03:04,520 --> 00:03:06,560
!برو از اون پسر عزیزکرده‌ات بپرس

27
00:03:07,520 --> 00:03:09,080
حالا که ولیعهد شده

28
00:03:09,160 --> 00:03:10,400
از قبل هم هوس‌بازتر شده

29
00:03:11,040 --> 00:03:14,120
تعداد زیبارویان توی اقامتگاهش
از ندیمه‌های قصر هم بیشتر شده

30
00:03:15,560 --> 00:03:18,080
حتی به زور زن‌های مردم رو دزدیده
!و صدای همه رو درآورده

31
00:03:18,600 --> 00:03:19,960
من قبلا از سر تقصیراتش گذشته بودم

32
00:03:20,040 --> 00:03:22,680
اما باز اومده زیر پای تو نشسته
!تا دوباره قشقرق به پا کنی

33
00:03:24,400 --> 00:03:26,240
خود من بودم که ازدواج لیو شو رو تایید کردم

34
00:03:27,400 --> 00:03:29,080
اون‌ وقت تو جرات می‌کنی 
روی حرف من حرف بزنی؟

35
00:03:29,720 --> 00:03:32,160
مثل اینکه امروز اصلا نباید میومدم اینجا

36
00:03:34,800 --> 00:03:37,000
!عالیجناب! عالیجناب، التماس می‌کنم

37
00:03:37,080 --> 00:03:38,720
!می‌دونم اشتباه کردم

38
00:03:38,800 --> 00:03:40,440
!من… من حماقت کردم

39
00:03:41,040 --> 00:03:43,760
از این به بعد
حتما ولیعهد رو نصیحت می‌کنم

40
00:03:43,840 --> 00:03:45,480
که مراقب حرف زدن و رفتارش باشه

41
00:03:46,360 --> 00:03:48,000
لطفا از سر تقصیرم بگذرین، عالیجناب

42
00:03:50,360 --> 00:03:51,200
بلند شو

43
00:03:52,800 --> 00:03:53,960
هنوز مریضی

44
00:03:54,880 --> 00:03:57,760
نذار اون پسر نمک‌نشناس
غصه‌دارت کنه و حالت رو بدتر کنه

45
00:03:58,600 --> 00:03:59,880
عالیجناب

46
00:03:59,960 --> 00:04:01,800
ولیعهد مهربون و فداکاره

47
00:04:02,320 --> 00:04:05,400
توی لحظه‌ی خطر حتی حاضره جونش رو هم
به خطر بندازه تا نجاتتون بده

48
00:04:06,040 --> 00:04:08,800
هیچکس به اندازه‌ی اون، شما رو هم به چشم پادشاه و هم به چشم پدر، قبول نداره و بهتون وفادار نیست

49
00:04:09,320 --> 00:04:11,120
فقط هنوز خیلی جوونه

50
00:04:11,200 --> 00:04:13,520
و راحت فریب آدم‌های پست 
و دسیسه‌چین رو می‌خوره

51
00:04:14,040 --> 00:04:17,399
اگه عالیجناب مشاورهای درستکار بیشتری
برای راهنمایی کردنش منصوب کنن

52
00:04:17,480 --> 00:04:19,240
مطمئنم دست از این کارهاش برمی‌داره

53
00:04:20,399 --> 00:04:21,399
می‌دونم

54
00:04:22,200 --> 00:04:25,000
هنوز یه ‌سری امور کشوری دارم که باید بهشون
رسیدگی کنم، برمی‌گردم به قصر شوان ‌شی

55
00:04:28,400 --> 00:04:30,080
عالیجناب، لطفا برای شام تشریف داشته باشین

56
00:04:30,160 --> 00:04:33,800
به مطبخ گفتم سوپ مرغ و جینسینگ

57
00:04:33,880 --> 00:04:35,240
مخصوص برای شما آماده کنن

58
00:04:38,840 --> 00:04:41,800
عالیجناب به ‌ندرت به تالار فو رونگ تشریف میارین

59
00:04:42,720 --> 00:04:43,720
حالا هم

60
00:04:44,760 --> 00:04:46,720
حتی نمی‌تونین

61
00:04:47,680 --> 00:04:49,160
با من یه وعده غذا بخورین؟

62
00:04:49,760 --> 00:04:50,800
...من

63
00:04:50,880 --> 00:04:53,760
وقتی کارم تموم شد، برمی‌گردم 
و باهات شام می‌خورم

64
00:04:54,600 --> 00:04:57,520
اشتباهات ولیعهد رو به پای تو نمی‌نویسم

65
00:04:59,800 --> 00:05:01,400
ممنونم، عالیجناب

66
00:05:07,320 --> 00:05:08,360
تو که اونجایی

67
00:05:12,000 --> 00:05:15,880
داروهای گیاهی‌ رو که همسر 
ولیعهد فرستاده رو برام بیار

68
00:05:16,520 --> 00:05:17,360
چشم، بانوی من

69
00:05:33,120 --> 00:05:34,400
برو به خواهر بزرگترت ادای احترام کن

70
00:05:35,800 --> 00:05:36,920
حتما

71
00:05:43,080 --> 00:05:44,640
چرا ساکتی، زن‌ برادر؟

72
00:05:45,360 --> 00:05:47,040
باید منو چی صدا کنی؟

73
00:05:47,800 --> 00:05:50,840
قبلا در حقت بی‌احترامی کردم

74
00:05:51,440 --> 00:05:54,920
لطفا منو ببخش، خواهر

75
00:05:57,480 --> 00:05:59,640
کسی که ازش دلخور بودی هیچوقت من نبودم

76
00:05:59,720 --> 00:06:00,720
کینه‌ای هم از هم نداریم

77
00:06:01,440 --> 00:06:03,880
پس آشتی کردنمون کاملا طبیعیه

78
00:06:04,720 --> 00:06:07,040
خواهر، اذیتش نکن
اون یه بانوی نجیب و آبرو داره

79
00:06:07,120 --> 00:06:08,440
اون هست، ولی شما نه

80
00:06:09,360 --> 00:06:12,440
وگرنه یواشکی پشت سر ما کاری نمی‌کردین

81
00:06:16,480 --> 00:06:17,640
همگی، بنشینین

82
00:06:18,160 --> 00:06:19,280
<font color=#B5602D> ⎝باشکوه مثل شکوفه‌ها⎞ </font>

83
00:06:19,360 --> 00:06:21,320
بیمارهای آن جو وارد پایتخت شدن

84
00:06:22,080 --> 00:06:23,760
مطمئنم خبرش به گوش قصر هم رسیده

85
00:06:25,600 --> 00:06:28,200
این روزها درگیر رسیدگی به امور اقامتگاه بودم

86
00:06:28,280 --> 00:06:29,680
برای همین نمی‌تونم زیاد به قصر سر بزنم

87
00:06:29,760 --> 00:06:32,200
اگه به چیزی نیاز داشتین 
به یینگ ‌گو بگین تا خبرم کنه

88
00:06:33,600 --> 00:06:36,680
مادر نمی‌تونی نظر خواهر رو عوض کنی
پس بی‌خودی خودتون رو خسته نکنین

89
00:06:39,560 --> 00:06:41,160
مثل همیشه، تا مغز استخون لجبازی

90
00:06:41,240 --> 00:06:43,800
رائو آر، لطفا مراقب خودت باش

91
00:06:44,320 --> 00:06:45,160
چشم

92
00:06:48,720 --> 00:06:50,720
بانوی من، عالیجناب پیغام فرستادن

93
00:06:50,800 --> 00:06:53,120
امروز برای شام تشریف نمیارن
شما بدون ایشون شام میل کنین

94
00:06:54,400 --> 00:06:55,600
به کدوم قصر رفتن؟

95
00:06:56,320 --> 00:06:57,680
تالار فو رونگ

96
00:06:58,240 --> 00:06:59,440
پیش بانو جنگ؟

97
00:07:00,880 --> 00:07:03,240
خب، این اولین باره

98
00:07:09,160 --> 00:07:13,320
<font color=#B5602D> ⎝قصر جائو یانگ⎞ </font>

99
00:07:14,120 --> 00:07:17,320
یه چیزی درباره‌ی تالار فو رونگ 
درست نیست، برای حفظ امنیت عالیجناب

100
00:07:17,840 --> 00:07:19,520
باید شاهزاده فو و بقیه رو هم باخبر کنیم

101
00:07:20,240 --> 00:07:22,880
نگران نباش، خواهر، خودم بهش رسیدگی می‌کنم

102
00:07:25,200 --> 00:07:26,080
خواهر

103
00:07:27,880 --> 00:07:28,720
مراقب خودت باش

104
00:07:30,840 --> 00:07:31,680
فهمیدم

105
00:07:38,640 --> 00:07:39,680
می‌دونی

106
00:07:40,960 --> 00:07:42,800
خواهر بزرگم سال‌های زیادی دور از قصر و 
بین مردم عادی زندگی کرده

107
00:07:43,680 --> 00:07:45,000
اون موقع که هنوز منو نمی‌شناخت

108
00:07:45,720 --> 00:07:48,800
...مادر مدام این حرف‌ها رو بهم گوشزد می‌کرد

109
00:07:52,800 --> 00:07:54,920
<i>این حرفم رو خوب به یاد داشته باش</i>

110
00:07:55,000 --> 00:07:56,240
<i>توی قصر</i>

111
00:07:56,320 --> 00:07:57,920
<i>مهم نیست چند تا خواهر و برادر داشته باشی</i>

112
00:07:58,520 --> 00:08:00,160
همه‌اشون از ته دل با تو یکی نیستن

113
00:08:00,240 --> 00:08:02,120
و هر کدوم فکر و نقشه‌ی خودشون رو دارن

114
00:08:03,160 --> 00:08:05,400
تو فقط یه خواهر تنی داری

115
00:08:06,000 --> 00:08:07,720
که از یه مادر با تو به دنیا اومده

116
00:08:08,240 --> 00:08:10,000
پس خواهر تنی من کجاست؟

117
00:08:11,040 --> 00:08:12,320
پیش خاندان وی

118
00:08:15,360 --> 00:08:17,080
شو آر، اینو یادت بمونه

119
00:08:18,920 --> 00:08:20,840
از این به بعد باید بهش احترام بذاری

120
00:08:21,680 --> 00:08:23,040
و باهاش خوب رفتار کنی

121
00:08:24,920 --> 00:08:28,040
و از طرف من، رنج‌هایی رو که کشیده رو جبران کنی

122
00:08:28,840 --> 00:08:30,520
و تا می‌تونی بهش محبت کنی

123
00:08:30,600 --> 00:08:32,159
<font color=#B5602D> ⎝دوران کودکی لیو شو⎞ </font>

124
00:08:41,679 --> 00:08:43,600
مادر قبلا اجازه نمی‌داد ببینمش

125
00:08:44,240 --> 00:08:45,880
چون می‌ترسید براش دردسر درست کنم

126
00:08:46,720 --> 00:08:48,600
حالا که بعد از این همه سختی بالاخره همدیگه 
رو به‌ عنوان اعضای یه خانواده شناختیم

127
00:08:49,160 --> 00:08:51,720
با اینکه بارها و بارها صادقانه از ته دل باهاش 
حرف زدم و محبتم رو بهش نشون دادم

128
00:08:52,240 --> 00:08:54,120
باز هم به‌ سختی می‌تونم حتی ذره‌ای
 تحت تاثیرش قرارش بدم

129
00:08:55,400 --> 00:08:57,520
گاهی واقعا به ارباب لو حسودیم می‌شه

130
00:08:58,680 --> 00:09:01,120
نمی‌دونم چطور، اما تونسته دل سرد و یخی اون رو آب کنه

131
00:09:06,080 --> 00:09:08,680
دیر یا زود، یه روزی احساساتت رو درک می‌کنه

132
00:09:09,640 --> 00:09:11,600
نمی‌دونم اون چطور تونسته این کار رو بکنه

133
00:09:12,120 --> 00:09:14,120
واقعا بهش حسودیم می‌شه

134
00:09:14,720 --> 00:09:16,240
اصلا نمی‌تونم با این وضعیت کنار بیام

135
00:09:16,920 --> 00:09:20,840
من و خواهرم باید از هر کس دیگه‌ای توی 
این دنیا به هم نزدیک‌تر باشیم

136
00:09:21,360 --> 00:09:22,200
مگه نباید اینطور باشه؟

137
00:09:33,880 --> 00:09:34,840
باشه

138
00:09:35,520 --> 00:09:37,320
اینو مستقیم ببر اونجا -
چشم -

139
00:09:42,000 --> 00:09:43,000
!زود باشین! عجله کنین

140
00:09:43,080 --> 00:09:44,160
زنجبیل به‌ اندازه‌ی کافی هست؟

141
00:09:44,760 --> 00:09:45,880
الان میارم

142
00:09:45,960 --> 00:09:47,080
مواظب باش، داغه -
این یکی آماده‌ست -

143
00:09:47,160 --> 00:09:48,480
بده، خودم می‌برمش

144
00:09:50,360 --> 00:09:51,200
مادر؟

145
00:09:56,000 --> 00:09:58,080
این طرف هم به یکی نیاز داریم -
اومدم -

146
00:09:58,160 --> 00:09:59,000
شما نباید به اینجا بیاین

147
00:09:59,600 --> 00:10:01,440
وقتی شما می‌تونین بیاین، چرا من نتونم؟

148
00:10:02,040 --> 00:10:04,560
اگه من نیام، هیچکس جرأت نمی‌کنه بیاد

149
00:10:04,640 --> 00:10:06,720
اما وقتی خودم بیام، هیچکس جرأت نمی‌کنه نیاد

150
00:10:06,800 --> 00:10:08,360
تو درست مثل جو آر منی

151
00:10:08,440 --> 00:10:10,360
اون هم وقتی به جنگ می‌ره، همیشه خودش 
جلوتر از سربازها حرکت می‌کنه

152
00:10:10,440 --> 00:10:12,040
این یعنی واقعا برای هم ساخته شدین

153
00:10:12,120 --> 00:10:14,800
تازه، من هم از یه خاندان اشرافی و سرشناس نیستم

154
00:10:14,880 --> 00:10:18,360
پدر خودم طبیب ارتش بود، این بیماری‌های 
واگیردار فصلی نمی‌تونن منو بترسونن

155
00:10:18,440 --> 00:10:20,440
مادر، این موضوع اصلا شوخی‌بردار نیست

156
00:10:20,520 --> 00:10:21,600
منم اهل شوخی نیستم

157
00:10:21,680 --> 00:10:23,720
اگه جلوش رو نگرفته بودیم

158
00:10:23,800 --> 00:10:26,280
بانوی بزرگ هم باهاشون میومد

159
00:10:26,360 --> 00:10:28,360
دقیقا همونطور که گفتم عمل می‌کنیم

160
00:10:31,720 --> 00:10:33,600
!چانگ نینگ، چانگ هوی، بیاین کمک

161
00:10:34,400 --> 00:10:36,160
!دارم میام -
!نه! نمی‌خوام برم اون طرف -

162
00:10:38,560 --> 00:10:40,960
طاعون داره پخش می‌شه، هیچکس در امان نیست

163
00:10:41,560 --> 00:10:43,560
وقتی بانوهای اشراف‌زاده
 از کمک‌های دارویی و خیرخواهانه‌ی بانو باخبر شدن

164
00:10:43,640 --> 00:10:46,000
همه‌اشون هم به پیروی از ایشون به کمک اومدن

165
00:10:46,080 --> 00:10:47,840
حتی مادر خودت هم اون بیرونه

166
00:10:47,920 --> 00:10:49,320
داره هر کاری از دستش برمیاد می‌کنه
تا گیاهان دارویی جمع‌آوری کنه

167
00:10:49,920 --> 00:10:51,880
بانوی بزرگ گفتن هیچکس
توی خاندان ما از خطر فرار نمی‌کنه

168
00:10:52,480 --> 00:10:54,480
بانوها هم از بقیه عقب نمی‌مونن

169
00:10:54,560 --> 00:10:57,240
اگه همین حالا بری
دیگه هیچوقت حق نداری پات رو توی این خونه بذاری

170
00:10:57,320 --> 00:10:58,560
و خودت رو یکی از ما بدونی

171
00:10:58,640 --> 00:10:59,680
...من

172
00:11:01,520 --> 00:11:02,880
باشه، باشه -
حالا زود باشین -

173
00:11:09,640 --> 00:11:12,000
برگ نعناع، تخم باباآدم، و پیازچه

174
00:11:12,600 --> 00:11:13,960
از چه دارویی استفاده می‌کنین؟

175
00:11:14,040 --> 00:11:16,320
بیمارها لرز و رطوبت توی بدنشون دارن

176
00:11:16,920 --> 00:11:18,320
خیلی‌ها سردرد و احساس سنگینی توی پیشونی دارن

177
00:11:18,400 --> 00:11:20,680
همراه با تب، لرز، سرفه و تنگی نفس

178
00:11:20,760 --> 00:11:22,120
تمام طبیب‌های شهر رو برای مشورت جمع کردم

179
00:11:22,200 --> 00:11:24,520
توافق کردیم با جوشونده‌ی دفع باد درمانشون کنیم

180
00:11:25,360 --> 00:11:27,880
...پدرم یه بار بهم گفته بود
این دارو توی مراحل اولیه خوب جواب می‌ده

181
00:11:28,480 --> 00:11:30,360
ولی وقتی تب و خلط زرد ظاهر بشه

182
00:11:30,440 --> 00:11:32,760
دارو رو به قرص‌های ضدعفونی‌کننده‌ی گان‌ لو تغییر بدین

183
00:11:33,400 --> 00:11:35,560
داروی اونا بیش از حد طبع سردی داره، عوضش کنین

184
00:11:38,080 --> 00:11:38,920
دیدی؟

185
00:11:40,120 --> 00:11:43,600
حالت تهوع هم راحت درمان می‌شه
فقط نصف قاشق آب زنجبیل بهش اضافه کنین

186
00:11:44,200 --> 00:11:44,960
اینطوری مشکل حل می‌شه

187
00:11:46,000 --> 00:11:46,880
انجامش بده

188
00:11:48,520 --> 00:11:49,600
حالا حرفم رو باور می‌کنی؟

189
00:11:50,880 --> 00:11:52,280
ممنون از کمکتون، مادر

190
00:11:52,360 --> 00:11:54,320
زود باشین! هیزم بیشتری اضافه کنین

191
00:11:54,400 --> 00:11:56,760
!و دوباره دارو رو بجوشونین -
بقیه‌اش رو من انجام می‌دم -

192
00:11:56,840 --> 00:11:57,960
!دارم میام

193
00:12:00,360 --> 00:12:01,280
!ممنون

194
00:12:05,400 --> 00:12:06,480
اون نمی‌ترسه؟

195
00:12:07,240 --> 00:12:09,800
اون نه از مرگ می‌ترسه نه از کثیفی

196
00:12:09,880 --> 00:12:12,240
بی‌دلیل نیست که مردم می‌پرستنش

197
00:12:12,320 --> 00:12:14,000
حتی من هم جز احترام چیزی براش قائل نیستم

198
00:12:14,800 --> 00:12:16,600
بانوهای جوان مدام ازم در موردش می‌پرسن

199
00:12:17,400 --> 00:12:19,200
همه می‌خوان بانوی اشراف‌زاده وو آن رو ببینن

200
00:12:19,720 --> 00:12:22,600
نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی

201
00:12:23,160 --> 00:12:25,520
اگه همینطور ازش ایراد بگیری، پشیمون می‌شی

202
00:12:37,000 --> 00:12:38,040
بیا

203
00:12:42,320 --> 00:12:43,480
بیا

204
00:12:47,920 --> 00:12:51,600
<font color=#B5602D> ⎝جائو⎞ </font>

205
00:12:57,160 --> 00:12:58,320
باز یکی دیگه از حال رفت؟

206
00:13:05,000 --> 00:13:06,920
!خیلی خب! تمرین‌هاتون رو از سر بگیرین

207
00:13:09,760 --> 00:13:10,800
این هفتمین نفر توی سه روز اخیره

208
00:13:11,400 --> 00:13:13,040
لو جو، نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم

209
00:13:13,760 --> 00:13:15,600
اونا فقط قصد ندارن پایتخت رو به هم بریزن

210
00:13:16,240 --> 00:13:17,640
بلکه می‌خوان ارتش هم توی هرج‌ومرج بیفته

211
00:13:18,280 --> 00:13:19,400
دنبال چی‌ان؟

212
00:13:20,320 --> 00:13:22,960
الان وقت این حرف‌ها نیست
اول اردوگاه رو بازرسی کن

213
00:13:23,040 --> 00:13:25,520
مریض‌ها رو برای درمان به بخش ببر

214
00:13:31,520 --> 00:13:33,080
<font color=#B5602D> ⎝قصر شوان شی⎞ </font>

215
00:13:33,160 --> 00:13:35,440
عالیجناب، طاعون توی ارتش شیوع پیدا کرده

216
00:13:35,520 --> 00:13:37,440
دوازده سرباز مریض شدن

217
00:13:37,520 --> 00:13:39,520
دستور دادم طبیب‌ها اردوگاه رو بازرسی کنن

218
00:13:39,600 --> 00:13:41,600
مریض‌ها رو شبانه توی بخش‌های جدا قرنطینه کردیم

219
00:13:41,680 --> 00:13:44,480
خوشبختانه زود جلوگیری کردیم، بیماری پخش نشده

220
00:13:46,480 --> 00:13:48,080
هیچ اتفاقی نباید برای ارتش بیفته

221
00:13:48,960 --> 00:13:50,440
اطاعت، عالیجناب

222
00:13:52,000 --> 00:13:54,840
پدر، به عنوان امپراتور
مسئولیت قلمرو روی دوش شماست

223
00:13:54,920 --> 00:13:56,760
به خاطر مردم

224
00:13:56,840 --> 00:14:00,000
با فروتنی ازتون خواهش می‌کنم
به اقامتگاه چشمه‌ی آب گرم برین

225
00:14:00,080 --> 00:14:01,480
تا این بحران تموم بشه

226
00:14:02,440 --> 00:14:03,640
!امکان نداره

227
00:14:03,720 --> 00:14:05,400
پدر، من جونم رو به خطر میندازم تا ازتون خواهش کنم

228
00:14:05,480 --> 00:14:07,160
امپراتور پدر مردم کشورشه

229
00:14:07,960 --> 00:14:09,280
اونا الان توی خونه‌هاشون گیر کردن

230
00:14:09,880 --> 00:14:12,680
پدر، این شمایین که فرماندهی می‌کنین

231
00:14:13,480 --> 00:14:14,560
اگه ولیعهد انقدر از طاعون می‌ترسن

232
00:14:14,640 --> 00:14:16,480
!خودشون تنهایی فرار کنن

233
00:14:17,080 --> 00:14:19,960
من می‌خوام بمونم و با شما
!از پایتخت محافظت کنم، پدر

234
00:14:20,040 --> 00:14:21,560
چه پسر فداکاری هستی

235
00:14:21,640 --> 00:14:24,480
تو فقط به فکر آبرو و شهرت خودتی
!و اصلا به فکر پدر نیستی

236
00:14:25,120 --> 00:14:28,080
پدر، معتقدم باید به مردم اطمینان بدیم

237
00:14:28,680 --> 00:14:31,280
سلامتی شما اولویت داره
بهتره به قصر سیار برین

238
00:14:32,240 --> 00:14:34,400
<i>حرف ولیعهد رو قبول می‌کنن یا شاهزاده فو؟</i>

239
00:14:34,480 --> 00:14:35,600
!عالیجناب

240
00:14:37,640 --> 00:14:40,240
عالیجناب، صدراعظم جائو به طاعون مبتلا شدن

241
00:14:40,320 --> 00:14:41,240
و از دنیا رفتن

242
00:14:42,880 --> 00:14:44,200
شنیدی؟

243
00:14:44,720 --> 00:14:46,040
همیشه امپراتورها از طاعون دوری می‌کردن

244
00:14:46,120 --> 00:14:48,360
امنیت شخصی یه مسئله‌ی کوچیکیه
!الان بنیاد‌ قلمرو توی خطره

245
00:14:49,040 --> 00:14:50,800
تو فقط داری خودنمایی می‌کنی تا تعریف بشنوی

246
00:14:50,880 --> 00:14:52,280
!نه یه پسر خوبی هستی، نه یه رعیت وفادار

247
00:14:52,360 --> 00:14:54,400
!صدراعظم جائو نزدیک هشتاد سالش بود -
عالیجناب -

248
00:14:54,480 --> 00:14:57,240
!پدر هنوز توی اوج جوونیشون هستن
چطور این دو نفر رو با هم مقایسه می‌کنی؟

249
00:14:58,520 --> 00:14:59,560
اکسیرم

250
00:15:00,760 --> 00:15:02,320
اکسیرم رو بیار

251
00:15:21,960 --> 00:15:23,520
!عالیجناب -
!پدر -

252
00:15:23,600 --> 00:15:24,600
!عالیجناب -
!پدر -

253
00:15:24,680 --> 00:15:25,600
!طبیب رو خبر کنین -
!پدر -

254
00:15:25,680 --> 00:15:27,040
!پدر -
!پدر -

255
00:15:30,760 --> 00:15:31,800
!عالیجناب

256
00:15:35,320 --> 00:15:36,240
!پدر

257
00:15:36,840 --> 00:15:38,000
!پدر

258
00:15:43,080 --> 00:15:45,560
عالیجناب از شدت خشم غش کردن

259
00:15:46,160 --> 00:15:47,200
اون صیغه‌هاشون رو

260
00:15:47,280 --> 00:15:48,600
به اقامتگاه چشمه‌ی آب گرم می‌بره
تا از طاعون دور بمونن

261
00:15:49,680 --> 00:15:51,720
چی جونگ کای و من همراهیش می‌کنیم

262
00:15:52,320 --> 00:15:53,200
فردا حرکت می‌کنیم

263
00:15:54,240 --> 00:15:57,040
ولیعهد یا شاهزاده فو
کدوم می‌ره و کدوم می‌مونه؟

264
00:15:57,680 --> 00:15:59,760
ولیعهد می‌مونه
شاهزاده فو همراهی می‌کنه

265
00:16:00,480 --> 00:16:02,360
ملکه‌ی مادر هنوز از پرونده‌ی خاندان هان
کینه به دل داره

266
00:16:02,440 --> 00:16:03,880
بینشون شکاف عمیقی افتاده

267
00:16:04,720 --> 00:16:05,840
با تندی فرستاده‌ی دربار رو

268
00:16:05,920 --> 00:16:08,160
که ازش خواسته بود بره، سرزنش کرد

269
00:16:08,800 --> 00:16:09,760
اصرار داره توی قصر وی یانگ بمونه

270
00:16:17,200 --> 00:16:19,680
زندگی عالیجناب خیلی ارزشمندتر از اینه
که به خطر بیفته

271
00:16:19,760 --> 00:16:22,680
توی این شرایط
بهتره جای دیگه‌ای پناه بگیرن

272
00:16:41,960 --> 00:16:44,200
چی شده؟ 
ارباب لو دلتون نمیاد ازم جدا بشین؟

273
00:16:46,920 --> 00:16:48,560
حتی اگه به زور هم با خودم می‌بردمت

274
00:16:49,120 --> 00:16:49,960
بازم قبول نمی‌کردی

275
00:16:51,320 --> 00:16:53,120
درسته؟ -
من نمیام -

276
00:16:53,640 --> 00:16:55,240
اینجا کارهای زیادی دارم

277
00:17:03,360 --> 00:17:04,400
منتظر برگشتنت می‌مونم

278
00:17:05,920 --> 00:17:07,079
مواظب حمله‌های غافلگیرانه باش

279
00:17:09,119 --> 00:17:10,599
به ‌زودی از هم جدا می‌شیم

280
00:17:10,680 --> 00:17:12,119
عزیزم، نمی‌خوای درست خداحافظی کنی؟

281
00:17:12,200 --> 00:17:13,319
چرا انقدر غر می‌زنی؟

282
00:17:27,160 --> 00:17:29,000
سرورم، فرماندار فورا شما رو احضار کردن
<font color="#D8907c">⋆ این هم حالا وقت پیدا کرد ⋆ </font>

283
00:17:31,360 --> 00:17:32,400
شنیدی

284
00:17:33,200 --> 00:17:34,280
پدربزرگ می‌خواد باهات حرف بزنه

285
00:17:34,360 --> 00:17:35,720
نباید بری؟

286
00:17:38,440 --> 00:17:40,200
فهمیدم، می‌تونی بری

287
00:17:44,720 --> 00:17:45,560
سرورم

288
00:17:46,080 --> 00:17:48,640
تازه‌عروس‌وداماد دارن انقدر زود از هم جدا می‌شن
نمی‌شه چند کلمه با هم حرف بزنن؟

289
00:17:48,720 --> 00:17:50,760
پیغامت رو رسوندی
بذار تنها باشن

290
00:17:51,560 --> 00:17:54,200
من برمی‌گردم و به ارباب خبر می‌دم

291
00:17:55,600 --> 00:17:56,800
چه بی‌ملاحظه‌

292
00:18:26,040 --> 00:18:28,480
<font color=#B5602D> ⎝شکوفا همچون درختان کاج⎞ </font>

293
00:18:31,600 --> 00:18:32,880
بانوی من

294
00:18:32,960 --> 00:18:34,800
بانو شو آن چند قرص بائو یوان فرستادن

295
00:18:34,880 --> 00:18:36,040
می‌گن دخترخاله‌اتون

296
00:18:36,120 --> 00:18:38,280
با یه طبیب معروف از جیانگ ‌نان
به قیمت گزافی خریدتشون

297
00:18:38,880 --> 00:18:41,080
می‌گن ازتون در برابر طاعون محافظت می‌کنن

298
00:18:41,160 --> 00:18:42,640
بانو شو آن خیلی مصر بودن

299
00:18:42,720 --> 00:18:44,880
می‌خوان برای احتیاط
همین الان یکیشون رو بخورین

300
00:18:50,080 --> 00:18:51,920
دخترخاله‌ام
نمی‌تونسته وقوع این بیماری رو پیش‌بینی کنه

301
00:18:52,840 --> 00:18:55,800
این داروی نجات‌بخش
معلومه برای مادربزرگم بوده

302
00:18:56,800 --> 00:18:58,920
نمی‌تونم قبولش کنم پسش بفرست

303
00:18:59,000 --> 00:19:01,560
...اما بانوی من -
کاملا سالمم، نیازی بهش ندارم -

304
00:19:02,240 --> 00:19:03,560
برو

305
00:19:04,240 --> 00:19:05,080
چشم، بانوی من

306
00:19:05,160 --> 00:19:08,520
<font color=#B5602D> ⎝آمیخته با عطر پاییز⎞ </font>

307
00:19:13,120 --> 00:19:14,160
!بانوی من

308
00:19:14,960 --> 00:19:17,200
بزرگش نکن
فقط یه سرماخوردگی ساده‌ست

309
00:19:18,120 --> 00:19:19,960
خوب می‌شم -
...اما شما -

310
00:19:20,040 --> 00:19:21,720
تعداد بیمارها توی شهر داره بیشتر می‌شه

311
00:19:23,200 --> 00:19:24,960
به عمارت فرماندار خبر بده

312
00:19:25,040 --> 00:19:27,600
بهشون بگو همین الان دروازه‌ها رو ببندن
هیچ غریبه‌ای رو راه ندن

313
00:19:28,640 --> 00:19:30,480
مادر و زن‌عموی چهارم هم
دیگه نباید به دیدنم بیان

314
00:19:30,560 --> 00:19:31,400
نمی‌تونیم خطر ورود طاعون رو
به جون بخریم

315
00:19:32,000 --> 00:19:33,240
...بانوی من

316
00:19:33,840 --> 00:19:36,040
می‌خوام یه حموم آب گرم بگیرم
که بدنم گرم بشه، آماده‌اش کن

317
00:19:53,440 --> 00:19:56,720
آ مان، می‌خوام یه کاری برام
انجام بدی، باید بری به دیدن یه نفر

318
00:20:04,400 --> 00:20:05,920
ببخشید بانو، شما کی هستین؟

319
00:20:06,600 --> 00:20:08,520
بانوی اشراف‌زاده وو آن الان
از جلوی نونوایی جانگ شنگ رد شدن

320
00:20:08,600 --> 00:20:10,720
یادشون افتاد که چقدر
شیرینی خرمای اونجا رو دوست داری

321
00:20:10,800 --> 00:20:12,520
ازم خواستن یه کم برات بیارم

322
00:20:15,520 --> 00:20:17,800
پس بی‌دلیل نبود که امروز صبح
!زاغی‌ها انقدر آواز می‌خوندن

323
00:20:18,400 --> 00:20:20,440
!مهمون عزیزی به دیدنم اومده

324
00:20:21,600 --> 00:20:24,880
بانوی من چقدر لطف دارن
که پیرزنی مثل من رو هم از یاد نبردن

325
00:20:25,480 --> 00:20:26,880
لطفا، بیاین داخل

326
00:20:30,200 --> 00:20:31,920
یه چیزی راجع به این پیرزن مشکوکه

327
00:20:32,000 --> 00:20:33,520
من اینجا حواسم هست
 برو گزارش بده

328
00:20:33,600 --> 00:20:34,640
بله

329
00:20:41,040 --> 00:20:43,000
بانو،‌ بیا

330
00:20:44,200 --> 00:20:45,880
ممنون که این همه راه رو اومدی

331
00:20:45,960 --> 00:20:47,600
یادت باشه بانوی من چی گفت

332
00:20:47,680 --> 00:20:49,840
دایه لیو، مراقب خودت باش -
هستم -

333
00:20:49,920 --> 00:20:52,440
شهر توی هرج و مرجه، درها رو قفل نگه دار

334
00:20:53,040 --> 00:20:55,640
الان فقط یه پیرزنم

335
00:20:55,720 --> 00:20:59,480
با تشکر از بانوی من
می‌تونم توی آرامش زندگی کنم

336
00:20:59,560 --> 00:21:01,000
می‌دونم چیکار کنم

337
00:21:01,600 --> 00:21:02,840
به بانوی من بگو نگران نباشه

338
00:21:04,600 --> 00:21:07,520
ممنون، توی راه برگشت مراقب باشین بانو

339
00:21:24,920 --> 00:21:25,840
یه چیزی برای خوردن بگیر

340
00:21:33,720 --> 00:21:35,040
بانوی من، جناب لیو اینجاست

341
00:21:36,160 --> 00:21:38,240
بانوی من، فنگ شنگ هم، مریض شده

342
00:21:38,920 --> 00:21:39,760
فهمیدم

343
00:21:42,480 --> 00:21:43,600
!چطور جرات می‌کنی

344
00:21:45,880 --> 00:21:49,040
وقتی ارباب لو توی پایتخت بود
لااقل یکی بود که حواسش به شما باشه

345
00:21:49,120 --> 00:21:50,280
ولی از وقتی رفته

346
00:21:50,880 --> 00:21:52,520
شب و روز اینجا مشغول کارین

347
00:21:52,600 --> 00:21:54,080
هیچکس هم نمی‌تونه منصرفتون کنه

348
00:21:54,800 --> 00:21:56,520
بانوی من، حتما این ضرب‌المثل رو شنیدین

349
00:21:56,600 --> 00:21:58,080
آدم عاقل خودش رو به خطر نمیندازه

350
00:21:58,800 --> 00:22:00,400
فکر نکن چون سواد زیادی ندارم
می‌تونی گولم بزنی

351
00:22:01,360 --> 00:22:04,240
مگه شما محقق‌های کنفوسیوس
همیشه از قبول خواست آسمون حرف نمی‌زنین؟

352
00:22:04,320 --> 00:22:06,360
اگه کسی در راه چیزی
که بهش اعتقاد داره جون بده

353
00:22:06,880 --> 00:22:09,920
مگه مرگ پرافتخاری نداشته؟

354
00:22:10,000 --> 00:22:12,920
 تا وقتی شما توی اقامتگاه کوهستانی
جو یو هستین، همه با هم متحدیم

355
00:22:13,000 --> 00:22:14,280
هیچ چیزی نمی‌تونه ما رو متزلزل کنه

356
00:22:14,960 --> 00:22:16,240
ولی اگه اتفاقی براتون بیفته

357
00:22:16,840 --> 00:22:18,880
!هر چی که ساختیم از هم می‌پاشه

358
00:22:18,960 --> 00:22:20,760
!بانوی من -
!بانوی من -

359
00:22:24,000 --> 00:22:25,040
خوبم

360
00:22:29,360 --> 00:22:31,120
!بانوی من -
!بانوی من -

361
00:22:31,200 --> 00:22:32,800
!بانوی من! طبیب‌ها رو خبر کنین -
!بانوی من -

362
00:22:32,880 --> 00:22:34,000
!طبیب‌ها رو خبر کنین

363
00:22:34,080 --> 00:22:36,720
<font color=#B5602D> ⎝شکوفا همچون درختان کاج⎞ </font>

364
00:22:49,960 --> 00:22:52,160
شما دو طبیب به تشخیص قطعی رسیدین؟

365
00:22:52,240 --> 00:22:54,080
نبض بانو تند و سطحیه

366
00:22:54,160 --> 00:22:55,040
بیماریشون هم ناگهانی شروع شده

367
00:22:55,640 --> 00:22:58,360
تب مداوم، بدن‌درد و سردرد دارن

368
00:22:58,440 --> 00:23:00,160
یهو احساس سرما می‌کنن

369
00:23:00,240 --> 00:23:01,760
...می‌ترسم که

370
00:23:01,840 --> 00:23:03,600
قطعا به طاعون بهاری مبتلا شدن

371
00:23:04,200 --> 00:23:05,520
بانوی من

372
00:23:06,960 --> 00:23:07,880
از هر دوتون ممنونم

373
00:23:14,840 --> 00:23:15,760
بانوی من

374
00:23:16,960 --> 00:23:19,000
لیو زی ‌یانگ -
بانوی من -

375
00:23:19,920 --> 00:23:23,080
از امروز، اداره‌ی اقامتگاه به عهده‌ی توئه

376
00:23:24,120 --> 00:23:24,960
چشم، بانوی من

377
00:23:25,920 --> 00:23:27,960
شیائو -
بانوی من -

378
00:23:28,640 --> 00:23:31,600
همه‌ی نگهبان‌های اقامتگاه تحت فرمان تو هستن

379
00:23:32,520 --> 00:23:34,280
مراقب باش نظم اقامتگاه حفظ بشه

380
00:23:35,080 --> 00:23:36,040
نذار هیچ مشکلی پیش بیاد

381
00:23:37,960 --> 00:23:40,080
خیالتون راحت باشه، بانوی من -
همه می‌تونین برین -

382
00:23:52,200 --> 00:23:53,480
تا وقتی مریضم

383
00:23:54,440 --> 00:23:55,920
...نذار مادربزرگم یا خاندان وی

384
00:23:56,000 --> 00:23:58,280
متوجه‌ام، بانوی من به هیچکس چیزی نمی‌گم

385
00:23:59,080 --> 00:24:01,440
داروتون رو خوردین، بانوی من؛ لطفا استراحت کنین

386
00:24:04,360 --> 00:24:05,680
فقط خیلی خسته‌ام

387
00:24:06,960 --> 00:24:08,400
با یه کم استراحت حالم خوب می‌شه

388
00:24:09,560 --> 00:24:10,400
زیاد نگران نباش

389
00:24:16,080 --> 00:24:18,120
<font color=#B5602D> ⎝شکوفایی مثل درختان کاج⎞ </font>

390
00:24:18,200 --> 00:24:19,120
بانو آ مان

391
00:24:30,080 --> 00:24:32,600
...بانو آ مان، درباره‌ی بیماری بانو

392
00:24:32,680 --> 00:24:34,120
بهتر نیست به ارباب لو خبر بدیم؟

393
00:24:39,200 --> 00:24:40,440
بانو نمی‌خوان کسی از این موضوع باخبر بشه

394
00:24:40,520 --> 00:24:42,400
یواشکی یکی رو به قصر بفرست

395
00:24:49,440 --> 00:24:50,320
بانو آ مان

396
00:24:50,840 --> 00:24:54,360
من از قبل شایعه کردم که بانو از شدت خستگی غش کردن

397
00:24:54,440 --> 00:24:55,920
...اما مردم

398
00:24:57,280 --> 00:24:58,920
فقط از ایشون پیروی می‌کنن و به هیچکس دیگه‌ای اعتماد ندارن

399
00:25:00,160 --> 00:25:01,440
اگه به ‌زودی جلوی چشمشون ظاهر نشن

400
00:25:02,360 --> 00:25:03,520
همه به وحشت میفتن

401
00:25:05,160 --> 00:25:06,520
سلامتی بانو از همه‌ چیز مهم‌تره

402
00:25:07,120 --> 00:25:10,000
فعلا نمی‌تونیم، نگران بقیه‌ی مسائل باشیم

403
00:25:20,280 --> 00:25:21,680
شنیدم ارباب هان

404
00:25:21,760 --> 00:25:23,560
یه بار ازت خواسته بود وی رائو رو از نزدیک شناسایی کنی

405
00:25:23,640 --> 00:25:25,920
اما عمدا جواب‌های مبهم بهش دادی

406
00:25:26,000 --> 00:25:27,560
دو رو و خائنی

407
00:25:28,120 --> 00:25:31,680
اون موقع واقعا نشناختمش

408
00:25:32,200 --> 00:25:35,080
...قصد فریب دادن کسی رو نداشتم! من

409
00:25:38,520 --> 00:25:41,800
!جراتش رو ندارم! دیگه تکرار نمی‌شه

410
00:25:41,880 --> 00:25:44,120
بهتره باهام همکاری کنی

411
00:25:44,200 --> 00:25:46,080
فقط عین حرف‌هایی رو که بهت می‌گم تکرار کن

412
00:25:47,480 --> 00:25:50,000
اون ‌وقت این سکه‌های طلا مال تو می‌شن

413
00:25:51,800 --> 00:25:53,200
وگرنه

414
00:25:53,280 --> 00:25:55,360
کاری می‌کنم که هر هجده نوع

415
00:25:55,880 --> 00:25:57,760
!ابزار شکنجه رو با پوست و استخونت حس کنی

416
00:26:12,080 --> 00:26:14,680
هر چی بانو بگن

417
00:26:14,760 --> 00:26:18,400
دقیقا همون کاری رو می‌کنم که بهم گفتین

418
00:26:20,080 --> 00:26:20,960
اعلی حضرت

419
00:26:21,600 --> 00:26:23,800
اون پیرزن به همه چیز اعتراف کرده

420
00:26:25,960 --> 00:26:29,120
واقعا؟ -
هر کسی یه قیمتی داره -

421
00:26:29,720 --> 00:26:32,920
یه گدای فقیر چی از وفاداری می‌دونه؟

422
00:26:33,000 --> 00:26:35,720
ما تهدیدش کردیم که کتکش می‌زنیم و همزمان بهش وعده‌ی پول هم دادیم

423
00:26:36,640 --> 00:26:37,840
طبیعتا اون همه چیز رو لو داد

424
00:26:38,720 --> 00:26:40,160
این دفعه دیگه هیچی نباید خراب بشه

425
00:26:42,040 --> 00:26:43,720
...آدم‌هایی با چنین اصل و نسب پستی

426
00:26:44,720 --> 00:26:46,440
البته اون هیچ جسارت و جراتی نداره

427
00:26:47,080 --> 00:26:49,640
هر چی بهش بگیم که بگه، کلمه به کلمه‌اش رو تکرار می‌کنه

428
00:26:50,240 --> 00:26:53,080
حتی اگه واقعا داره نقشه می‌کشه و هنوز به طرف ما نیومده باشه

429
00:26:54,320 --> 00:26:56,680
وقتی ملکه‌ی مادر جلوی همه گناهانش رو اعلام کنه

430
00:26:56,760 --> 00:26:59,360
دیگه برگشتی در کار نیست

431
00:26:59,960 --> 00:27:01,080
خوبه

432
00:27:02,480 --> 00:27:05,040
همین الان می‌رم قصر پیش مادربزرگ

433
00:27:15,320 --> 00:27:16,160
چی گفتی؟

434
00:27:16,760 --> 00:27:18,360
یه شاهد پیدا کردم

435
00:27:18,440 --> 00:27:19,960
کسی که می‌تونه ثابت کنه وی رائو کسی نیست جز

436
00:27:20,040 --> 00:27:21,640
یه آدم شیاد و دختر یه فرد عادی

437
00:27:24,680 --> 00:27:27,120
عالیجناب به اون لقب بانوی اشراف‌زاده رو اعطا کردن

438
00:27:27,880 --> 00:27:29,560
اگه می‌خوای به خاطر همچین چیزی متهمش کنی

439
00:27:29,640 --> 00:27:31,520
بهتره که مدارک محکمی داشته باشی

440
00:27:33,360 --> 00:27:34,640
عالیجناب

441
00:27:35,160 --> 00:27:38,360
دقیقا به این خاطر که عالیجناب خودشون این لقب رو دادن

442
00:27:38,960 --> 00:27:40,360
بانو شو آن و دخترشون

443
00:27:40,440 --> 00:27:43,480
می‌دونستن که اون یه شیاده و کلی تلاش کرده تا این ماجرا رو مخفی نگه داره

444
00:27:44,320 --> 00:27:45,920
اونا آشکارا امپراتور رو فریب دادن

445
00:27:46,520 --> 00:27:47,760
همچین گناهی قابل بخشش نیست

446
00:27:50,280 --> 00:27:52,040
...در این صورت

447
00:27:54,640 --> 00:27:59,080
ما باید به اون پیرزن هم رسیدگی کنیم

448
00:27:59,680 --> 00:28:01,320
هر کسی که امپراتور رو فریب بده

449
00:28:02,200 --> 00:28:04,120
سزاوار مرگه

450
00:28:05,000 --> 00:28:06,640
با اعدام اون

451
00:28:07,320 --> 00:28:08,840
عالیجناب، خیانت رو از مملکت ریشه کن می‌کنن

452
00:28:08,920 --> 00:28:09,760
این برای مصلحت کشوره

453
00:28:11,080 --> 00:28:13,840
تا وقتی عالیجناب برگردن، دیگه خیلی دیر شده

454
00:28:14,440 --> 00:28:17,920
ایشون پسر خودتونه، چیکار می‌تونن بکنن؟

455
00:28:18,640 --> 00:28:19,560
مادربزرگ

456
00:28:20,080 --> 00:28:21,440
مرده رو که نمی‌شه برگردوند

457
00:28:21,520 --> 00:28:22,880
ما نباید بذاریم یه زن مرده

458
00:28:22,960 --> 00:28:24,600
به اعتبار شما آسیب بزنه

459
00:28:25,200 --> 00:28:26,960
برای حفظ آبروی خاندان سلطنتی

460
00:28:27,040 --> 00:28:29,160
پدر مجبور می‌شه اون رو خائن اعلام کنه

461
00:28:29,960 --> 00:28:31,680
ما شاید دیگه هیچوقت همچنین فرصتی گیر نیاریم

462
00:28:31,760 --> 00:28:33,760
مادربزرگ، لطفا تصمیمتون رو بگیرین

463
00:28:39,520 --> 00:28:40,480
ترتیبش رو بدین

464
00:28:44,320 --> 00:28:46,400
بله، عالیجناب -
بله، عالیجناب -

465
00:29:00,040 --> 00:29:01,840
به گشتن ادامه بدین -
بله، قربان -

466
00:29:14,120 --> 00:29:14,960
به چی نگاه می‌کنی؟

467
00:29:16,360 --> 00:29:17,840
از وقتی رفتم، نمی‌دونم

468
00:29:18,680 --> 00:29:20,400
وی رائو خوب غذا می‌خوره

469
00:29:20,960 --> 00:29:21,840
و خوب می‌خوابه یا نه؟

470
00:29:27,720 --> 00:29:29,640
تو واقعا خودت رو دست بالا می‌گیری

471
00:29:30,160 --> 00:29:31,400
فکر می‌کنی بدون تو

472
00:29:31,480 --> 00:29:33,520
بانوی اشراف‌زاده وو آن کسی رو نداره
 که مراقبش باشه؟

473
00:29:36,200 --> 00:29:37,640
مثل یه گاو سرسخته

474
00:29:38,600 --> 00:29:39,760
نظر خودش خیلی مهمه

475
00:29:41,640 --> 00:29:44,200
هیچوقت به حرف بقیه گوش نمی‌ده

476
00:29:52,160 --> 00:29:53,200
چیکار می‌کنی؟

477
00:29:53,280 --> 00:29:56,520
سزای کسی که باعث حسودی بقیه می‌شه، همینه
دندونم درد گرفت

478
00:29:57,560 --> 00:29:58,760
از اونجایی که نمی‌تونی بخوابی

479
00:29:58,840 --> 00:30:00,960
چرا با من تمرین نمی‌کنی؟

480
00:30:03,680 --> 00:30:04,600
باشه

481
00:30:05,120 --> 00:30:07,280
بیا یه جایی پیدا کنیم که حسابی بدنت رو نرم کنم

482
00:30:08,120 --> 00:30:08,960
دنبالم بیا

483
00:30:17,760 --> 00:30:18,720
بانوی من

484
00:30:25,600 --> 00:30:26,440
امشب کی نگهبانی می‌ده؟

485
00:30:26,520 --> 00:30:29,920
شیائو به هیچکس دیگه‌ای اعتماد نمی‌کنه
اصرار داره خودش ازتون محافظت کنه

486
00:30:31,160 --> 00:30:33,080
بذار بیاد داخل -
بله، بانوی من -

487
00:30:47,280 --> 00:30:48,280
شیائو

488
00:30:48,880 --> 00:30:50,040
هونگ‌ شیان رو

489
00:30:50,560 --> 00:30:52,280
فرستادم عمارت شاهزاده‌ی چهارم

490
00:30:53,440 --> 00:30:54,360
از این بابت ازم متنفری؟

491
00:30:55,160 --> 00:30:56,280
اگه با من ازدواج می‌کرد

492
00:30:57,000 --> 00:30:58,320
تا ابد پشیمون می‌شد

493
00:30:59,240 --> 00:31:01,680
این دنیای ناعادله که تقصیر داره، نه اون

494
00:31:03,080 --> 00:31:03,920
و قطعا نه شما

495
00:31:05,560 --> 00:31:08,720
این همه مدت داشتی به من خدمت می‌کردی
بهت ظلم شده

496
00:31:09,840 --> 00:31:11,160
با ارباب لو حرف زدم

497
00:31:11,920 --> 00:31:13,880
باید توی ارتش باشی که لیاقتت بیشتر دیده بشه

498
00:31:14,400 --> 00:31:16,240
یه روز، کارهای بزرگی انجام می‌دی

499
00:31:16,840 --> 00:31:19,080
وقتی اون مقامات فاسد و بی‌کفایت رو می‌بینم

500
00:31:19,160 --> 00:31:21,600
می‌خوام تیکه‌تیکه‌اشون کنم

501
00:31:22,320 --> 00:31:23,720
حتی توی ارتش هم

502
00:31:23,800 --> 00:31:25,080
فقط پسرهای اشراف‌زاده می‌تونن بالا برن

503
00:31:26,320 --> 00:31:27,280
من جایی نمی‌رم

504
00:31:28,240 --> 00:31:29,640
تا آخر عمرم کنارتون می‌مونم

505
00:31:36,960 --> 00:31:37,840
باشه

506
00:31:42,120 --> 00:31:43,400
از امروز به بعد

507
00:31:44,560 --> 00:31:47,040
تو تیزترین چاقوی توی دست منی

508
00:31:48,280 --> 00:31:49,200
همین الان

509
00:31:49,880 --> 00:31:51,440
یه کاری هست که باید برام انجام بدی

510
00:31:52,320 --> 00:31:53,720
در خدمتتونم، بانو

511
00:31:58,520 --> 00:32:01,080
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه جو یو⎞ </font>

512
00:32:09,280 --> 00:32:10,640
کی جرات کرده به اقامتگاه جو یو تجاوز کنه؟

513
00:32:11,240 --> 00:32:12,760
به دستور ملکه‌ی مادر

514
00:32:12,840 --> 00:32:14,800
اومدیم وی رائو رو به جرم فریب امپراتور دستگیر کنیم

515
00:32:14,880 --> 00:32:17,240
!هر کسی دخالت کنه با همین اتهام روبه‌رو می‌شه

516
00:32:26,080 --> 00:32:27,520
!بانوی من، یه اتفاق وحشتناک

517
00:32:27,600 --> 00:32:28,960
!گارد سلطنتی به زور وارد عمارت شدن

518
00:32:29,040 --> 00:32:31,040
...اونا... اونا

519
00:32:33,800 --> 00:32:35,080
می‌خوای چیکار می‌کنی؟

520
00:32:37,480 --> 00:32:38,520
!بانوی من

521
00:32:40,960 --> 00:32:42,160
!ای زن پلید

522
00:32:42,760 --> 00:32:44,200
بالاخره گیرت انداختم

523
00:32:48,120 --> 00:32:49,960
چی شده؟ حرفی برای گفتن نداری؟

524
00:32:52,560 --> 00:32:54,320
این فقط انتقام شخصیه

525
00:32:54,400 --> 00:32:56,240
تو اولین کسی هستی که می‌میره

526
00:32:57,400 --> 00:32:59,720
به زودی لو جو رو هم به دنیای مردگان
می‌فرستم تا بهت ملحق بشه

527
00:33:00,600 --> 00:33:01,640
حرکت کن

528
00:33:05,520 --> 00:33:06,680
!بانوی من

529
00:33:07,720 --> 00:33:08,880
!بریم

530
00:33:10,000 --> 00:33:11,520
!بانوی من -
!بانوی من -

531
00:33:11,600 --> 00:33:12,440
<font color=#B5602D> ⎝آمیخته با عطر پاییز⎞ </font>

532
00:33:15,280 --> 00:33:16,880
!دنبالش برین! عجله کنین -
!از این طرف -

533
00:33:17,400 --> 00:33:18,320
!بایست -
!تندتر -

534
00:33:19,480 --> 00:33:20,840
!بایست

535
00:33:20,920 --> 00:33:22,200
!راهش رو ببندین

536
00:33:33,040 --> 00:33:34,240
پس چرا هنوز نرسیدیم؟

537
00:33:34,320 --> 00:33:36,760
نگران نباش، مادربزرگ
چیزی نمونده برسیـم

538
00:33:37,600 --> 00:33:39,160
اما توی اقامتگاه بیمار داریم

539
00:33:39,240 --> 00:33:40,320
بهم قول دادی

540
00:33:40,400 --> 00:33:42,600
فقط از پشت دروازه‌ها وی رائو رو ببینی

541
00:33:42,680 --> 00:33:44,480
همین که مطمئن بشیم حالش خوبه، برمی‌گردیم

542
00:33:45,120 --> 00:33:46,000
لطفا به قولت عمل کن

543
00:33:46,600 --> 00:33:48,320
می‌دونم

544
00:33:48,400 --> 00:33:50,080
من به اندازه‌ی اون ازخودگذشته نیستم

545
00:33:50,160 --> 00:33:51,800
که برای نجات دیگران جونم رو به خطر بندازم

546
00:33:51,880 --> 00:33:54,800
فقط می‌خوام ببینم دارو به وی رائو می‌رسه

547
00:33:54,880 --> 00:33:56,160
بعدش فورا برمی‌گردم

548
00:34:08,159 --> 00:34:10,120
!بانو شو آن
!اتفاق وحشتناکی افتاده

549
00:34:15,120 --> 00:34:17,800
چرا دستگیرش کردن؟ -
!واقعا -

550
00:34:17,880 --> 00:34:19,920
چرا دست‌وپاش رو بستن؟

551
00:34:29,199 --> 00:34:31,760
!ناقوس رو به صدا دربیارین
!مردم رو جمع کنین

552
00:34:32,560 --> 00:34:34,960
بذارین با چشم خودشون
ببینن این زن شیاد چطور

553
00:34:35,040 --> 00:34:37,800
همه رو فریب داده و خودش رو
!به جای بانوی اشراف‌زاده جا زده

554
00:34:37,880 --> 00:34:39,360
!امکان نداره -
چطور ممکنه؟ -

555
00:34:41,040 --> 00:34:43,239
چطور می‌تونن چنین کاری کنن؟ -
!بانوی ما رو دستگیر کردن -

556
00:34:43,320 --> 00:34:45,120
چرا دستگیرش کردن؟

557
00:34:45,199 --> 00:34:46,400
چه خطایی ازش سر زده؟

558
00:34:46,480 --> 00:34:48,639
!اون زن خوبیه -
چرا باهاش اینطور رفتار می‌کنن؟ -

559
00:34:48,719 --> 00:34:50,280
!حق ندارین چنین کاری کنین -
!درست می‌گه -

560
00:34:50,360 --> 00:34:51,560
!آزادش کنین -
چرا دستگیرش کردین؟ -

561
00:34:51,639 --> 00:34:52,960
دقیقا! چه گناهی کرده؟

562
00:34:53,040 --> 00:34:55,320
!به این همه آدم کمک کرده -
!آزادش کنین -

563
00:34:55,400 --> 00:34:56,719
به زودی تاوان این کارت رو می‌دی

564
00:35:00,520 --> 00:35:02,040
این مرد چه مرگشه؟

565
00:35:02,120 --> 00:35:04,600
چرا هلش داد و انداختش زمین؟ -
چطور تونست چنین کاری کنه؟ -

566
00:35:04,680 --> 00:35:07,200
!ملکه‌ی مادر تشریف آوردن 

567
00:35:09,000 --> 00:35:11,440
!نگاه کنین! اون کالسکه‌ها رو ببینین

568
00:35:13,680 --> 00:35:15,040
چه تشریفات مفصلیه؟

569
00:35:15,120 --> 00:35:17,320
!این زمین‌های ماست -
!اون محصولات مال ماست -

570
00:35:17,400 --> 00:35:20,480
!دارن همه‌ی محصولامون رو زیر پا له می‌کنن

571
00:35:20,560 --> 00:35:21,760
!دقیقا

572
00:35:22,600 --> 00:35:24,360
چطور می‌تونن این کار رو بکنن؟

573
00:35:24,440 --> 00:35:26,600
!ما برای پرورش این محصولات کلی زحمت کشیدیم

574
00:35:26,680 --> 00:35:29,080
چرا دارن غذای ما رو نابود می‌کنن؟

575
00:35:29,160 --> 00:35:30,840
چطور دلتون میاد با ما این کار رو بکنین؟

576
00:35:30,920 --> 00:35:32,240
!این دیگه چه وضعیه

577
00:35:32,320 --> 00:35:33,520
!همه‌ چی رو زیر پا له کردن

578
00:35:34,400 --> 00:35:36,680
!ملکه‌ی مادر تشریف آوردن -
!دارن محصولاتمون رو نابود می‌کنن -

579
00:35:38,240 --> 00:35:39,600
چطور تونستن این کار رو بکنن؟

580
00:35:39,680 --> 00:35:41,280
درود، علیاحضرت

581
00:35:50,120 --> 00:35:50,960
!زانو بزنین

582
00:35:57,720 --> 00:35:58,640
علیاحضرت

583
00:35:58,720 --> 00:36:00,640
این آواره‌های کوهستانی
 آداب معاشرت سرشون نمی‌شه

584
00:36:00,720 --> 00:36:01,720
لطفا بهشون توجه نکنین

585
00:36:02,600 --> 00:36:03,840
!درسته -
!مجبورشون کنین زانو بزنن -

586
00:36:03,920 --> 00:36:05,600
!اونا همه‌ی محصولاتمون رو زیر پا له کردن

587
00:36:05,680 --> 00:36:06,920
!همه‌اتون، زانو بزنین

588
00:36:07,000 --> 00:36:08,160
!محصولاتمون رو له کردین -
!ما زانو نمی‌زنیم -

589
00:36:08,240 --> 00:36:09,920
!زانو بزنین -
!زانو بزنین -

590
00:36:10,000 --> 00:36:10,840
!نمی‌زنیم

591
00:36:10,920 --> 00:36:12,600
!زانو بزنین -
!محاله -

592
00:36:12,680 --> 00:36:14,240
!زانو نمی‌زنیم -
!محصولاتمون رو نابود کردین -

593
00:36:14,320 --> 00:36:17,280
این روستایی‌های نادون دیگه شورش رو درآوردن

594
00:36:17,360 --> 00:36:20,280
معلومه که وو آن نتونسته درست تربیتشون کنه

595
00:36:20,360 --> 00:36:23,160
اگه این وضع ادامه پیدا کنه
 آخرش به شورش می‌کشه

596
00:36:23,760 --> 00:36:24,920
شاهد رو بیارین

597
00:36:30,160 --> 00:36:32,240
هر چی می‌دونی بهمون بگو

598
00:36:32,320 --> 00:36:35,200
هیچی رو از قلم ننداز
اونوقت از جرم‌هات می‌گذریم

599
00:36:36,320 --> 00:36:38,600
من با دایه چانگ، یکی از خدمتکار‌های مورد اعتماد

600
00:36:38,680 --> 00:36:42,440
بانوی اول عمارت ارباب چنگ‌ آن
 رابطه‌ی نزدیکی داشتم

601
00:36:43,080 --> 00:36:45,200
یه روز، بعد از اینکه شراب نوشیده بود

602
00:36:45,280 --> 00:36:48,440
برام تعریف کرد که بانوی چهارم وی 
وقتی بچه بوده گم شده

603
00:36:48,520 --> 00:36:51,360
بعدا، اتفاقی چهره‌ی واقعیش رو دیدم

604
00:36:51,440 --> 00:36:53,440
اون دقیقا شبیه همسایه‌ام، آ چو بود

605
00:36:53,520 --> 00:36:56,200
برای همین با مادر آ چو، بانو چیائو، نقشه کشیدم

606
00:36:56,280 --> 00:36:59,200
تا در ازای پول، آچو رو جای بانوی وی جا بزنیم

607
00:37:05,920 --> 00:37:09,080
<i>!ارباب لو! یه خبر از اقامتگاه کوهستانی جو یو رسیده</i>
<i>!بانو به شدت بیمارن</i>

608
00:37:09,720 --> 00:37:11,400
چه مدرکی داری؟

609
00:37:11,480 --> 00:37:14,360
!مدرک دارم! نگاه کنین

610
00:37:14,440 --> 00:37:17,120
این همه جای زخم قدیمی روی بازوش رو می‌بینین؟

611
00:37:18,000 --> 00:37:21,240
این یکی وقتی پنج سالش بود، با یه دیگ داغ سوخت

612
00:37:21,320 --> 00:37:25,840
این یکی هم وقتی اربابش با انبر
 گداخته کتکش زد، اینطوری شد

613
00:37:26,640 --> 00:37:28,120
هر چقدر هم انکار کنی

614
00:37:28,200 --> 00:37:30,520
پوست سوخته همیشه جای زخمش می‌مونه

615
00:37:30,600 --> 00:37:33,600
!تو قبلا فضولات جمع می‌کردی

616
00:37:33,680 --> 00:37:35,280
!اون فقط یه شیاده

617
00:37:35,360 --> 00:37:37,080
!دروغ می‌گی -
!این حرف دروغه -

618
00:37:37,160 --> 00:37:38,720
چطور ممکنه بانو شیاد باشن؟

619
00:37:38,800 --> 00:37:40,200
!داری دروغ می‌گی

620
00:37:40,280 --> 00:37:42,880
!دقیقا -
!داره بهش تهمت می‌زنه -

621
00:37:42,960 --> 00:37:44,760
!چرت و پرته -
!آره، !همه‌اش دروغه -

622
00:37:44,840 --> 00:37:45,840
!داره داستان می‌بافه -
!دروغگو -

623
00:37:45,920 --> 00:37:46,800
!برو کنار

624
00:37:48,440 --> 00:37:49,280
کمکش کنین بلند شه

625
00:37:50,160 --> 00:37:51,280
این رو دورش بندازین

626
00:37:56,120 --> 00:37:57,200
مادربزرگ

627
00:38:03,320 --> 00:38:04,400
علیاحضرت

628
00:38:04,920 --> 00:38:07,160
رائو آر بیچاره‌ی من یه زمانی بین مردم عادی زندگی می‌کرد

629
00:38:07,240 --> 00:38:10,880
ولی اینکه وی رائوی واقعی کدومه، خیلی وقته که مشخص شده

630
00:38:11,560 --> 00:38:13,120
اون واقعا وی رائوئه

631
00:38:13,200 --> 00:38:15,440
دختر خود بانو لی

632
00:38:15,520 --> 00:38:17,800
اگه علیاحضرت هنوز شک دارن

633
00:38:17,880 --> 00:38:20,000
چرا از مادر واقعیش نمی‌پرسن

634
00:38:20,080 --> 00:38:22,600
به‌ جای اینکه حرف یه پیرزن ناشناس رو باور کنن؟

635
00:38:23,640 --> 00:38:24,800
بانو شو آن

636
00:38:25,760 --> 00:38:27,400
بانو لی شاید مادر واقعی وی رائو باشه

637
00:38:27,480 --> 00:38:31,160
ولی قوانین قصر سال‌ها اونا رو از هم جدا نگه داشته

638
00:38:31,240 --> 00:38:32,280
از کجا می‌تونه تشخیص بده؟

639
00:38:33,600 --> 00:38:34,840
رائو آر بیچاره پدر و مادرش رو از دست داد

640
00:38:35,440 --> 00:38:37,320
پدر و مادرم مثل بچه‌ی خودشون بزرگش کردن

641
00:38:37,400 --> 00:38:39,920
ما از همون نوزادی کنار هم بزرگ شدیم

642
00:38:41,120 --> 00:38:42,320
من می‌تونم شهادت بدم که خودشه

643
00:38:42,840 --> 00:38:44,840
تمام اهالی عمارت ارباب هم همین رو تایید می‌کنن

644
00:38:45,520 --> 00:38:49,400
بانوی بزرگ وی به‌ شدت بیمارن و چیزی به پایان عمرشون نمونده

645
00:38:50,000 --> 00:38:52,000
برای همینه که جرات کردی این حرف‌های بی‌اساس رو بزنی

646
00:38:52,760 --> 00:38:54,240
مدام ادعا می‌کنی که می‌شناسیش

647
00:38:54,840 --> 00:38:56,400
تو با این سن و سال از کجا می‌تونی بشناسیش؟

648
00:38:56,480 --> 00:38:58,120
فکر کردی حرف تو بیشتر اعتبار داره

649
00:38:58,200 --> 00:39:00,680
یا حرف مادر و مادربزرگ خود وی رائو؟

650
00:39:01,680 --> 00:39:05,240
تازه، یادت نره چطور همسر ولیعهد شدی

651
00:39:05,840 --> 00:39:07,280
عموی دومت

652
00:39:07,360 --> 00:39:11,000
توی میدون جنگ جونش رو داد تا تو به این مقام برسی

653
00:39:11,600 --> 00:39:12,960
ولی حالا اینجا وایسادی

654
00:39:13,040 --> 00:39:15,840
!و به تنها فرزندش تهمت می‌زنی

655
00:39:15,920 --> 00:39:19,920
وجدانت کجا رفته؟ خجالت نمی‌کشی؟

656
00:39:20,640 --> 00:39:21,560
!چطور جرات می‌کنی

657
00:39:22,560 --> 00:39:24,120
خاندان سلطنتی بهت احترام می‌ذاره

658
00:39:24,200 --> 00:39:26,320
چون یه زمانی به پدرم شیر دادی

659
00:39:26,400 --> 00:39:28,040
چطور جرات می‌کنی انقدر گستاخانه حرف بزنی

660
00:39:28,120 --> 00:39:28,960
!و از بزرگ‌تر بودنت سوءاستفاده کنی؟

661
00:39:29,560 --> 00:39:31,600
ارباب چنگ‌ آن همه‌ چیز رو به علیاحضرت گزارش داده

662
00:39:31,680 --> 00:39:36,280
!اون زن یه کلاهبرداره که از مردم پول می‌گرفته

663
00:39:37,000 --> 00:39:40,520
!نگهبان‌ها، مجرم آ چو رو به زندان سلطنتی ببرین

664
00:39:41,120 --> 00:39:43,080
!هر کس که مقاومت کرد رو بکشین

665
00:39:43,720 --> 00:39:45,240
!ولش کنین -
!بانو رو آزاد کنین -

666
00:39:45,320 --> 00:39:47,600
!ولش کنین -
!عقب وایسین !شنیدین؟

667
00:39:47,680 --> 00:39:48,840
!برین عقب

668
00:39:48,920 --> 00:39:50,040
!ولش کنین -
!بانو رو آزاد کنین -

669
00:39:50,120 --> 00:39:52,280
...علیاحضرت، وی رائو

670
00:39:52,360 --> 00:39:56,000
!شخصا از سوی شما به لقب بانوی اشراف‌زاده وو آن مفتخر شده

671
00:39:56,680 --> 00:39:58,720
رسیدگی به هر اتهامی باید در دادگاه انجام بشه

672
00:39:58,800 --> 00:40:02,440
عالیجناب برای دوری از طاعون رفته
و هیچکس ریاست دربار رو نداره

673
00:40:02,520 --> 00:40:05,400
چطور می‌تونین همینطوری کسی رو
که عنوان اشراف‌زاده داره زندانی کنین؟

674
00:40:06,400 --> 00:40:07,560
مادربزرگ

675
00:40:09,560 --> 00:40:11,000
هنوز متوجه نشدین؟

676
00:40:11,640 --> 00:40:12,920
شاهد مهم نیست

677
00:40:14,640 --> 00:40:16,320
شهادتش هم مهم نیست

678
00:40:18,560 --> 00:40:20,160
ملکه‌ی مادر

679
00:40:20,240 --> 00:40:23,000
داره از غیبت امپراتور و بانو لی

680
00:40:23,760 --> 00:40:25,000
برای از بین بردن من استفاده می‌کنه

681
00:40:25,080 --> 00:40:27,520
می‌خواد کامل من رو نابود کنه

682
00:40:28,240 --> 00:40:29,560
تا دیگه هیچوقت تهدیدی نباشم

683
00:40:30,480 --> 00:40:33,160
وقتی امروز از اقامتگاه جو یو برم

684
00:40:34,320 --> 00:40:36,040
احتمالا توی یه دره بی‌نام می‌میرم

685
00:40:36,640 --> 00:40:38,120
تا وقتی عالیجناب برگرده

686
00:40:39,000 --> 00:40:42,200
!دیگه دیر شده، کسی نمی‌مونه که حقیقت رو بگه

687
00:40:42,280 --> 00:40:45,160
!ساکت! یه مجرم حق نداره اینجا حرف بزنه

688
00:40:48,360 --> 00:40:49,560
چرا زدیش؟

689
00:40:49,640 --> 00:40:50,520
چیکار می‌کنی؟ -
!تمومش کن -

690
00:40:50,600 --> 00:40:53,480
اگه لو جو اینجا بود، می‌تونست با من بجنگه

691
00:40:53,560 --> 00:40:55,240
ولی تو فکر می‌کنی می‌تونی با من دربیفتی؟

692
00:40:55,320 --> 00:40:58,360
!هان لیائو پسرخاله‌ی من هیچ
ربطی به این ماجرا نداره

693
00:40:59,040 --> 00:41:00,200
!به یه مرد بی‌گناه آسیب نزن

694
00:41:00,280 --> 00:41:02,280
هنوز داری از اون پسر خوشگله دفاع می‌کنی؟

695
00:41:03,000 --> 00:41:04,880
سرش رو می‌برم

696
00:41:04,960 --> 00:41:06,880
!و از دروازه‌ی اقامتگاه جو یو آویزونش می‌کنم

697
00:41:12,800 --> 00:41:14,160
!عالیجناب

698
00:41:16,960 --> 00:41:18,160
!مادربزرگ، التماسش نکن

699
00:41:19,080 --> 00:41:20,920
!مادربزرگ -
!عالیجناب -

700
00:41:21,000 --> 00:41:24,400
قبلا احمق و لجباز بودم
مدام بهتون بی‌احترامی کردم

701
00:41:24,480 --> 00:41:27,200
همه‌ چیز تقصیر منه

702
00:41:27,720 --> 00:41:31,120
هر جور می‌خواین من رو بزنین یا مجازات کنین

703
00:41:31,200 --> 00:41:32,320
بلند شین

704
00:41:32,840 --> 00:41:36,080
!لطفا، بلند شین! بلند شین

705
00:41:41,760 --> 00:41:42,920
رائو آر عزیزم

706
00:41:43,800 --> 00:41:45,720
توی زندگیش خیلی زجر کشیده

707
00:41:46,760 --> 00:41:49,120
می‌دونه زندگی برای مردم عادی چقدر سخته

708
00:41:49,640 --> 00:41:52,240
برای همین انقدر سخت کار کرد
که این اقامتگاه رو بسازه

709
00:41:52,320 --> 00:41:55,080
تا به فقرا و بی‌کس‌ها پناه بده

710
00:41:55,160 --> 00:41:56,920
اون چه گناهی کرده؟

711
00:41:57,000 --> 00:41:58,960
می‌خواستین دست‌هاش رو ببینین، نه؟

712
00:41:59,040 --> 00:42:01,200
!پس خوب نگاه کنین

713
00:42:01,280 --> 00:42:03,800
رائو آر همراه مردم عادی کار می‌کنه

714
00:42:03,880 --> 00:42:06,160
دست‌هاش پر از زخم و پینه‌ست

715
00:42:07,680 --> 00:42:09,640
حتی لباس‌هایی که می‌پوشه

716
00:42:09,720 --> 00:42:12,520
هیچوقت از ابریشم نرم نیستن

717
00:42:13,400 --> 00:42:15,840
اون پنبه‌ای می‌پوشه که همینجا
توی اقامتگاه بافته می‌شه

718
00:42:16,720 --> 00:42:19,320
تموم طلا، نقره و جواهراتی
که عالیجناب بهش داد

719
00:42:19,400 --> 00:42:22,120
با غله‌ی درشت معاوضه شد
تا گرسنه‌ها رو سیر کنه

720
00:42:22,200 --> 00:42:23,640
انبارهای غله

721
00:42:24,600 --> 00:42:25,960
الان کاملا خالی هستن

722
00:42:26,720 --> 00:42:29,400
اون همه‌ چیزش رو برای نجات جان‌ها داده

723
00:42:29,480 --> 00:42:30,800
پس اینجا

724
00:42:31,480 --> 00:42:33,480
از عالیجناب طلب ببخش می‌کنم

725
00:42:34,600 --> 00:42:37,360
به جاش من رو با زنجیر ببرین
خواهش می‌کنم، اون رو ببخشین

726
00:42:37,880 --> 00:42:41,120
نه، این کار رو نکن مادربزرگ

727
00:42:41,880 --> 00:42:44,600
بانو شو آن، تو و دخترت

728
00:42:45,120 --> 00:42:46,680
هر دو حقیقت رو نمی‌بینین

729
00:42:47,360 --> 00:42:49,320
شما واقعا این کلاه‌بردار رو باور کردین

730
00:42:50,320 --> 00:42:52,000
و دختر واقعی وی رو کشتین

731
00:42:53,080 --> 00:42:54,720
و هنوز هم حاضر نیستین اشتباهتون رو قبول کنین

732
00:42:54,800 --> 00:42:58,400
حالا در راه رسیدن به قدرت

733
00:42:59,000 --> 00:43:00,520
فقط اوضاع رو بدتر کردین

734
00:43:00,600 --> 00:43:01,880
سرنوشت خودتون رو مهر و موم کردین

735
00:43:02,800 --> 00:43:05,160
شما این زن رو که به دروغ ادعای اصالت اشرافی می‌کرد

736
00:43:05,240 --> 00:43:06,880
آوردین به قصر

737
00:43:06,960 --> 00:43:09,240
و امپراتور رو فریب دادین

738
00:43:09,760 --> 00:43:13,200
دفاع از اون، فقط ثابت می‌کنه شما هم مقصرین

739
00:43:14,040 --> 00:43:18,880
نگهبان‌ها، هر دو رو ببرین زندان و زیر شکنجه بازجوییشون کنین

740
00:43:18,960 --> 00:43:20,480
!مادربزرگ! وی رائو

741
00:43:22,880 --> 00:43:23,720
!نگهبان‌ها

742
00:43:23,800 --> 00:43:25,160
!بانو رو آزاد کنین -
!ولش کنین -

743
00:43:25,240 --> 00:43:26,080
!ولم کنین

744
00:43:26,160 --> 00:43:27,000
!بانو رو آزاد کنین -
!ولش کنین -

745
00:43:27,080 --> 00:43:28,440
!مادربزرگ -
!بذارین برم -

746
00:43:28,520 --> 00:43:29,440
!مادربزرگ -
!ولم کنین -

747
00:43:29,520 --> 00:43:31,920
!مادربزرگ -
!ولت نمی‌کنم! رائو -

748
00:43:32,000 --> 00:43:33,560
!ولت نمی‌کنم

749
00:43:33,640 --> 00:43:35,360
!هان لیائو -
!رائو -

750
00:43:35,440 --> 00:43:37,280
عالیجناب برای بانو شو آن احترام زیادی قائله

751
00:43:37,360 --> 00:43:38,520
!رائو

752
00:43:38,600 --> 00:43:41,360
نمی‌ترسی تلافی کنه؟

753
00:43:42,400 --> 00:43:45,200
اگه باید کسی رو بازداشت کنی، به جاش من رو بازداشت کن

754
00:43:47,840 --> 00:43:48,680
علیاحضرت

755
00:43:49,960 --> 00:43:52,080
این کلاه‌بردار جنایت وحشتناکی مرتکب شده

756
00:43:52,680 --> 00:43:54,960
زندان براش خیلی راحت و کمه

757
00:43:55,040 --> 00:43:56,920
پیشنهادت چیه؟

758
00:43:57,000 --> 00:44:01,120
هر کسی که به فریب دادن قلمرو محکوم بشه باید با تخته‌ی گردن

759
00:44:01,840 --> 00:44:03,160
با صدای گنگ به نمایش گذاشته بشه

760
00:44:03,240 --> 00:44:05,960
بذارین برای همه درس عبرت بشه

761
00:44:08,120 --> 00:44:09,400
انجامش بده

762
00:44:13,520 --> 00:44:16,240
!رائو! رائو -
!وی رائو -

763
00:44:16,320 --> 00:44:21,480
!بانو رو آزاد کنین -
!ولش کنین -

764
00:44:22,160 --> 00:44:25,160
هر کسی کمکش کنه مجازات می‌شه

765
00:44:25,240 --> 00:44:28,840
!بانو رو آزاد کنین -
!ولش کنین -

766
00:44:29,440 --> 00:44:30,680
خودت این رو به سر خودت آوردی

767
00:44:31,440 --> 00:44:34,600
ای آسمان، چشمانت رو باز کن

768
00:44:34,680 --> 00:44:37,920
چرا اون‌هایی که فقیرها رو لگد می‌کنن، توی تجمل زندگی می‌کنن

769
00:44:38,000 --> 00:44:42,320
و اون‌هایی که انقدر زحمت می‌کشن گرسنه‌ هستن؟

770
00:44:43,000 --> 00:44:46,760
اون داره کسی رو می‌بره که نجاتمون داده

771
00:44:46,840 --> 00:44:50,320
نمی‌تونی بانو رو ببری

772
00:44:51,040 --> 00:44:56,600
!بانو رو آزاد کنین -
