1
00:00:00,000 --> 00:00:13,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: Purella ✧ mohadesehjfy ✧ Azad ✧ bunny ✧ vita ✧ Fatemeh ✧ Delara ✧ Silvia ✧ Moon ✧ MahSHid ✧ mahur ✧ Kento ✧ Mora ✧</font>

2
00:00:24,220 --> 00:00:26,460
<font color="#AC3B2F"> ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ </font>

3
00:00:27,220 --> 00:00:29,220
<font color="#AC3B2F"> ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی شد♪ </font>

4
00:00:30,220 --> 00:00:32,700
<font color="#AC3B2F"> ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ </font>

5
00:00:32,820 --> 00:00:35,220
<font color="#AC3B2F"> ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ </font>

6
00:00:36,140 --> 00:00:38,060
<font color="#AC3B2F"> ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ </font>

7
00:00:38,180 --> 00:00:39,660
<font color="#AC3B2F"> ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ </font>

8
00:00:39,900 --> 00:00:41,620
<font color="#AC3B2F"> ♪به چشم این دنیا♪ </font>

9
00:00:41,820 --> 00:00:44,420
<font color="#AC3B2F"> ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ </font>

10
00:00:44,620 --> 00:00:47,500
<font color="#AC3B2F"> ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ </font>

11
00:00:47,980 --> 00:00:53,140
<font color="#AC3B2F"> ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ </font>

12
00:00:53,940 --> 00:00:56,380
<font color="#AC3B2F"> ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ </font>

13
00:00:56,740 --> 00:01:02,860
<font color="#AC3B2F"> ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ </font>

14
00:01:04,460 --> 00:01:06,180
<font color="#AC3B2F"> ♪اون پشت این نقاب♪ </font>

15
00:01:06,260 --> 00:01:07,540
<font color="#AC3B2F"> ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ </font>

16
00:01:07,620 --> 00:01:10,620
<font color="#AC3B2F"> ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ </font>

17
00:01:10,700 --> 00:01:12,140
<font color="#AC3B2F"> ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ </font>

18
00:01:12,220 --> 00:01:13,620
<font color="#AC3B2F"> ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ </font>

19
00:01:13,660 --> 00:01:16,420
<font color="#AC3B2F"> ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ </font>

20
00:01:16,540 --> 00:01:17,980
<font color="#AC3B2F"> ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ </font>

21
00:01:18,020 --> 00:01:19,340
<font color="#AC3B2F"> ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ </font>

22
00:01:19,420 --> 00:01:22,620
<font color="#AC3B2F"> ♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪ </font>

23
00:01:22,900 --> 00:01:25,860
<font color="#AC3B2F"> ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ </font>

24
00:01:25,940 --> 00:01:31,380
<font color="#AC3B2F"> ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ </font>

25
00:01:37,880 --> 00:01:39,180
<font color="#9f0400">݊ ࿙࿙𝆹𝅥 </font> <font color="#F4DD6A"> سقوط نقاب </font><font color="#9f0400"> 𝆹𝅥࿚࿚ ݊  </font>

26
00:01:39,180 --> 00:01:42,180
<font color="#9f0400">ꕁ᪣</font> <font color="#F4DD6A">قسمت 19</font> <font color="#9f0400">᪣ꕁ</font>

27
00:01:44,200 --> 00:01:46,430
به قصر خوش‌برگشتین، علیاحضرت

28
00:01:47,810 --> 00:01:49,400
شنیدم یه نفر

29
00:01:49,510 --> 00:01:51,630
عالیجناب رو متقاعد کردن
که فرمان صادر کنه

30
00:01:51,840 --> 00:01:53,630
تا به بانوی اشراف‌زاده وو آن اجازه بده

31
00:01:54,070 --> 00:01:56,600
از وارث فرماندار یینگ طلاق بگیره

32
00:01:56,960 --> 00:01:59,430
بانو لی، خود ملکه‌ی مادر
اون ازدواج رو ترتیب دادن

33
00:01:59,680 --> 00:02:01,040
ولی بدون اطلاع ایشون دست‌به‌کار شدی

34
00:02:01,150 --> 00:02:02,630
و خودسر تصمیم گرفتی

35
00:02:03,400 --> 00:02:04,960
از حد اختیارهات فراتر رفتی

36
00:02:05,430 --> 00:02:06,680
علیاحضرت، اجازه بدین توضیح بدم

37
00:02:07,480 --> 00:02:08,990
وو آن با ازدواج با لو جو

38
00:02:09,040 --> 00:02:10,720
برای بهبود سرنوشتش فداکاری بزرگی کرد

39
00:02:10,950 --> 00:02:14,200
متاسفانه، شخصیت‌هاشون با هم سازگار نبود
و ازدواجشون شکست خورد

40
00:02:14,440 --> 00:02:16,200
بهتر بود به جای اینکه کم‌کم از همدیگه دل‌زده بشن

41
00:02:16,320 --> 00:02:17,950
و قدر لطف و محبت علیاحضرت رو ندونن

42
00:02:18,200 --> 00:02:21,110
راهشون رو از هم جدا کنن

43
00:02:21,200 --> 00:02:23,480
شایعه‌های توی پایتخت رو شنیدی، بانو لی؟

44
00:02:23,910 --> 00:02:24,910
مردم دارن می‌گن

45
00:02:25,280 --> 00:02:27,670
مادر تنیش الگوی درستی نیست

46
00:02:28,100 --> 00:02:30,390
که دخترش رو به سمت طلاق
و ازدواج دوباره ترغیب می‌کنه

47
00:02:30,760 --> 00:02:32,200
<font color="#D0984B"> ❲بانو جنگ❳ </font>
همچنین دارن راجع به گذشته‌ات

48
00:02:32,200 --> 00:02:33,670
شایعه‌پراکنی می‌کنن

49
00:02:34,510 --> 00:02:36,390
و چیزهایی که دارن می‌گن
واقعا شرم‌آوره

50
00:02:36,510 --> 00:02:37,630
این فقط

51
00:02:37,630 --> 00:02:40,830
به خردمندی و دوراندیشی عالیجناب
و آبروی خاندان سلطنتی صدمه می‌زنه

52
00:02:42,000 --> 00:02:43,830
بانو لی فقط به دخترش اهمیت می‌داد

53
00:02:43,830 --> 00:02:45,320
اصلا قصد نداشت از فرمان عالیجناب سرپیچی کنه

54
00:02:45,320 --> 00:02:47,910
<font color="#D0984B"> ❲بانو وانگ❳ </font>
لطفا مهر و علاقه‌ی مادریش رو در نظر بگیرین

55
00:02:47,910 --> 00:02:49,320
و از خطاش بگذرین

56
00:02:49,680 --> 00:02:52,310
کاریه که شده، دیگه
نمی‌شه ازدواجشون رو نجات داد

57
00:02:53,220 --> 00:02:54,500
به علاوه، راجع به طلاق هم

58
00:02:55,160 --> 00:02:56,910
عالیجناب موافقت کرده بودن

59
00:02:57,600 --> 00:02:58,420
!چطور جرات می‌کنی

60
00:02:59,350 --> 00:03:00,830
آبروی یه عمر عالیجناب

61
00:03:01,110 --> 00:03:02,760
!توسط تو به باد رفته

62
00:03:03,480 --> 00:03:04,630
با این حال اصلا پشیمون نیستی

63
00:03:04,950 --> 00:03:06,760
!حتی نمی‌تونی دختر خودت رو درست تربیت کنی

64
00:03:07,670 --> 00:03:09,790
خیلی خب، وقتی تو نمی‌تونی تربیتش کنی

65
00:03:11,200 --> 00:03:12,550
خودم دست ‌به‌ کار می‌شم

66
00:03:13,140 --> 00:03:15,230
برای اینکه به این حرف‌ و حدیث‌ها خاتمه بدیم

67
00:03:15,390 --> 00:03:18,670
فورا برای وو آن یه شوهر دیگه پیدا کنین

68
00:03:20,390 --> 00:03:23,320
هان لیائو، وارث مرزبان شی تینگ

69
00:03:23,440 --> 00:03:26,320
جنگجوی قابلیه که به ‌تازگی 
همسرش رو از دست داده

70
00:03:26,720 --> 00:03:28,880
اون با ازدواج با یه زن مطلقه مشکلی نداره

71
00:03:29,280 --> 00:03:32,260
باید از چشم مردم دور بمونه

72
00:03:32,440 --> 00:03:34,630
و فقط به وظایفش به‌ عنوان یه همسر وفادار برسه

73
00:03:34,790 --> 00:03:36,200
به مرور زمان

74
00:03:36,320 --> 00:03:38,880
شایعه‌ها هم می‌خوابن

75
00:03:44,510 --> 00:03:46,280
حتی توی قصر هم به ‌ندرت مروارید دریایی

76
00:03:46,670 --> 00:03:48,350
با همچین کیفیتی پیدا می‌شه

77
00:03:48,720 --> 00:03:49,630
ارباب هان

78
00:03:50,390 --> 00:03:51,600
چی می‌خوای؟

79
00:03:53,510 --> 00:03:55,390
می‌خوام با بانو وو آن ازدواج کنم

80
00:03:55,480 --> 00:03:57,480
از علیاحضرت تقاضا دارم با 
درخواستم موافقت کنن

81
00:03:58,630 --> 00:03:59,440
به‌ هیچ‌وجه

82
00:04:00,880 --> 00:04:03,480
هیچکس از خاندان هان حق نداره 
!با دختر اون پست‌فطرت ازدواج کنه

83
00:04:03,630 --> 00:04:05,000
لطفا آروم باشین، علیاحضرت

84
00:04:06,030 --> 00:04:07,520
وو آن املاک زیادی رو تصاحب کرده

85
00:04:07,720 --> 00:04:09,200
و زمین‌های خاندان من رو هم گرفته

86
00:04:09,480 --> 00:04:10,950
و من رو تحقیر کرده

87
00:04:10,950 --> 00:04:12,880
با ازدواج باهاش املاکمون رو پس می‌گیریم

88
00:04:13,000 --> 00:04:16,880
و می‌تونیم از بانو لی هم امتیاز بگیریم

89
00:04:17,630 --> 00:04:19,920
عالیجناب بالاخره باید یه روز ولیعهد انتخاب کنن

90
00:04:20,200 --> 00:04:22,240
لطفا به عواقبش فکر کنین

91
00:04:24,800 --> 00:04:27,390
ممنونم که به آینده‌ی دخترم 
اهمیت می‌دین، علیاحضرت

92
00:04:29,800 --> 00:04:31,390
با این حال، عالیجناب گفتن که

93
00:04:31,590 --> 00:04:33,240
رقابت نظامی سالانه

94
00:04:33,240 --> 00:04:34,470
همیشه استعدادهای درخشانی رو جذب می‌کنه

95
00:04:34,560 --> 00:04:36,920
ایشون می‌خوان خودشون 
شوهر وو آن رو انتخاب کنن

96
00:04:37,440 --> 00:04:39,920
اگه ارباب هان واقعا جنگجوی قابلی باشن

97
00:04:40,030 --> 00:04:41,710
باید به ‌راحتی بتونن برنده بشن

98
00:04:42,160 --> 00:04:44,830
اما رقابت امسال

99
00:04:45,060 --> 00:04:48,590
قراره حسابی متفاوت باشه، می‌ترسم ارباب هان

100
00:04:49,830 --> 00:04:51,240
جرات شرکت کردن نداشته باشن

101
00:04:52,970 --> 00:04:54,630
چه چیزی قراره این رقابت رو متفاوت کنه؟

102
00:04:54,800 --> 00:04:57,920
اول باید از تله‌ی کمان‌های زنبورکی 
هزار تیر جون سالم به در ببره

103
00:04:58,730 --> 00:04:59,680
 تله‌ی کمان‌های زنبورکی هزار تیر؟

104
00:05:00,240 --> 00:05:02,200
شنیدم سلاح جدید کارگاه سلطنتیه

105
00:05:02,370 --> 00:05:04,360
می‌تونه هزاران تیر رو هم‌زمان شلیک کنه

106
00:05:04,360 --> 00:05:05,630
حتی سپرهای سنگین هم تا فاصله 
سیصد قدمی تیکه ‌تیکه می‌شن

107
00:05:06,000 --> 00:05:07,240
!باورنکردنیه

108
00:05:07,440 --> 00:05:09,240
!رقابت امسال تماشایی می‌شه

109
00:05:09,240 --> 00:05:10,000
دقیقا

110
00:05:10,270 --> 00:05:11,830
رقابت همیشه توی اردوگاه نظامی برگزار می‌شد

111
00:05:12,070 --> 00:05:14,070
اما امسال محلش رو به 
باغ شانگ لین منتقل کردن

112
00:05:14,390 --> 00:05:16,000
شاید عالیجناب یهویی دلشون خواسته

113
00:05:16,000 --> 00:05:17,360
نبرد جنگجوها رو تماشا کنن

114
00:05:17,590 --> 00:05:19,270
یا شاید هم دلیل دیگه‌ای دارن

115
00:05:20,560 --> 00:05:22,000
چه دلیل دیگه‌ای ممکنه داشته باشن؟

116
00:05:22,240 --> 00:05:22,920
عالیجناب

117
00:05:22,920 --> 00:05:24,630
می‌خوان حین رقابت نیروها رو بررسی کنن

118
00:05:25,030 --> 00:05:26,440
و تواناترین مردها رو انتخاب کنن

119
00:05:29,390 --> 00:05:30,270
لو جو

120
00:05:30,930 --> 00:05:33,030
خیلی مریض به نظر میای

121
00:05:33,240 --> 00:05:36,000
امسال دیگه نباید توی رقابت شرکت کنی

122
00:05:36,070 --> 00:05:37,390
اگه لو جو شرکت نکنه

123
00:05:37,630 --> 00:05:39,560
پس کی قراره برای خاندان لو برنده بشه؟

124
00:05:44,070 --> 00:05:45,950
بذارین برادر کوچیک‌ترم هم شانسی داشته باشه

125
00:05:46,270 --> 00:05:48,000
برادر، جدی می‌گی؟

126
00:05:48,630 --> 00:05:51,130
پدربزرگ، من می‌تونم
 لطفا بذارین شرکت کنم

127
00:05:56,590 --> 00:05:58,630
حالا که برادرت برات پا پیش گذاشته

128
00:05:59,030 --> 00:06:00,240
می‌تونی امتحان کنی

129
00:06:00,240 --> 00:06:00,680
!چشم، پدربزرگ

130
00:06:00,680 --> 00:06:03,470
یادت باشه، برادرت ده ساله
 که حتی یه بار هم شکست نخورده

131
00:06:04,270 --> 00:06:05,710
آبروی خاندان لو رو نبری

132
00:06:06,310 --> 00:06:07,760
ناامیدتون نمی‌کنم، پدربزرگ

133
00:06:08,610 --> 00:06:10,360
خیلی خب، می‌تونی بری

134
00:06:11,070 --> 00:06:11,950
ما مرخص می‌شیم، پدربزرگ

135
00:06:16,440 --> 00:06:17,320
!خب، ببین چیکار کردی

136
00:06:18,240 --> 00:06:20,070
همین الان بهترین گزینه رو برات پیدا کردم

137
00:06:20,560 --> 00:06:22,800
 نوه‌ی ارشد استاد اعظم شیه، شیه هوا لو

138
00:06:23,200 --> 00:06:24,920
زیبا، با استعداد و نجیبه

139
00:06:24,920 --> 00:06:27,440
اون از هر نظر برای اینکه 
بانوی آینده‌ی این خونه بشه، مناسبه

140
00:06:27,560 --> 00:06:29,000
فردا یکی رو برای خواستگاریش می‌فرستم

141
00:06:29,440 --> 00:06:31,320
لو جو تازه طلاق گرفته

142
00:06:32,390 --> 00:06:34,360
چطور می‌تونی انقدر زود 
دوباره براش آستین بالا بزنی؟

143
00:06:34,470 --> 00:06:35,760
خیلی عجولانه نیست؟

144
00:06:35,830 --> 00:06:38,320
من که ازش نخواستم 
همین فردا بره باهاش ازدواج کنه

145
00:06:38,390 --> 00:06:39,710
اول می‌تونیم نامزدی رو جور کنیم

146
00:06:40,390 --> 00:06:42,590
می‌تونن یه سال دیگه
 یا همین حدودا ازدواج کنن

147
00:06:45,560 --> 00:06:46,320
پدربزرگ

148
00:06:47,000 --> 00:06:48,070
می‌خوام خودم درباره‌ی ازدواجم

149
00:06:48,470 --> 00:06:49,760
تصمیم بگیرم

150
00:06:50,100 --> 00:06:52,710
خودت تصمیم بگیری؟ 
بانو شیه هم زیباست و هم با استعداده

151
00:06:52,920 --> 00:06:55,440
!اون صد برابر بهتر از اون بانو وی بی‌ملاحظه‌ست

152
00:06:55,590 --> 00:06:57,680
و تو هنوز هم فکر و ذکرت پیش اونه؟

153
00:06:57,680 --> 00:06:59,030
نکنه بیماری عقلت رو از بین برده؟

154
00:06:59,240 --> 00:07:00,320
!اونی که عقلش رو از دست داده تویی

155
00:07:00,390 --> 00:07:01,960
تو بودی که اصرار داشتی

156
00:07:01,960 --> 00:07:03,240
 ازدواجش با خاندان وی رو جور کنی

157
00:07:03,320 --> 00:07:05,200
حالا می‌خوای یکی از خاندان شیه رو جایگزینش کنی

158
00:07:05,390 --> 00:07:06,830
 هنوز مهر طلاقش خشک نشده

159
00:07:06,830 --> 00:07:08,470
و باز هم با عجله می‌خوای براش یه زن دیگه پیدا کنی

160
00:07:08,630 --> 00:07:10,980
مردم درباره‌ی لو جو چی می‌گن؟

161
00:07:11,800 --> 00:07:13,680
اخبار قصر رو شنیدی؟

162
00:07:13,880 --> 00:07:14,820
به همه‌ی خانواده‌ها گفتن

163
00:07:14,820 --> 00:07:16,360
که بهترین مردهای جوون
 و مجردشون رو برای مسابقه بفرستن

164
00:07:16,950 --> 00:07:18,510
شاهدختی هم که برای ازدواج منتظر نیست

165
00:07:18,510 --> 00:07:19,760
فکر کردی این برای کیه؟

166
00:07:21,000 --> 00:07:24,390
منظورت اینه که قصر داره 
برای وی رائو شوهر انتخاب می‌کنه؟

167
00:07:24,390 --> 00:07:25,710
کاری که بانو لی داره می‌کنه

168
00:07:25,710 --> 00:07:28,240
!یه سیلی توی صورت کل خانواده‌ی ماست

169
00:07:28,560 --> 00:07:30,360
دارن براش یه شوهر اشراف‌زاده انتخاب می‌کنن

170
00:07:30,760 --> 00:07:32,320
من دارم مجبورت می‌کنم یه زن دیگه بگیری

171
00:07:32,320 --> 00:07:34,390
تا بالاخره با واقعیت روبه‌رو بشی

172
00:07:34,590 --> 00:07:35,830
!و دست از این امیدهای واهی برداری

173
00:07:40,340 --> 00:07:42,560
لو جو، حالا باید چیکار کنیم؟

174
00:07:42,560 --> 00:07:44,830
مادربزرگ، ما دیگه از هم طلاق گرفتیم

175
00:07:45,590 --> 00:07:47,030
اون و من حالا دیگه هیچ ربطی به هم نداریم

176
00:07:47,800 --> 00:07:50,680
 بخواد با هرکسی ازدواج کنه، انتخاب خودشه‌

177
00:07:53,680 --> 00:07:54,760
!چه تقدیر بی‌رحمانه‌ای

178
00:07:55,800 --> 00:07:56,360
خیلی خب

179
00:07:56,710 --> 00:07:58,590
پس برو و خودت ببین

180
00:07:58,700 --> 00:08:01,270
بانو وو آن چطور شوهر جدیدش رو انتخاب می‌کنه

181
00:08:02,900 --> 00:08:03,760
معلومه که می‌رم

182
00:08:04,950 --> 00:08:06,640
ولی فقط برای اینکه پیروزی برادر کوچیک‌ترم رو ببینم

183
00:08:08,070 --> 00:08:08,760
خیلی خب

184
00:08:09,240 --> 00:08:10,510
!خیلی هم عالی

185
00:08:11,030 --> 00:08:12,470
تو واقعا

186
00:08:12,560 --> 00:08:14,830
!خیلی کله‌شقی

187
00:08:15,710 --> 00:08:17,650
ببینیم تا کی می‌تونی به این نقش بازی کردنت ادامه بدی

188
00:08:27,760 --> 00:08:29,680
شاهدخت سلطنتی دوان به فضیلتشون شناخته می‌شن

189
00:08:29,680 --> 00:08:31,800
حالا که دیدمشون، می‌بینم واقعا لیاقت این شهرت رو دارن

190
00:08:31,880 --> 00:08:33,400
خداروشکر که انقدر عاقل و فهمیده‌ان

191
00:08:33,400 --> 00:08:34,990
وگرنه اگه بانوی سوم جنجال به پا کرده بودن

192
00:08:35,170 --> 00:08:36,830
کی می‌دونه چه شایعاتی پخش می‌شد؟

193
00:08:46,100 --> 00:08:48,670
بانوی من، بانو لی من رو فرستادن

194
00:08:49,040 --> 00:08:50,680
تا اینجا منتظرتون باشم

195
00:08:51,870 --> 00:08:52,870
اینا چیه؟

196
00:08:53,470 --> 00:08:56,400
مسابقات نظامی سه روز دیگه
توی باغ شانگ لین برگزار می‌شه

197
00:08:56,520 --> 00:08:57,800
شما رو هم برای شرکت دعوت کردن

198
00:09:04,500 --> 00:09:06,820
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه جو یو⎞ </font>

199
00:09:06,820 --> 00:09:08,660
<font color=#B5602D> ⎝سه روز بعد⎞ </font>

200
00:09:13,070 --> 00:09:14,230
بی تائو رو صدا کن

201
00:09:16,520 --> 00:09:17,320
چشم، بانوی من

202
00:09:19,990 --> 00:09:21,200
اون دختر

203
00:09:21,950 --> 00:09:23,590
خیلی عجول و بی‌فکره

204
00:09:30,040 --> 00:09:30,870
بیا اینجا

205
00:09:44,680 --> 00:09:46,470
عادت ندارم کسی دیگه‌ای
موهام رو درست کنه و آرایشم کنه

206
00:09:47,640 --> 00:09:48,920
ترجیح می‌دم از این به بعد تو انجامش بدی

207
00:09:54,320 --> 00:09:55,680
!بانوی من

208
00:09:58,280 --> 00:09:59,400
خیلی خب

209
00:10:00,720 --> 00:10:02,590
باید به ضیافت برم، نباید دیر کنم

210
00:10:02,800 --> 00:10:03,920
بیا، کمکم کن آماده بشم

211
00:10:09,830 --> 00:10:11,470
خودم آماده‌اتون می‌کنم، بانوی من

212
00:10:31,300 --> 00:10:32,740
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه جو یو⎞ </font>

213
00:10:32,740 --> 00:10:34,680
آجرها، سفال‌ها، نی‌ها و بامبوها امروز می‌رسن

214
00:10:35,460 --> 00:10:36,450
حواست به محل پرورش کرم‌های ابریشم باشه

215
00:10:36,910 --> 00:10:39,350
بانوی من، لطفا بذارین منم باهاتون بیام

216
00:10:39,400 --> 00:10:41,750
نه، کارهای اقامتگاه در اولویته

217
00:10:42,160 --> 00:10:43,320
هیچکدومتون لازم نیست بیاین

218
00:10:57,220 --> 00:10:59,580
<font color="#D0984B"> ❲لیو شو، پسر چهارم امپراتور❳ </font>

219
00:10:59,660 --> 00:11:00,260
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه جو یو⎞ </font>

220
00:11:00,260 --> 00:11:01,750
این اقامتگاه متعلق به بانو وو آنه

221
00:11:01,750 --> 00:11:02,950
ورود غریبه‌ها ممنوعه

222
00:11:03,230 --> 00:11:05,440
!تو کی هستی؟ نمی‌تونی همینطوری سرزده وارد بشی

223
00:11:09,680 --> 00:11:10,990
چرا جلوی اسب پریدی؟

224
00:11:10,990 --> 00:11:11,870
از جونت سیر شدی؟

225
00:11:11,990 --> 00:11:13,590
!ایشون اعلی‌حضرت، شاهزاده‌ی چهارم هستن

226
00:11:13,590 --> 00:11:14,990
!فورا برو و به بانو وو آن خبر بده

227
00:11:16,280 --> 00:11:17,200
اعلی‌حضرت

228
00:11:20,280 --> 00:11:21,800
بانوی من، با... بانوی من

229
00:11:21,800 --> 00:11:22,610
شنیدم

230
00:11:35,400 --> 00:11:36,750
پس تو خواهر ارشد منی

231
00:11:38,020 --> 00:11:39,340
...ما قبلا همدیگه رو ندیدیم، من

232
00:11:39,340 --> 00:11:41,230
شما پسر بانو لی هستین

233
00:11:42,020 --> 00:11:44,050
شاهزاده‌ی چهارم محبوب عالیجناب

234
00:11:46,640 --> 00:11:47,870
من توی شهرستان‌های مختلف درس می‌خوندم

235
00:11:48,020 --> 00:11:49,200
فقط دو روزه که برگشتم پایتخت

236
00:11:49,380 --> 00:11:50,590
از همون موقع دلم می‌خواست ببینمت

237
00:11:50,680 --> 00:11:51,990
ولی مادر می‌ترسید که ناراحتت کنم

238
00:11:51,990 --> 00:11:53,350
برای همین مدام نمی‌ذاشتن که بیام

239
00:11:53,560 --> 00:11:54,280
...ولی

240
00:11:54,280 --> 00:11:56,200
امروز اولین ضیافت قصرته، خواهر

241
00:11:56,200 --> 00:11:57,590
برای همین مخصوصا اومدم تا همراهیت کنم

242
00:11:57,780 --> 00:11:59,990
برات کالسکه آماده کردم، بیا، خواهر

243
00:12:00,190 --> 00:12:02,710
خودم کالسکه دارم، لازم نیست خودتون رو
به زحمت بندازین، اعلی‌حضرت

244
00:12:06,930 --> 00:12:08,280
خواهر! خواهر

245
00:12:09,830 --> 00:12:12,200
انگار خیلی از من خوشت نمیاد

246
00:12:12,870 --> 00:12:13,710
جرات نمی‌کنم

247
00:12:13,920 --> 00:12:14,710
چی شده؟

248
00:12:14,990 --> 00:12:16,640
حسودی می‌کنی چون مادر

249
00:12:16,680 --> 00:12:17,830
همیشه طرف من بوده؟

250
00:12:17,950 --> 00:12:19,070
یا عصبانی‌ای که

251
00:12:19,070 --> 00:12:20,800
همه‌ی این سال‌ها

252
00:12:20,870 --> 00:12:22,070
به دیدنت نیومدم؟

253
00:12:22,520 --> 00:12:24,320
دقیقا چی می‌خواین بگین، شاهزاده‌ی چهارم؟

254
00:12:25,070 --> 00:12:26,800
وقتی وارد قصر بشی می‌فهمی

255
00:12:27,100 --> 00:12:28,640
اونجا پر از پیرزن‌های جادوگر پلیده

256
00:12:28,640 --> 00:12:29,830
که بچه‌ها رو زنده‌زنده می‌خورن

257
00:12:30,080 --> 00:12:32,230
مادر ازت فاصله گرفت تا بتونه ازت محافظت کنه

258
00:12:32,230 --> 00:12:34,320
بالاخره هر چی نباشه، از لحظه‌ای که من به دنیا اومدم

259
00:12:34,320 --> 00:12:35,560
ما با هم توی یه قایق بودیم

260
00:12:38,190 --> 00:12:39,120
چرا این حرف رو می‌زنین؟

261
00:12:40,090 --> 00:12:41,440
اگه حال من و مادر خوب باشه

262
00:12:41,440 --> 00:12:43,070
تو هم زندگی خوبی خواهی داشت

263
00:12:43,560 --> 00:12:45,010
ولی اگه یه روز من و مادر سقوط کنیم

264
00:12:45,230 --> 00:12:46,920
تو هم به سرنوشت بدی دچار می‌شی

265
00:12:47,220 --> 00:12:48,520
منافع ما به هم گره خورده

266
00:12:48,520 --> 00:12:49,680
پس هر دلیلی داری که به من نزدیک باشی

267
00:12:50,300 --> 00:12:52,370
!ما باید بهترین دوست‌های هم باشیم

268
00:12:58,940 --> 00:12:59,750
اعلی‌حضرت

269
00:13:00,350 --> 00:13:01,680
لازم نیست با برادرت انقدر رسمی باشی

270
00:13:01,860 --> 00:13:03,050
از حالا به بعد فقط آ شو صدام کن

271
00:13:03,560 --> 00:13:04,920
بیا، بذار کمک کنم سوار کالسکه شی

272
00:13:05,760 --> 00:13:06,110
بیا

273
00:13:06,740 --> 00:13:09,740
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه جو یو⎞ </font>

274
00:13:10,970 --> 00:13:11,440
حواست به قدم‌هات باشه

275
00:13:20,520 --> 00:13:21,590
من راه رو نشونت می‌دم، خواهر

276
00:13:24,000 --> 00:13:24,560
<i>...ایشون</i>

277
00:13:26,750 --> 00:13:29,070
<i>واقعا برادر خونی منن؟</i>

278
00:13:33,540 --> 00:13:42,500
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه جو یو⎞ </font>

279
00:13:51,320 --> 00:13:53,590
هان لیائو فوق‌العاده قوی و حیله‌گره

280
00:13:54,100 --> 00:13:55,040
معمولا از بازی‌های کثیفی
برای جنگیدن استفاده می‌کنه

281
00:13:56,230 --> 00:13:58,920
اگه باهاش روبه‌رو شدی، خیلی مواظب باش

282
00:13:59,440 --> 00:14:00,750
من سال‌ها هنرهای رزمی تمرین کردم

283
00:14:00,950 --> 00:14:02,680
داری من رو دست‌کم می‌گیری

284
00:14:02,680 --> 00:14:03,560
لو یا

285
00:14:41,110 --> 00:14:43,040
احتمالا به این نوع دورهمی‌ها عادت نداری

286
00:14:43,200 --> 00:14:44,680
و افراد زیادی هستن که نمی‌شناسی

287
00:14:45,200 --> 00:14:46,640
یه کم کنارت می‌شینم

288
00:14:46,920 --> 00:14:48,070
ممنون، همسر شاهزاده دوان

289
00:14:53,800 --> 00:14:55,830
عالیجناب، امسال دارن کمان‌های
جدید رو آزمایش می‌کنن

290
00:14:56,320 --> 00:14:58,040
همه‌ی افسرهای نظامی مشتاق رقابتن

291
00:14:58,400 --> 00:15:00,990
ببین، حتی هان لیائو هم وارد شده

292
00:15:11,160 --> 00:15:12,680
!آفرین -
!آفرین -

293
00:15:12,680 --> 00:15:16,440
!عالی بود -
!به به -

294
00:15:16,710 --> 00:15:17,470
داره با سه نفر هم‌زمان می‌جنگه

295
00:15:18,520 --> 00:15:19,200
چه مبارزه‌ی قابل توجهی

296
00:15:22,350 --> 00:15:23,520
این رو به بانو وو آن بده

297
00:15:23,990 --> 00:15:24,680
زود باش

298
00:15:24,950 --> 00:15:25,470
اطاعت، سرورم

299
00:15:33,520 --> 00:15:34,280
ارباب هان می‌خوان

300
00:15:34,280 --> 00:15:36,350
غنائم امروز رو به بانو وو آن تقدیم کنن

301
00:15:38,440 --> 00:15:40,470
امروز توی بیشتر از ده‌تا مسابقه برنده شد

302
00:15:40,640 --> 00:15:43,320
لقبش به عنوان ژنرال شکست‌ناپذیر کاملا برازندشه

303
00:15:50,280 --> 00:15:50,870
بانوی من

304
00:15:51,040 --> 00:15:53,470
ژنرال چی خواستن این بشقاب میوه رو براتون بیارم

305
00:16:10,040 --> 00:16:11,470
لطفا از طرف من از ژنرال چی تشکر کن

306
00:16:12,350 --> 00:16:13,680
ژنرال چی و ارباب هان

307
00:16:13,680 --> 00:16:15,230
هر دوشون جنگجوهای عالی‌ای هستن

308
00:16:15,470 --> 00:16:16,560
رائو آر، به نظرت

309
00:16:17,110 --> 00:16:18,560
امروز کی برنده می‌شه؟

310
00:16:18,750 --> 00:16:20,680
هر دو ژنرال توانایی‌های خاص خودشون رو دارن

311
00:16:20,950 --> 00:16:22,680
سخته بگیم کدومشون برنده می‌شه

312
00:16:29,920 --> 00:16:31,830
!عالیجناب تشریف آوردن

313
00:16:51,340 --> 00:16:53,490
همگی، بلند شین

314
00:16:58,580 --> 00:17:00,490
!مبارزه رو ادامه بدین

315
00:17:04,610 --> 00:17:06,130
رائو آر، ببخش که توی این موضوع دخالت می‌کنم

316
00:17:06,370 --> 00:17:07,820
هم ژنرال چی و هم ژنرال هان

317
00:17:07,820 --> 00:17:09,370
دارن تموم تلاششون رو می‌کنن تا دلت رو به دست بیارن

318
00:17:09,730 --> 00:17:12,820
اما زنی که دلش پیش دو نفر باشه و بینشون دودل بمونه

319
00:17:12,980 --> 00:17:14,500
حتما حرف و حدیث پشت سرش درمیاد

320
00:17:14,740 --> 00:17:16,450
بهتره بیشتر مراقب رفتارت باشی

321
00:17:17,170 --> 00:17:18,820
تا بانو لی هم ازت دلخور نشه

322
00:17:22,620 --> 00:17:24,690
رائو آر، بیا اینجا

323
00:17:37,610 --> 00:17:39,820
برای عالیجناب آرزوی سلامتی و تندرستی دارم

324
00:17:39,930 --> 00:17:41,850
و برای ملکه‌ی مادر، آرزوی شادی و سعادت بی‌پایان دارم

325
00:17:42,610 --> 00:17:43,300
امپراتور

326
00:17:44,060 --> 00:17:46,170
به این بانوی جوان نگاه کن

327
00:17:46,650 --> 00:17:48,580
چهره‌اش با چهره‌ی مادرش

328
00:17:48,820 --> 00:17:50,650
یه کم فرق داره، مگه نه؟

329
00:17:53,610 --> 00:17:56,540
از نظر من، هنوز همونطوریه که به یاد دارم

330
00:17:57,610 --> 00:18:00,020
زیبا و خوش‌سیماست و رفتاری باوقار و دلنشین داره

331
00:18:01,130 --> 00:18:02,690
بیا، براش یه جا آماده کنین

332
00:18:04,090 --> 00:18:04,980
ممنونم، عالیجناب

333
00:18:16,930 --> 00:18:18,340
بانوی اشراف‌زاده وو آن

334
00:18:18,610 --> 00:18:21,020
امروز این میدان پر از جنگجویان برجسته‌ست

335
00:18:21,340 --> 00:18:24,410
با این حال، برای ژنرال جناح راست هان لیائو، 
آرزوی پیروزی‌های پیاپی توی میدان نبرد دارم

336
00:18:24,740 --> 00:18:27,170
هیچکس توی اینجا حریفش نشده

337
00:18:27,580 --> 00:18:28,980
واقعا جنگجوی بی‌نظیریه

338
00:18:29,610 --> 00:18:32,090
نظرت درباره‌اش چیه؟

339
00:18:32,270 --> 00:18:35,370
هنوز رقابت تموم نشده، از کجا انقدر مطمئنین

340
00:18:35,610 --> 00:18:37,130
که هان لیائو تا آخر پیروز می‌مونه؟

341
00:18:40,370 --> 00:18:41,820
چند تا مسابقه رو برده؟

342
00:18:42,340 --> 00:18:45,170
به عرض ملکه‌ی مادر می‌رسونم، ارباب هان 
پونزده مسابقه‌ی پیاپی رو برده

343
00:18:45,340 --> 00:18:46,370
و همه‌ی حریف‌هاش رو شکست داده

344
00:18:46,650 --> 00:18:48,370
دیگه هیچکس جرأت نمی‌کنه وارد میدان بشه

345
00:18:49,340 --> 00:18:51,020
به نظر میاد حتی با زیر و رو کردن کل ارتش

346
00:18:51,340 --> 00:18:52,260
بانو لی

347
00:18:52,820 --> 00:18:55,890
هنوز نتونستی جنگجویی پیدا کنی که حریف هان لیائو بشه

348
00:18:57,780 --> 00:18:58,500
!من باهاش مبارزه می‌کنم

349
00:19:10,780 --> 00:19:11,370
شون چین

350
00:19:12,020 --> 00:19:14,020
نکنه ژنرال چی زیادی شراب خورده؟

351
00:19:14,020 --> 00:19:15,370
که پاش سست شده

352
00:19:15,740 --> 00:19:17,130
یا اینکه می‌دونه حریفش نیست

353
00:19:17,580 --> 00:19:18,850
و از ترس جرأت مبارزه نداره؟

354
00:19:20,820 --> 00:19:21,930
شراب یه مشکلی داره

355
00:19:24,260 --> 00:19:25,020
اول کمک کنین ببرنش

356
00:19:25,500 --> 00:19:25,820
چشم

357
00:19:25,820 --> 00:19:26,820
طبیب دربار رو خبر کنین تا معاینه‌اش کنه

358
00:19:41,060 --> 00:19:43,170
!امروز توی تموم مبارزه‌هام پیروز شدم

359
00:19:43,690 --> 00:19:44,340
خب؟

360
00:19:44,740 --> 00:19:47,060
کی دیگه قبول نداره و می‌خواد بیاد باهام مبارزه کنه؟

361
00:19:49,500 --> 00:19:51,850
!دیگه شورش رو درآورده، اصلا برای خاندان لو احترام قائل نیست

362
00:19:52,410 --> 00:19:54,890
!ژنرال هان، بذار من هم قدرتت رو امتحان کنم

363
00:19:55,650 --> 00:19:57,230
!لو یا، بی‌گدار به آب نزن

364
00:20:41,090 --> 00:20:42,500
حالش چطوره؟ -
!کمک کنین بلند شه -

365
00:20:46,400 --> 00:20:47,850
شونزده پیروزی پیاپی

366
00:21:05,850 --> 00:21:06,740
<i>لو جو</i>

367
00:21:07,340 --> 00:21:08,410
<i>مگه نمی‌بینی؟</i>

368
00:21:08,780 --> 00:21:10,130
<i>عمدا داره تحریکت می‌کنه تا باهاش بجنگی</i>

369
00:21:19,680 --> 00:21:22,540
ارباب لو، توی میدان مبارزه ممکنه هر اتفاقی بیفته

370
00:21:22,540 --> 00:21:25,410
ببخشید که به برادرتون آسیب زدم

371
00:21:25,930 --> 00:21:27,410
شنیدم بیماری قدیمیتون دوباره برگشته

372
00:21:27,410 --> 00:21:28,690
و انقدر حالتون بده 
که نمی‌تونین از خونه بیرون بیایین

373
00:21:28,890 --> 00:21:30,820
بهتره خودتون رو توی این ماجرا قاطی نکنین

374
00:21:31,450 --> 00:21:33,690
نمی‌خوام بعدا بهم بگن ناعادلانه پیروز شدم

375
00:21:34,980 --> 00:21:35,820
شروع کن

376
00:21:59,820 --> 00:22:00,850
بیا ببینیم چی می‌شه

377
00:22:54,820 --> 00:22:55,610
!مراقب باشین

378
00:23:21,060 --> 00:23:22,450
از بین چهار ارتش نخبه

379
00:23:22,450 --> 00:23:24,780
ارتش شن‌ وو از همه قوی‌تره

380
00:23:24,980 --> 00:23:25,820
سال‌هاست

381
00:23:25,820 --> 00:23:27,820
که خاندان لو این ارتش رو
 محکم توی چنگشون نگه داشتن

382
00:23:28,170 --> 00:23:29,650
حتی من و پسرم هم

383
00:23:29,890 --> 00:23:31,740
باید با احتیاط باهاشون رفتار کنیم

384
00:23:31,820 --> 00:23:33,220
واقعا مطمئنی که می‌تونی

385
00:23:33,820 --> 00:23:35,610
لو جو رو شکست بدی؟

386
00:23:35,610 --> 00:23:38,020
با حمایت علیاحضرت

387
00:23:38,650 --> 00:23:40,820
کشتن لو جو و به دست گرفتن فرماندهی ارتش

388
00:23:41,220 --> 00:23:43,340
مثل آب خوردنه

389
00:23:44,370 --> 00:23:46,980
با اینکه تیر و کمان پشتتون داری
باز هم از حمله‌‌های ناجوانمردانه استفاده می‌کنین

390
00:23:47,370 --> 00:23:49,650
این که پیروزی شرافتمندانه‌ای نیست، ارباب هان

391
00:23:49,820 --> 00:23:52,450
توی میدون جنگ، فقط پیروزی مهمه

392
00:23:52,610 --> 00:23:55,650
کسی که شکست خورده
 حق نداره از عدالت حرف بزنه

393
00:24:11,100 --> 00:24:13,900
عالیجناب، مسابقه‌ی امروز

394
00:24:14,060 --> 00:24:15,980
فقط مخصوص خاندان‌های اشراف‌زاده‌ست؟

395
00:24:16,820 --> 00:24:19,610
بانو وو آن، بانو لی به 
آینده‌ات اهمیت زیادی می‌ده

396
00:24:19,740 --> 00:24:21,700
اون امیدواره از بین افسر‌های نظامی جوان و

397
00:24:21,700 --> 00:24:22,930
آینده‌دار، همسر مناسبی برات پیدا کنه

398
00:24:23,670 --> 00:24:24,410
نکنه می‌خوای

399
00:24:24,550 --> 00:24:26,870
با یه سرباز دون‌پایه ازدواج کنی

400
00:24:27,100 --> 00:24:29,130
و اونو تبدیل به شوهرت کنی

401
00:24:30,730 --> 00:24:33,720
رائو آر، ملکه با مهربونی داره کمکت 
می‌کنه تا شوهر برات پیدا کنه

402
00:24:33,980 --> 00:24:36,170
امروز از بین این همه جنگجو
 که توی مسابقه شرکت کردن

403
00:24:36,450 --> 00:24:38,850
باید یه قهرمان واقعی انتخاب کنی

404
00:24:39,460 --> 00:24:42,020
دخترم لایق بهترین‌هاست

405
00:24:42,450 --> 00:24:45,820
نگران نباش، راحت حرفت رو بزن

406
00:24:46,780 --> 00:24:49,170
عالیجناب، انتخاب همسر برای من مسئله‌ی کوچکیه

407
00:24:49,340 --> 00:24:50,820
پیدا کردن ژنرال‌های لایق خیلی مهم‌تره

408
00:24:50,980 --> 00:24:52,930
هیچکدوم از این دوتا نباید
به اشراف‌زاده بودن بستگی داشته باشه

409
00:24:53,090 --> 00:24:55,890
اگه اشراف‌زاده‌ها می‌تونن توی مسابقه
 شرکت کنن، چرا مردم عادی نتونن؟

410
00:24:56,020 --> 00:24:57,980
ژنرال‌های بزرگ همیشه از
 خاندان‌های اشراف‌زاده بودن

411
00:24:58,450 --> 00:25:00,220
یه سرباز پیاده‌نظام که حتی 
سواد خوندن و نوشتن نداره

412
00:25:00,370 --> 00:25:01,450
<font color="#D0984B"> ❲شاهزاده جینگ، لیو گوانگ❳ </font>
چی از اینا سرش می‌شه؟

413
00:25:01,780 --> 00:25:02,820
<font color="#D0984B"> ❲شاهزاده‌ی ارشد❳ </font>
چطور می‌تونه فرماندهی یه ارتش رو به عهده بگیره؟

414
00:25:02,980 --> 00:25:04,720
<font color="#D0984B"> ❲شاهزاده دوان، لیو شو، شاهزاده‌ی دوم❳ </font>
بانو وو آن همیشه از مردم دور بودن

415
00:25:04,940 --> 00:25:05,820
ایشون چیزی از امور کشور نمی‌دونن

416
00:25:05,820 --> 00:25:06,780
نمی‌شه به خاطر این موضوع سرزنششون کرد

417
00:25:07,060 --> 00:25:10,540
بانو وو آن، نادیده گرفتن مقام افراد
 فقط باعث هرج‌ومرج می‌شه

418
00:25:10,930 --> 00:25:13,020
بی‌اطلاع هستین یا عمدا می‌خواین آشوب به پا کنین؟

419
00:25:13,690 --> 00:25:16,130
شنیدم محقق‌های زیادی رو
 توی عمارتتون جمع کردین

420
00:25:16,500 --> 00:25:17,930
نه برای منصب دولتی به کسی معرفیشون کردین

421
00:25:17,930 --> 00:25:19,340
نه از خاندان‌های نظامی هستن

422
00:25:19,690 --> 00:25:21,080
<font color="#D0984B"> ❲شاهزاده فو، لیو دینگ❳ </font>
بانوی وو آن، نباید بذارین

423
00:25:21,080 --> 00:25:22,370
<font color="#D0984B"> ❲شاهزاده‌ی سوم❳ </font>
اون دانشمندها گمراهتون کنن

424
00:25:22,930 --> 00:25:24,820
قرار بود این یه مسابقه هنرهای رزمی باشه

425
00:25:25,170 --> 00:25:28,340
پیروزی باید به مهارت بستگی
 داشته باشه، نه به پیشینه‌ی خانوادگی

426
00:25:28,540 --> 00:25:30,220
هر کسی که مهارت رزمی فوق‌العاده‌ای داشته باشه

427
00:25:30,220 --> 00:25:31,740
می‌تونه افسر ارزشمندی بشه

428
00:25:31,970 --> 00:25:33,850
مسابقه‌ی عادلانه یعنی همین

429
00:25:34,380 --> 00:25:37,060
مگه شمشیر و تیغه‌ی دشمن

430
00:25:37,340 --> 00:25:39,090
بین اشراف‌زاده‌ها و مردم عادی فرق می‌ذارن؟

431
00:26:11,540 --> 00:26:12,780
از فردا

432
00:26:13,510 --> 00:26:16,500
همه‌ی سربازای ارتش می‌تونن توd مسابقات رزمی شرکت کنن

433
00:26:16,820 --> 00:26:19,740
اگه سه مبارزه رو پشت سر هم ببرین، یه درجه ارتقا می‌گیرین

434
00:26:20,670 --> 00:26:23,060
قهرمان هم بر اساس شایستگی، لقب و مقام می‌گیره

435
00:26:23,890 --> 00:26:27,410
!زنده باد، زنده باد، زنده باد

436
00:26:27,410 --> 00:26:29,090
تو هم طعم تله‌ی کمان‌های زنبورکی هزار تیره رو بچش

437
00:26:33,540 --> 00:26:34,500
!نگاه کنین

438
00:26:34,820 --> 00:26:37,740
ارباب هان چطور یهو شکست خورد؟

439
00:26:49,020 --> 00:26:51,820
!نجاتش بدین! زود نجاتش بدین! زود

440
00:26:55,820 --> 00:26:56,650
!عالیجناب

441
00:26:56,820 --> 00:26:58,170
لو جو داره از مسابقه برای تسویه‌حساب شخصی استفاده می‌کنه

442
00:26:58,480 --> 00:27:00,170
!به بهونه‌ی مسابقه، عمدا به ارباب هان آسیب می‌زنه

443
00:27:00,340 --> 00:27:02,740
از عالیجناب تقاضا دارم عدالت رو حق خاندان هان ادا کنن

444
00:27:02,820 --> 00:27:04,060
!و قاتل رو مجازات کنن

445
00:27:04,380 --> 00:27:07,540
عالیجناب، توی میدون مسابقه شمشیر و تیغ چشم نداره

446
00:27:07,780 --> 00:27:09,780
ارباب لو هم زخمی شده

447
00:27:10,040 --> 00:27:11,570
...همه دیدن که اون اول شروع کرد

448
00:27:11,570 --> 00:27:13,220
کی با چشم‌های خودش دید؟

449
00:27:13,580 --> 00:27:15,220
مبارزه کاملا عادلانه بود

450
00:27:15,220 --> 00:27:16,820
چطور می‌تونین بگین عمدا بهش حمله کرده؟

451
00:27:16,980 --> 00:27:19,650
خودش عرضه نداشت باخت، این تقصیر کیه؟

452
00:27:20,690 --> 00:27:23,900
قبلا انقدر ازش تعریف می‌کردن که انگار آسمونی و بی‌همتاست

453
00:27:24,140 --> 00:27:26,960
فکر می‌کردم چقدر شجاع و جنگجوئه

454
00:27:27,320 --> 00:27:29,980
نمی‌دونستم انقدر بی‌عرضه‌ست

455
00:27:30,450 --> 00:27:32,890
عالیجناب، خاندان لو و هان

456
00:27:32,890 --> 00:27:34,500
هیچوقت رابطه‌ی خوبی با هم نداشتن

457
00:27:34,500 --> 00:27:37,370
لو جو عمدا اون رو زخمی کرده

458
00:27:37,410 --> 00:27:39,020
این کار جرمش رو سنگین‌تر می‌کنه

459
00:27:39,410 --> 00:27:42,060
از عالیجناب تقاضا دارم عادلانه قضاوت کنن

460
00:27:50,780 --> 00:27:52,500
برد و باخت تو میدون مسابقه

461
00:27:52,690 --> 00:27:53,780
یه چیز عادیه

462
00:27:54,780 --> 00:27:55,930
اتهام حمله‌ی عمدی

463
00:27:55,930 --> 00:27:57,450
کاملا بی‌اساسه

464
00:27:58,210 --> 00:28:00,380
طبیب سلطنتی رو خبر کنین که زخمی‌ها رو معاینه کنه

465
00:28:00,850 --> 00:28:02,060
مسابقات امروز

466
00:28:02,780 --> 00:28:03,540
طبق برنامه ادامه پیدا می‌کنه

467
00:28:03,610 --> 00:28:04,410
چشم، عالیجناب

468
00:28:17,650 --> 00:28:18,340
!ارباب لو

469
00:28:36,820 --> 00:28:37,650
عالیجناب

470
00:28:43,580 --> 00:28:44,820
واقعا انقدر شدید زخمی شده؟

471
00:28:46,690 --> 00:28:49,170
...منظورش هان لیائوئه یا

472
00:28:50,020 --> 00:28:50,930
رائو آر

473
00:28:52,130 --> 00:28:52,820
رائو آر

474
00:28:57,220 --> 00:28:57,820
نگاه کن

475
00:28:58,740 --> 00:28:59,260
اون جوون

476
00:29:00,130 --> 00:29:02,340
لی وی، پسر سوم مرزبان جن ‌نانه

477
00:29:02,340 --> 00:29:03,220
<font color="#D0984B"> ❲لی وی، پسر سوم مرزبان جن ‌نان❳ </font>

478
00:29:03,220 --> 00:29:05,090
هر چند خیلی جوونه

479
00:29:05,340 --> 00:29:06,500
و تجربه‌ا‌ش کمه

480
00:29:07,090 --> 00:29:10,540
ولی از نظر اخلاق و قیافه، از همه برجسته‌تره

481
00:29:10,740 --> 00:29:12,370
دست‌ کمی از لو جو نداره

482
00:29:13,580 --> 00:29:16,220
چی جونگ ‌کای هم بد نیست

483
00:29:16,580 --> 00:29:18,930
ولی مادرش آدم سختیه

484
00:29:19,220 --> 00:29:22,130
علاوه بر این، خاندان چی و لو خیلی صمیمین

485
00:29:22,410 --> 00:29:24,610
می‌ترسم خیلی ملاحظه‌کاری کنن

486
00:29:29,370 --> 00:29:30,340
رائو آر

487
00:29:31,690 --> 00:29:34,170
تیری که رها شده، دیگه برنمی‌گرده

488
00:29:49,060 --> 00:29:50,930
!بانوی من، من رو ببخشین! عمدی نبود

489
00:29:51,060 --> 00:29:52,210
چطور تونستی انقدر بی‌دقت باشی؟

490
00:29:52,610 --> 00:29:55,130
مشکلی نیست، لباسم رو عوض می‌کنم و میام

491
00:29:56,610 --> 00:29:58,020
بانوی اشراف‌زاده وو آن رو تا تالار فانگ‌ هوا همراهی کنین

492
00:29:58,370 --> 00:29:59,060
چشم

493
00:30:07,820 --> 00:30:10,170
مگه امروز نوبت جو جی نیست؟

494
00:30:10,610 --> 00:30:12,170
نگرانم نتونه درست بهش خدمت کنه

495
00:30:12,170 --> 00:30:13,540
برو کمکش کن

496
00:30:21,090 --> 00:30:22,540
ارباب لو کجاست؟

497
00:30:22,780 --> 00:30:25,060
بانوی من، فکر می‌کنم ارباب لو

498
00:30:25,060 --> 00:30:26,500
توی تالار آن فو تحت درمانه

499
00:30:26,500 --> 00:30:28,850
معمولا مجروح‌های مسابقه رو به اونجا می‌برن

500
00:30:28,980 --> 00:30:29,690
راه رو نشون بده

501
00:30:30,090 --> 00:30:30,890
چشم

502
00:30:36,780 --> 00:30:38,370
!ژنرال لی واقعا قدرتمنده

503
00:30:38,370 --> 00:30:39,820
!با یه مشت اون مرد قوی رو از پا درآورد

504
00:30:39,820 --> 00:30:40,820
!همینطوره

505
00:30:41,020 --> 00:30:42,610
بانو لی حسابی ازش تعریف کرد

506
00:30:42,610 --> 00:30:44,370
!شاید حتی اون رو دامادش کنه

507
00:30:44,370 --> 00:30:45,410
!چه گستاخی

508
00:30:45,650 --> 00:30:46,890
چه حرف‌های بی‌ربطی می‌زنی؟

509
00:30:49,170 --> 00:30:49,850
بازم افتادن به جون هم

510
00:30:50,610 --> 00:30:50,980
نگاه کن

511
00:30:51,220 --> 00:30:52,650
بانوی اشراف‌زاده وو آن کجا رفته؟

512
00:30:59,610 --> 00:31:01,740
سرورم، زخم‌هاتون خیلی جدیه

513
00:31:01,820 --> 00:31:02,780
تحمل کنین

514
00:31:03,130 --> 00:31:03,610
دارو رو بده

515
00:31:09,480 --> 00:31:11,920
<font color=#B5602D> ⎝قصر چانگ یانگ⎞ </font>

516
00:31:13,620 --> 00:31:14,500
بانوی اشراف‌زاده وو آن
برای عیادت مجروح‌ها اومدن

517
00:31:20,610 --> 00:31:21,340
!لو جو

518
00:31:30,060 --> 00:31:30,780
...بیرون

519
00:31:32,260 --> 00:31:33,410
کسی به دیدنم اومده؟

520
00:31:33,820 --> 00:31:34,580
سرورم

521
00:31:34,690 --> 00:31:36,370
به جز فرستاده‌ای که عالیجناب
برای جویا شدن حالتون فرستادن

522
00:31:36,610 --> 00:31:37,850
کس دیگه‌ای نیومده

523
00:31:42,340 --> 00:31:42,850
!سرورم

524
00:31:47,580 --> 00:31:49,410
!سرورم، هنوز درمانتون تموم نشده

525
00:31:49,500 --> 00:31:51,220
سرورم، دیگه نمی‌خواین درمان بشین؟ -
!سرورم -

526
00:31:51,220 --> 00:31:51,690
!سرورم

527
00:31:51,690 --> 00:31:53,540
!زود باشین! دنبالش برین و برش گردونین

528
00:31:53,540 --> 00:31:54,090
!چشم

529
00:32:16,690 --> 00:32:17,850
چه لطف بزرگی، بانوی من

530
00:32:18,020 --> 00:32:19,450
که هنوز نگران حال منین

531
00:32:19,890 --> 00:32:23,070
پس این همه تلاشم برای جلب محبتتون
بی‌فایده نبوده

532
00:32:23,400 --> 00:32:24,820
برای دیدن تو نیومدم

533
00:32:30,410 --> 00:32:32,410
هان لیائو، می‌خوای چه غلطی بکنی؟

534
00:32:32,850 --> 00:32:34,960
یا درست‌وحسابی با من ازدواج می‌کنی

535
00:32:34,960 --> 00:32:35,930
و بانو هان می‌شی

536
00:32:36,410 --> 00:32:38,740
یا به زناکاری متهم می‌شی

537
00:32:40,740 --> 00:32:41,820
انتخاب با خودته

538
00:32:46,170 --> 00:32:47,450
چه حرف مزخرفی

539
00:32:48,220 --> 00:32:49,270
کی حرفت رو باور می‌کنه؟

540
00:32:50,090 --> 00:32:52,610
دختر جوونی از یه خاندان آبرومند

541
00:32:52,820 --> 00:32:55,820
با عیاشی مثل من رابطه داشته باشه؟

542
00:32:56,260 --> 00:32:57,820
معلومه که هیچکس باور نمی‌کنه

543
00:32:58,940 --> 00:33:01,410
اما مادر واقعیت یه آدم جاه‌طلبه
!که دنبال پیشرفته

544
00:33:01,410 --> 00:33:03,260
آبروی زن‌های خاندان جو

545
00:33:03,260 --> 00:33:04,650
!از من هم بدتره

546
00:33:08,930 --> 00:33:10,650
فرض کن همین الان این در رو باز کنم

547
00:33:11,610 --> 00:33:13,500
و به همه بگم

548
00:33:15,610 --> 00:33:17,650
که تو با من رابطه داشتی

549
00:33:17,850 --> 00:33:19,930
و به همین خاطر از لو جو جدا شدی

550
00:33:20,340 --> 00:33:23,340
فکر می‌کنی حرفم رو باور می‌کنن؟

551
00:33:27,170 --> 00:33:28,340
پس منظورت اینه که

552
00:33:29,820 --> 00:33:31,690
هر چقدر هم تلاش کنم

553
00:33:33,580 --> 00:33:34,690
دیگه هیچوقت نمی‌تونستم بی‌گناهیم رو ثابت کنم

554
00:33:37,120 --> 00:33:40,540
اون شوهر سابق سنگدلت

555
00:33:42,850 --> 00:33:45,930
من رو مستقیم فرستاد وسط تله‌ی تیراندازها

556
00:33:46,450 --> 00:33:49,980
تقریبا هیچ جای سالمی توی بدنم نمونده

557
00:33:54,370 --> 00:33:56,820
اگه زره سینه نداشتم

558
00:33:57,410 --> 00:33:59,890
همونجا کشته شده بودم

559
00:34:02,650 --> 00:34:03,580
بهم بگو

560
00:34:04,090 --> 00:34:06,410
اگه الان تو رو توی بغل من می‌دید

561
00:34:07,220 --> 00:34:08,820
قیافش چطوری می‌شد؟

562
00:34:16,570 --> 00:34:19,740
می‌گن ارباب هان خیلی جذابن

563
00:34:20,410 --> 00:34:21,930
و هیچ زنی نمی‌تونه در برابر جذابیتشون مقاوت کنه

564
00:34:23,010 --> 00:34:24,100
من که همچین چیزی نمی‌بینم

565
00:34:24,820 --> 00:34:26,740
من همینجام، جایی نمی‌رم

566
00:34:28,140 --> 00:34:29,700
با این حال خیلی با خشونت رفتار می‌کنی

567
00:34:30,780 --> 00:34:32,100
داری بهم صدمه می‌زنی

568
00:34:33,140 --> 00:34:34,220
ولم کن

569
00:34:37,780 --> 00:34:39,620
حتی فکر کلک زدن هم به سرت نزنه

570
00:34:39,850 --> 00:34:44,490
امروز که پات رو توی این تالار گذاشتی

571
00:34:45,620 --> 00:34:47,820
دیگه تا آخر عمر از شر حرف مردم خلاص نمی‌شی

572
00:35:01,370 --> 00:35:02,340
!ارباب لو

573
00:35:02,340 --> 00:35:04,010
!نمی‌تونین زخم‌هاتون رو همینطوری ول کنین

574
00:35:04,850 --> 00:35:06,700
!لباس‌هاتون غرق خونه

575
00:35:06,890 --> 00:35:08,530
من چطوری این وضعیت رو توضیح بدم؟

576
00:35:08,530 --> 00:35:09,490
دنبالم نیا

577
00:35:19,100 --> 00:35:19,890
کی اونجاست؟

578
00:35:27,410 --> 00:35:28,820
فکر کردی می‌تونی آبروی من رو ببری

579
00:35:28,820 --> 00:35:30,050
و مجبورم کنی باهات ازدواج کنم؟

580
00:35:30,620 --> 00:35:32,050
پس اصلا من رو نشناختی

581
00:35:32,340 --> 00:35:33,820
اگه همچین روزی برسه

582
00:35:34,140 --> 00:35:36,140
قبلش خودم حسابت رو می‌رسم

583
00:35:50,010 --> 00:35:50,970
اینجا چیکار می‌کنی؟

584
00:35:51,570 --> 00:35:52,450
اومدم لباس‌هام رو عوض کنم

585
00:35:56,490 --> 00:35:58,140
اینجا رختکن بانوها نیست

586
00:36:00,700 --> 00:36:01,260
وی رائو

587
00:36:02,310 --> 00:36:03,620
اومدی من رو ببینی

588
00:36:06,390 --> 00:36:07,240
نگرانم شده بودی

589
00:36:10,700 --> 00:36:11,850
زیادی دلت رو صابون نزن

590
00:36:15,140 --> 00:36:16,450
زن باهوشی مثل تو

591
00:36:17,300 --> 00:36:18,490
واقعا دست‌وپاش رو گم کرده

592
00:36:19,180 --> 00:36:20,240
و با پای خودش افتاده توی تله

593
00:36:23,290 --> 00:36:24,530
اون وقت هنوز می‌گی نگران نبودی؟

594
00:36:27,050 --> 00:36:28,620
پس اونجا عمدی خودت رو به غش کردن زده بودی؟

595
00:36:29,100 --> 00:36:29,530
...من

596
00:36:30,890 --> 00:36:33,660
وی رائو، تو هنوز بهم علاقه داری

597
00:36:38,330 --> 00:36:39,020
!عوضی

598
00:36:40,780 --> 00:36:43,260
قرار بود بانو وو آن رو برای تعویض لباس به تالار فانگ هوا ببریم

599
00:36:43,260 --> 00:36:44,970
...اما وقتی نزدیک به اینجا شدیم

600
00:36:44,970 --> 00:36:46,700
بانو وو آن گفتن کیسه‌ی عطرشون رو گم کردن

601
00:36:46,700 --> 00:36:47,970
و من رو فرستادن تا دنبالش بگردم

602
00:36:47,970 --> 00:36:50,050
اما وقتی برگشتم، دیگه اونجا نبودن

603
00:36:50,220 --> 00:36:51,970
این اطراف همه‌جا رو گشتین؟

604
00:36:52,260 --> 00:36:53,890
یه زن بالغ که نمی‌تونه همینطوری

605
00:36:53,930 --> 00:36:55,260
آب بشه بره توی زمین

606
00:36:55,620 --> 00:36:57,820
این باغ خیلی بزرگه، عمارت‌های زیادی داره

607
00:36:58,410 --> 00:37:00,100
شاید مسیر رو اشتباه رفتن

608
00:37:00,180 --> 00:37:02,000
<font color=#B5602D> ⎝قصر چانگ یانگ⎞ </font>
مطمئنم به زودی پیداشون می‌کنیم

609
00:37:02,700 --> 00:37:05,570
بیاین، بریم بخش غربی رو بگردیم

610
00:37:05,570 --> 00:37:07,740
و پرس‌وجو کنیم که کسی بانو وو آن رو دیده یا نه

611
00:37:14,260 --> 00:37:14,970
هنوز نفس می‌کشه

612
00:37:16,200 --> 00:37:19,050
!علیاحضرت، ملکه و بانو لی تشریف آوردن

613
00:37:28,670 --> 00:37:30,050
تو بودی که اون رو به تله‌ی تیراندازها فرستادی

614
00:37:30,220 --> 00:37:31,010
خودت باهاش طرف شو

615
00:37:31,820 --> 00:37:32,620
داری چیکار می‌کنی؟

616
00:37:34,010 --> 00:37:36,050
بیرون دریاچه‌ست، و هیچ راه فراری هم نیست

617
00:37:36,180 --> 00:37:37,200
بعد هنوز داری می‌خندی؟

618
00:37:39,820 --> 00:37:40,780
حالت خوبه؟

619
00:37:44,850 --> 00:37:45,850
عجب نمایشی

620
00:37:46,780 --> 00:37:48,050
من فقط دارم از خودت یاد می‌گیرم

621
00:37:48,050 --> 00:37:49,010
بانوی اشراف‌زاده وو آن

622
00:37:53,930 --> 00:37:55,620
کی اون داخل قایم شده؟

623
00:37:55,820 --> 00:37:56,970
!در رو بشکنین

624
00:37:57,660 --> 00:37:58,970
فقط بهشون بگو کار من بوده

625
00:37:59,700 --> 00:38:00,820
تو هیچ دخالتی نداشتی

626
00:38:01,260 --> 00:38:02,450
می‌خوای به خاطر من تقصیر رو گردن بگیری؟

627
00:38:02,820 --> 00:38:04,180
من و هان لیائو سال‌هاست دشمن همیم

628
00:38:04,450 --> 00:38:05,780
کارمون به دشمنی مرگ و زندگی کشیده

629
00:38:05,890 --> 00:38:07,180
یه خلاف دیگه که چیزی نیست

630
00:38:07,920 --> 00:38:09,260
!علیاحضرت تشریف آوردن !در رو باز کنین

631
00:38:10,180 --> 00:38:11,260
!زود باشین در رو باز کنین

632
00:38:13,970 --> 00:38:14,740
لازم نیست

633
00:38:16,050 --> 00:38:17,740
من که دختر نازپرورده‌ای نیستم

634
00:38:18,180 --> 00:38:20,050
حتی اگه همونجا اون مرد هوس‌باز رو می‌کشتم

635
00:38:20,220 --> 00:38:21,620
خودش باعثش شده بود

636
00:38:22,010 --> 00:38:23,660
مسئولیت کار خودم رو می‌پذیرم

637
00:38:25,220 --> 00:38:26,370
پای هیچکس دیگه‌ای رو وسط نمی‌کشم

638
00:38:31,080 --> 00:38:31,660
<font color=#B5602D> ⎝قصر چانگ یانگ⎞ </font>

639
00:38:31,660 --> 00:38:32,700
!زود باشین در رو باز کنین

640
00:38:51,010 --> 00:38:51,850
علیاحضرت

641
00:38:52,010 --> 00:38:53,410
بانو وو آن؟

642
00:38:54,050 --> 00:38:55,220
شما اینجا چیکار می‌کنین؟

643
00:38:55,850 --> 00:38:58,050
رائو آر، حالت خوبه؟

644
00:38:58,450 --> 00:38:59,570
ترسوندت؟

645
00:39:00,180 --> 00:39:02,050
ارباب هان اینجا دوران نقاهتش رو می‌گذرونه

646
00:39:02,620 --> 00:39:05,010
پس چرا هیچکس ازش مراقبت نمی‌کنه؟

647
00:39:05,340 --> 00:39:06,970
چطور تونستین اینطور به حال خودش رهاش کنین؟

648
00:39:10,450 --> 00:39:13,930
نترس عزیزم، مادر اینجاست، ازت محافظت می‌کنم

649
00:39:28,570 --> 00:39:30,820
ارباب هان، علیاحضرت تشریف آوردن

650
00:39:32,100 --> 00:39:32,930
ارباب هان؟

651
00:39:35,100 --> 00:39:35,970
!ارباب هان

652
00:39:36,890 --> 00:39:38,010
!علیاحضرت اینجان

653
00:39:45,220 --> 00:39:46,930
ارباب لو چرا اینجان؟

654
00:39:53,220 --> 00:39:54,530
به علیاحضرت

655
00:39:55,620 --> 00:39:56,740
و بانوان دربار ادای احترام می‌کنم

656
00:39:57,410 --> 00:39:58,890
ارباب لو، زخمتون خیلی شدیده

657
00:39:58,890 --> 00:40:00,660
لازم نیست تشریفات رو رعایت کنین

658
00:40:01,270 --> 00:40:02,820
مگه اینجا اتاق ارباب هان نیست؟

659
00:40:02,850 --> 00:40:05,050
خب، قرار بود ارباب هان اینجا دوران نقاهتش رو بگذرونه

660
00:40:05,660 --> 00:40:06,570
ولی معلوم نیست چرا غیبش زده

661
00:40:06,660 --> 00:40:07,850
همین الان تحقیق می‌کنم

662
00:40:14,780 --> 00:40:16,850
بانو وو آن چرا برگشته؟

663
00:40:17,570 --> 00:40:18,740
من که حرفم رو واضح زدم

664
00:40:19,530 --> 00:40:20,820
ما از هم جدا شدیم

665
00:40:21,050 --> 00:40:22,260
و دیگه هیچ ارتباطی با هم نداریم

666
00:40:23,180 --> 00:40:24,340
زخم‌های من

667
00:40:24,820 --> 00:40:26,100
به تو هیچ ربطی ندارن

668
00:40:27,530 --> 00:40:29,010
بهتره از هم فاصله بگیریم

669
00:40:29,980 --> 00:40:30,640
فاصله بگیریم؟

670
00:40:30,640 --> 00:40:31,660
!معلومه که باید بگیریم

671
00:40:32,620 --> 00:40:33,600
طبیب داشت زخم‌هام رو درمان می‌کرد

672
00:40:34,240 --> 00:40:35,360
که تو سر رسیدی

673
00:40:35,890 --> 00:40:37,970
فرستادیش بیرون، و در رو قفل کردی

674
00:40:38,620 --> 00:40:39,580
اصلا معلومه چی توی ذهنت می‌گذره؟

675
00:40:40,590 --> 00:40:41,450
بهت گفتم برو

676
00:40:42,260 --> 00:40:43,890
چون نمی‌خواستم مردم فکر کنن

677
00:40:44,140 --> 00:40:45,530
هنوز دلت

678
00:40:45,780 --> 00:40:48,050
برای شوهر سابقت تنگ شده

679
00:40:48,700 --> 00:40:50,340
خاندان لو معیارهای سختی دارن

680
00:40:51,300 --> 00:40:52,970
حتی اگه از طلاق عمیقا پشیمونی

681
00:40:53,300 --> 00:40:54,660
و بخوای دوباره با هم باشیم

682
00:40:55,380 --> 00:40:56,830
اول باید با مادربزرگم مشورت کنم

683
00:40:57,280 --> 00:40:59,480
نمی‌تونیم پشت سر همه مخفیانه عمل کنیم

684
00:41:00,300 --> 00:41:01,850
من رو به بی‌عاطفه بودن متهم نکن

685
00:41:02,530 --> 00:41:03,850
باید از آبروی خودم

686
00:41:04,100 --> 00:41:05,050
و شما محافظت می‌کردم، بانو وو آن

687
00:41:05,570 --> 00:41:07,050
چاره دیگه‌ای نداشتم

688
00:41:07,930 --> 00:41:09,450
لطفا یه کم خویشتن‌داری کن

689
00:41:10,240 --> 00:41:12,390
چی؟ مگه حرف غلطی زدم؟

690
00:41:13,320 --> 00:41:15,390
مگه نیومدی بهم سر بزنی؟

691
00:41:16,140 --> 00:41:17,850
وقتی ردت کردم عصبانی شدی

692
00:41:18,620 --> 00:41:19,850
و هر چیزی که توی اتاق بود رو خرد و خاکشیر کردی

693
00:41:20,530 --> 00:41:22,100
مدرکش جلوی چشم همه‌ست

694
00:41:23,740 --> 00:41:24,850
هنوز می‌خوای انکارش کنی؟

695
00:41:27,140 --> 00:41:27,970
رائو آر

696
00:41:28,740 --> 00:41:30,740
مخصوصا اومدی که ارباب لو رو ببینی؟

697
00:41:36,140 --> 00:41:37,220
خاندان‌های وی و لو

698
00:41:38,930 --> 00:41:40,180
نسل‌هاست که به هم نزدیکن

699
00:41:40,880 --> 00:41:43,180
بزرگترهاشون همیشه هوای من رو داشتن

700
00:41:43,930 --> 00:41:45,360
هر چند من و ارباب لو

701
00:41:45,360 --> 00:41:46,700
قرار نبود زن و شوهر بمونیم

702
00:41:46,850 --> 00:41:48,890
دوستی دیرینه‌ی خاندان‌هامون هنوز مهمه

703
00:41:49,180 --> 00:41:50,740
اون برام مثل یه برادر بزرگتره
و بدجوری زخمی شده

704
00:41:51,050 --> 00:41:52,740
البته که باید بیام ببینمش

705
00:41:53,660 --> 00:41:56,310
برای جلوگیری از حرف و حدیث مخفیانه اومدم

706
00:42:00,530 --> 00:42:03,010
علیاحضرت، ارباب هان ناپدید شده

707
00:42:15,890 --> 00:42:16,570
لو جو

708
00:42:18,120 --> 00:42:19,600
زخمش باید دوباره باز شده باشه

709
00:42:20,240 --> 00:42:21,450
یکی بره طبیب سلطنتی رو بیاره

710
00:42:21,660 --> 00:42:22,970
اگه وضعیت ارباب لو بدتر بشه

711
00:42:22,970 --> 00:42:24,780
!کی مسئولیتش رو قبول می‌کنه؟ عجله کنین

712
00:42:24,820 --> 00:42:25,660
بله، بانوی من

713
00:42:26,060 --> 00:42:28,850
ارباب لو یکی از مقامات محبوب عالیجنابه

714
00:42:29,140 --> 00:42:30,320
خب حالا چیکار کنیم؟

715
00:42:34,340 --> 00:42:35,850
لطفا استراحت کنین و بهبود پیدا کنین، ارباب لو

716
00:42:41,450 --> 00:42:42,180
اعلیاحضرت

717
00:42:45,620 --> 00:42:48,050
رائو آر، با من بیا

718
00:43:15,780 --> 00:43:17,220
...رائو آر، تو

719
00:43:17,220 --> 00:43:17,890
نه

720
00:43:20,340 --> 00:43:21,450
امروز، ملکه

721
00:43:21,660 --> 00:43:23,100
یکی رو فرستاد من رو به یه تالار کناری بکشه

722
00:43:23,570 --> 00:43:25,700
تا با هان لیائو تنها باشم

723
00:43:26,410 --> 00:43:27,850
می‌خواست از آبروی من

724
00:43:28,100 --> 00:43:29,220
استفاده کنه تا  مجبورم کنه تسلیم بشم

725
00:43:29,740 --> 00:43:31,340
بی‌دلیل نبود که انقدر تلاش کرد

726
00:43:31,340 --> 00:43:32,740
همه‌ی ما رو اونجا بکشه

727
00:43:34,010 --> 00:43:36,010
و باید از لو جو تشکر کنیم

728
00:43:36,100 --> 00:43:37,180
که گذشته رو کنار گذاشت و نجاتت داد

729
00:43:37,450 --> 00:43:38,410
حداقل این ثابت می‌کنه

730
00:43:38,410 --> 00:43:40,100
اون مردیه که مسئولیت‌پذیره

731
00:43:40,820 --> 00:43:41,780
...پس هنوز احساسی

732
00:43:41,780 --> 00:43:42,260
نه

733
00:43:46,560 --> 00:43:48,410
هر چیزی که بین ما بود خیلی وقت پیش تموم شد

734
00:43:48,620 --> 00:43:51,010
نه از اولش هم هیچ عشقی

735
00:43:51,100 --> 00:43:52,660
بین ما وجود نداشت

736
00:43:54,100 --> 00:43:55,820
اگه این چیزیه که تو می‌گی

737
00:43:56,010 --> 00:43:57,370
پس مادر حرفت رو باور می‌کنه

738
00:44:00,570 --> 00:44:01,340
واقعا؟

739
00:44:03,820 --> 00:44:04,180
...تو

740
00:44:06,930 --> 00:44:07,930
تو هنوز داری می‌خندی

741
00:44:18,490 --> 00:44:19,220
علیاحضرت

742
00:44:19,450 --> 00:44:20,930
ما ارباب هان رو توی بوته‌ها پیدا کردیم

743
00:44:20,930 --> 00:44:21,890
پشت بخش شرقی

744
00:44:22,260 --> 00:44:24,430
به‌ شدت زخمی شده و هنوز بیهوشه

745
00:44:24,820 --> 00:44:26,450
نتونستیم ازش بازجویی کنیم

746
00:44:28,740 --> 00:44:30,050
لو جو، وی رائو

747
00:44:30,490 --> 00:44:32,180
خیلی زیاده‌روی کردین

748
00:44:32,700 --> 00:44:34,740
عالیجناب قصد دارن چیکار کنن؟

749
00:44:35,260 --> 00:44:36,890
عالیجناب مدام از اون زن دفاع می‌کنه

750
00:44:37,260 --> 00:44:38,930
من نمی‌تونم با اون پست فطرت کاری کنم

751
00:44:39,260 --> 00:44:40,140
اما حتما

752
00:44:40,180 --> 00:44:42,740
می‌تونم حساب اون بچه‌ی لوسش رو برسم

753
00:44:44,130 --> 00:44:47,240
لو جو راهزن‌های کوهستان جنوبی رو تار و مار کرد

754
00:44:50,490 --> 00:44:51,820
اون راهزن‌ها

755
00:44:52,660 --> 00:44:55,850
سال‌ها دردسر دربار بودن

756
00:44:56,220 --> 00:44:58,100
حتما چند نفرشون فرار کردن

757
00:44:58,530 --> 00:45:01,820
و اومدن از بانو وو آن انتقام بگیرن

758
00:45:02,100 --> 00:45:03,850
نقشه‌ی فوق‌العاده‌ای هست، علیاحضرت

759
00:45:14,740 --> 00:45:16,740
رائو، توی مهمونی چیزی نخوردی

760
00:45:16,970 --> 00:45:18,180
مادر مخصوصا ازم خواست

761
00:45:18,410 --> 00:45:19,620
که چند تا شیرینی برات بیارم

762
00:45:19,820 --> 00:45:20,820
برای راه برگشت

763
00:45:21,260 --> 00:45:21,780
بیا

764
00:45:27,530 --> 00:45:28,850
امروز حتما ترسیدی، رائو

765
00:45:29,100 --> 00:45:29,890
نگران نباش

766
00:45:30,260 --> 00:45:31,740
دربار پر از نیرنگ و خیانت پشت‌پرده‌ست

767
00:45:31,890 --> 00:45:32,970
بهش عادت می‌کنی

768
00:45:34,830 --> 00:45:37,740
من هیچ‌وقت نمی‌تونم، ترجیح می‌دم برم خونه

769
00:45:38,260 --> 00:45:39,700
واقعا بهت حسودی می‌کنم، رائو

770
00:45:40,070 --> 00:45:41,260
حداقل تو یه خونه داری که برگردی

771
00:45:41,660 --> 00:45:44,260
واسه‌ی من، دربار تنها خونه‌امه

772
00:45:47,980 --> 00:45:49,970
رائو، یکی اومده دنبالت

773
00:45:54,820 --> 00:45:55,660
!کالسکه رو نگه دار

774
00:46:05,260 --> 00:46:07,890
بانوی من، انقدر دیر کردین که اومدم ببرمتون خونه

775
00:46:08,050 --> 00:46:09,410
چی شده که انقدر فوریه؟

776
00:46:09,620 --> 00:46:11,740
خونه‌ی کرم ابریشم سقف حصیری جدیدش رو زده

777
00:46:11,740 --> 00:46:13,100
فقط منتظر بودیم شما برگردین

778
00:46:13,140 --> 00:46:14,100
طبق رسم و رسوم

779
00:46:14,100 --> 00:46:16,340
صاحب خونه باید اولین نفر وارد خونه‌ی تازه ساخته شده بشه

780
00:46:19,850 --> 00:46:20,620
!مراقب باش

781
00:46:51,060 --> 00:46:56,620
<font color="#AC3B2F"> ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ </font>

782
00:46:57,660 --> 00:47:04,020
<font color="#AC3B2F"> ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ </font>

783
00:47:05,020 --> 00:47:11,100
<font color="#AC3B2F"> ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ </font>

784
00:47:12,300 --> 00:47:18,860
<font color="#AC3B2F"> ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ </font>

785
00:47:19,820 --> 00:47:25,540
<font color="#AC3B2F"> ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ </font>

786
00:47:26,820 --> 00:47:32,860
<font color="#AC3B2F"> ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ </font>

787
00:47:34,100 --> 00:47:40,180
<font color="#AC3B2F"> ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ </font>

788
00:47:41,380 --> 00:47:48,260
<font color="#AC3B2F"> ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ </font>

789
00:47:48,540 --> 00:47:55,740
<font color="#AC3B2F"> ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ </font>

790
00:47:56,660 --> 00:48:03,660
<font color="#AC3B2F"> ♪نگاهت مثل آتیش لرزونته که رازهای منو می‌سوزونه♪ </font>

791
00:48:03,980 --> 00:48:08,740
<font color="#AC3B2F"> ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ </font>

792
00:48:09,460 --> 00:48:17,500
<font color="#AC3B2F"> ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ </font>

793
00:48:17,580 --> 00:48:25,700
<font color="#AC3B2F"> ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ </font>

794
00:48:25,780 --> 00:48:32,540
<font color="#AC3B2F"> ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ </font>

795
00:48:33,060 --> 00:48:38,540
<font color="#AC3B2F"> ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ </font>
