1
00:00:11,866 --> 00:00:13,033
این پول را به مان ببر.

2
00:00:13,100 --> 00:00:15,100
بهش بگو که باهاش ​​کار دارم. - بله، آقا.

3
00:00:16,366 --> 00:00:18,500
کمک! -بیا پایین!

4
00:00:22,700 --> 00:00:23,533
حالت خوبه؟

5
00:00:24,433 --> 00:00:28,833
خوشبختانه آئک درست به موقع توبتیم را از دست راهزنان نجات داد.

6
00:00:30,466 --> 00:00:33,900
لطفا با ازدواج با آک موافقت کنید

7
00:00:33,966 --> 00:00:37,433
پس خیالم راحته که با کسی هستی که می‌تونه ازت محافظت کنه.

8
00:00:37,500 --> 00:00:39,033
بیوگرافی پاول هست.

9
00:00:39,533 --> 00:00:43,933
پاول، مهندس، به ضرب گلوله کشته خواهد شد

10
00:00:44,033 --> 00:00:45,266
فردا؟

11
00:00:45,966 --> 00:00:48,366
بخشی که می‌گفت پاول به ضرب گلوله کشته خواهد شد، حذف شده است.

12
00:00:48,466 --> 00:00:50,300
آیا واقعاً می‌توانم تاریخ را تغییر دهم؟

13
00:00:52,433 --> 00:00:55,966
قلبم تا حالا همچین حسی نداشته.

14
00:00:56,733 --> 00:00:59,566
دقیقاً به این میگن

15
00:01:00,633 --> 00:01:01,533
«عشق».

16
00:01:06,466 --> 00:01:10,466
از حالا به بعد، خدمت به من برای تو تمام شده!

17
00:01:21,533 --> 00:01:22,566
کلا!

18
00:01:23,366 --> 00:01:24,233
اینو بشنو!

19
00:01:30,066 --> 00:01:31,133
چه اتفاقی برایت افتاده؟

20
00:01:34,300 --> 00:01:36,333
ازت پرسیدم، چی شده؟

21
00:01:41,933 --> 00:01:45,966
خون فهمید که من چه احساسی نسبت به بانو توبتیم دارم.

22
00:01:46,733 --> 00:01:49,133
پس اون انقدر بدجوری تو رو بهم ریخت؟

23
00:01:50,066 --> 00:01:52,633
-حقم بود. -حقم بود، کونِ من!

24
00:01:53,700 --> 00:01:58,633
به هر حال، کلا. من تازه فهمیدم که می‌توانم تاریخ را تغییر دهم.

25
00:02:00,066 --> 00:02:01,233
در مورد چی هستی؟

26
00:02:02,166 --> 00:02:05,300
قرار بود پاول، مهندس، امروز به ضرب گلوله کشته شود.

27
00:02:05,366 --> 00:02:07,833
اما من نجاتش دادم. و تاریخ عوض شده.

28
00:02:07,900 --> 00:02:11,266
اگرچه سابقه‌ای وجود داشت که می‌گفت بانو توبتیم با خون آک ازدواج خواهد کرد،

29
00:02:11,333 --> 00:02:13,433
من معتقدم اگر ما متحد شویم،

30
00:02:13,500 --> 00:02:16,733
-من می‌تونم کمکت کنم باهاش ​​ازدواج کنی. -بس کن.

31
00:02:18,933 --> 00:02:21,133
دست از تشویق من به خیانت به خون بردار.

32
00:02:21,766 --> 00:02:23,033
تو بس کن!

33
00:02:24,633 --> 00:02:27,533
اصلاً می‌دونی که بانو توبتیم هر روز گریه می‌کنه؟

34
00:02:27,633 --> 00:02:31,333
چون مجبورش کردن با اون ازدواج کنه، با اینکه عاشقته؟

35
00:02:33,500 --> 00:02:39,100
نمی‌دانم در زمانی که تو از آن آمده‌ای، اوضاع چگونه است،

36
00:02:40,166 --> 00:02:43,566
اما اینجا، برده‌ها و ارباب‌ها هرگز نمی‌توانند با هم باشند.

37
00:02:44,166 --> 00:02:46,733
اگر می‌فهمی، پس دست از ایجاد هرج و مرج بردار.

38
00:02:46,833 --> 00:02:50,100
مگه دستگاه جادوییت الان کار نمی‌کنه؟ پس برو خونه.

39
00:02:55,666 --> 00:03:00,166
هی! من اینجا فرستاده شدم تا به تو کمک کنم!

40
00:03:03,033 --> 00:03:06,766
اگر آرزویت برآورده نشود، من نمی‌توانم به خانه برگردم!

41
00:03:06,866 --> 00:03:09,733
-این چه وضعشه؟ -وای اگه بدونم!

42
00:03:10,766 --> 00:03:15,300
اما اگر اینقدر دلت می‌خواهد که من بروم، آرزویت را با بانو توبتیم برآورده کن.

43
00:03:16,433 --> 00:03:19,166
تا هر وقت که خواستی از جلوی چشمت کنار برم.

44
00:03:46,500 --> 00:03:48,333
بلوندی در دوران باستان

45
00:04:38,933 --> 00:04:42,833
بلوندی در دوران باستان

46
00:04:52,166 --> 00:04:56,366
می‌خواهم با خون پرا ایو در مورد یک موضوع نگران‌کننده صحبت کنم. بیایید همین الان برویم.

47
00:04:56,466 --> 00:05:00,133
پسر ما خیلی عجول است. او مثل توست، فوآنگ.

48
00:05:04,700 --> 00:05:05,966
آئک.

49
00:05:08,366 --> 00:05:10,466
چه موضوعی چنین عجله‌ای را می‌طلبد؟

50
00:05:15,233 --> 00:05:17,233
دلم می‌خواد زودتر مراسم عروسی رو برگزار کنیم.

51
00:05:21,933 --> 00:05:24,700
کلا. از جلو چشمم دور شو.

52
00:05:24,766 --> 00:05:26,866
نمی‌خوام قیافه‌ات رو ببینم.

53
00:05:28,266 --> 00:05:31,366
-اما چه کسی به تو خدمت خواهد کرد؟ -نگران این نباش.

54
00:05:33,033 --> 00:05:35,366
از این به بعد، تون به من خدمت خواهد کرد.

55
00:05:37,066 --> 00:05:38,166
برو!

56
00:05:43,433 --> 00:05:44,266
بله، قربان.

57
00:05:51,233 --> 00:05:52,166
حسابی بخور.

58
00:05:54,366 --> 00:05:56,900
کلا. حالت چطوره؟ (Kla. حالت چطوره؟)

59
00:05:56,966 --> 00:05:59,700
ورم و کبودی بهتر شده؟

60
00:06:02,066 --> 00:06:04,666
الان حالم بهتره نگران نباش.

61
00:06:05,666 --> 00:06:07,866
فکر کنم به خاطر جراحاتت،

62
00:06:07,933 --> 00:06:11,833
خون از من خواست که او را به جای آن به محل اقامت خون پرا ایو ببرم.

63
00:06:12,766 --> 00:06:16,233
بهتره عجله کنی. خون لوانگ و بانو فوآنگ منتظرن.

64
00:06:17,766 --> 00:06:19,666
-من الان میرم، لینجی. -برو!

65
00:06:23,066 --> 00:06:25,500
صبر کن. قراره همه خانواده برن؟

66
00:06:25,566 --> 00:06:28,866
فکر کنم میخوان عروسی رو زودتر برگزار کنن.

67
00:06:37,066 --> 00:06:39,366
عروسی رو زودتر برگزار کنیم؟

68
00:06:40,500 --> 00:06:41,366
درست است.

69
00:06:42,500 --> 00:06:46,100
ما از اینکه شما را این‌طور عجول می‌کنیم، احساس بدی داریم.

70
00:06:46,766 --> 00:06:49,633
اما همه اینها آرزوی آک است.

71
00:06:51,500 --> 00:06:55,300
کشیش معبد لطف کرد و بهترین زمان را برای ما پیدا کرد.

72
00:06:55,366 --> 00:06:57,933
-از امروز هفت روز دیگه مونده. -درسته.

73
00:06:58,700 --> 00:07:02,500
بنابراین ما می‌خواهیم سینی‌های نامزدی را در زمان مقرر بیاوریم.

74
00:07:02,566 --> 00:07:04,466
آیا این برای تو مشکلی نخواهد داشت؟

75
00:07:05,900 --> 00:07:08,533
عروسی یک رویداد بزرگ است.

76
00:07:09,366 --> 00:07:14,033
موارد مهم زیادی وجود دارد که باید آماده و مرتب شوند.

77
00:07:14,100 --> 00:07:17,933
می‌ترسم که هفت روز برای اعلام [خبر] خیلی کم باشد.

78
00:07:19,700 --> 00:07:21,766
ابداً، خون پرا.

79
00:07:21,866 --> 00:07:26,233
طرف داماد بیشتر کارها را انجام می‌دهد. و من مطمئنم که بی‌نقص انجام می‌شود.

80
00:07:27,633 --> 00:07:30,833
فقط مطمئن شوید و برای مراسم آماده شوید.

81
00:07:31,333 --> 00:07:32,966
بقیه‌اش را به من بسپار.

82
00:07:39,866 --> 00:07:45,500
اگر آنها نسبت به پسرم ملاحظه‌کاری نمی‌کردند، حداقل از کاری که انجام داد قدردانی می‌کردند.

83
00:07:46,833 --> 00:07:51,066
بالاخره، آک من ازدواج خواهد کرد و سر و سامان خواهد گرفت.

84
00:07:51,133 --> 00:07:52,533
درسته!

85
00:08:06,166 --> 00:08:07,133
حلقه من!

86
00:08:07,700 --> 00:08:10,066
این انگشتر مدت زیادی همراه شما بوده است.

87
00:08:10,133 --> 00:08:13,333
شاید وقتش رسیده که اونو به آئک بدیم تا روی انگشت توبتیم بذاره.

88
00:08:16,700 --> 00:08:17,533
من نبودم.

89
00:08:19,300 --> 00:08:20,366
پیداش کردی؟

90
00:08:20,466 --> 00:08:22,366
نه. اینجا هم نه.

91
00:08:25,833 --> 00:08:28,233
هیچ جا پیدا نمیشه، آقا. چقدر عجیبه.

92
00:08:28,300 --> 00:08:31,433
هیچ چیز تا به حال از محله اصلی گم نشده است.

93
00:08:31,500 --> 00:08:35,733
آیا در این دو روز گذشته فرد مشکوکی را در محل سکونت من دیده‌اید؟

94
00:08:37,633 --> 00:08:40,866
بانو فوآنگ به دختر بور گفت که ظروف مسی اینجا را برق بیندازد.

95
00:08:41,766 --> 00:08:44,466
او معمولاً به محله اصلی نمی‌آید.

96
00:08:44,533 --> 00:08:47,733
اما به محض اینکه این کار را می‌کند، چیزی گم می‌شود. آیا این مشکوک نیست؟

97
00:08:48,500 --> 00:08:49,933
برو و اتاق پرائه را بگرد.

98
00:08:50,566 --> 00:08:51,733
هی. ببرش بیرون.

99
00:08:51,833 --> 00:08:55,666
-هی! چرا داری اتاق منو میگردی؟ -اینجا هم چیزی نیست.

100
00:08:55,733 --> 00:09:00,666
وقتی خون لوانگ، بانو فوآنگ و شما امروز صبح اقامتگاه را ترک کردید،

101
00:09:00,733 --> 00:09:02,966
دیدم که کلا به محله اصلی آمد.

102
00:09:03,066 --> 00:09:05,300
بهش گفتی بره اونجا؟

103
00:09:09,933 --> 00:09:12,533
من هیچ دستوری بهت ندادم.

104
00:09:13,700 --> 00:09:15,933
چرا به محله اصلی رفتی؟

105
00:09:22,033 --> 00:09:23,166
-چت. -بله، آقا!

106
00:09:24,300 --> 00:09:27,466
کلا رو ببر به میدان مجازات. من ازش بازجویی می‌کنم.

107
00:09:32,766 --> 00:09:33,700
کلا

108
00:09:35,733 --> 00:09:37,833
انگشتر را کجا بردی؟

109
00:09:46,233 --> 00:09:47,766
واقعاً ازش خبر ندارم.

110
00:09:48,366 --> 00:09:51,433
نمی‌دانی؟ باشه!

111
00:09:53,166 --> 00:09:54,100
نمی‌دانم، ها؟

112
00:09:55,733 --> 00:09:56,933
حالا بگو!

113
00:09:57,766 --> 00:09:59,300
انگشتر را کجا پنهان کرده‌ای؟

114
00:10:03,666 --> 00:10:05,100
گفتم حالا بگو!

115
00:10:09,833 --> 00:10:12,333
هنوز دهنت رو بسته نگه داشتی، ها؟ باشه!

116
00:10:13,433 --> 00:10:17,700
تو! حلقه رو کجا قایم کردی؟

117
00:10:44,900 --> 00:10:46,133
او را زندانی کنید.

118
00:10:46,233 --> 00:10:47,866
و وقتی دوباره بیدار شد،

119
00:10:47,933 --> 00:10:51,166
او را به اینجا بکشید و آنقدر شلاق بزنید تا اعتراف کند که حلقه کجاست.

120
00:11:12,333 --> 00:11:14,466
این چه کارمایی است؟

121
00:11:14,966 --> 00:11:18,466
فقط به اتفاقی که افتاده فکر کن

122
00:11:19,700 --> 00:11:22,366
در نتیجه کارما از زندگی‌های گذشته‌تان.

123
00:11:22,466 --> 00:11:24,233
چه کارمایی؟

124
00:11:24,300 --> 00:11:26,866
اگر قرار باشد کسی کارمای بدی داشته باشد، آن شخص خون خواهد بود.

125
00:11:26,933 --> 00:11:29,466
برای شلاق زدن بی‌وقفه کلا بدون هیچ مدرکی.

126
00:11:30,133 --> 00:11:32,500
و هیچ کس نمی‌خواهد در این مورد حرف بزرگی بزند؟

127
00:11:34,333 --> 00:11:36,066
ما برده به دنیا آمدیم.

128
00:11:37,700 --> 00:11:41,700
ما به اندازه کافی خوش شانس هستیم که اربابانمان از ما محافظت می‌کنند و ما را تأمین می‌کنند.

129
00:11:42,233 --> 00:11:44,566
دیگر چه باید بخواهیم؟

130
00:11:47,700 --> 00:11:48,566
کلا

131
00:11:50,700 --> 00:11:53,066
من میرم یه چیزی برات بیارم بخوری.

132
00:11:54,966 --> 00:11:56,366
من برمی‌گردم.

133
00:12:09,900 --> 00:12:11,833
بهتره حلقه رو پس بدی

134
00:12:12,866 --> 00:12:14,633
قبل از اینکه گرفتار شوی.

135
00:12:19,700 --> 00:12:20,833
شما می‌دانستید؟

136
00:12:46,100 --> 00:12:46,966
پرای.

137
00:12:48,933 --> 00:12:50,566
چرا تو اتاق خون لوانگ هستی؟

138
00:12:51,566 --> 00:12:55,166
اوه، من اومدم اینجا که تمیزکاری کنم.

139
00:12:56,133 --> 00:12:59,133
تو چی؟ چرا اومدی اینجا؟

140
00:13:00,133 --> 00:13:03,700
مگه خون بهت نگفت که دیگه بهش خدمت نکنی؟ چرا اومدی اینجا؟

141
00:13:06,533 --> 00:13:08,666
طبق معمول آمده بودم مدارک را مرتب کنم.

142
00:13:09,566 --> 00:13:12,966
برای اینکه شاید روزی خون من را ببخشد.

143
00:13:15,033 --> 00:13:16,500
برو و آن را برگردان.

144
00:13:17,366 --> 00:13:18,333
من این کار را نخواهم کرد.

145
00:13:18,866 --> 00:13:23,466
بدون حلقه ازدواج، حداقل می‌توانیم عروسی را به تعویق بیندازیم.

146
00:13:24,333 --> 00:13:27,766
حلقه فقط یکی از هدایای نامزدی است.

147
00:13:28,933 --> 00:13:30,700
اونقدرها هم مهم نیست.

148
00:13:32,633 --> 00:13:37,266
احتمالاً فکر می‌کرد اگر حلقه گم شده باشد، می‌تواند عروسی را به تعویق بیندازد.

149
00:13:37,333 --> 00:13:39,833
میشه یه انگشتر جدید برام آماده کنی؟

150
00:13:39,900 --> 00:13:42,300
من طبق قرار با توبتیم ازدواج خواهم کرد.

151
00:13:42,366 --> 00:13:47,300
من یک حلقه حتی زیباتر پیدا خواهم کرد که مطمئناً شما را راضی خواهد کرد.

152
00:14:17,366 --> 00:14:20,533
فکر می‌کردم بدون حلقه نمی‌توانند ازدواج کنند.

153
00:14:21,066 --> 00:14:23,100
و پسر، من اشتباه می‌کردم!

154
00:14:24,166 --> 00:14:27,866
بیچاره کلا. او را بی‌جهت شلاق زدند.

155
00:14:29,766 --> 00:14:31,433
چیکار کردی، پری؟

156
00:14:35,266 --> 00:14:36,900
با احتیاط بذارش زمین، لینجی.

157
00:14:36,966 --> 00:14:39,766
پارچه‌های این صندوقچه‌ها از قبل معطر شده‌اند.

158
00:14:39,866 --> 00:14:42,633
همه آنها را بیرون بیاورید و مرتب تا بزنید.

159
00:14:43,933 --> 00:14:45,533
البته، بانو چوی.

160
00:14:48,033 --> 00:14:51,233
به این دختره نگاه کن! یهویی بهم گفت خانم!

161
00:14:51,300 --> 00:14:56,333
ببخشید، فقط دلم خواست اینجوری صدات کنم چون خیلی خوشگل شدی،

162
00:14:56,433 --> 00:15:00,700
آنقدر مهربان و باوقار بودی که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و تو را خانم خطاب نکنم!

163
00:15:00,766 --> 00:15:02,333
داری چرند میگی.

164
00:15:02,433 --> 00:15:06,133
زود باش لباس‌ها را تا کن تا آنها را به اتاق بانو فوآنگ ببرم.

165
00:15:06,233 --> 00:15:08,900
بله، بانوی من. باشه.

166
00:15:10,266 --> 00:15:11,366
آنها را خوب تا کنید.

167
00:15:11,466 --> 00:15:13,500
چوی! لینجی!

168
00:15:13,566 --> 00:15:14,766
من به شما کمک خواهم کرد.

169
00:15:16,333 --> 00:15:17,666
باهاش ​​مهربون باش.

170
00:15:18,533 --> 00:15:19,966
مطمئناً.

171
00:15:20,933 --> 00:15:22,466
حالا، این صندوقچه را باز کن.

172
00:15:23,533 --> 00:15:27,100
-مواظب باش، لینجی. گفتم آروم باش! -باشه، بانو چوی.

173
00:15:29,233 --> 00:15:30,700
-هی، تو! -بله؟

174
00:15:30,766 --> 00:15:32,300
باهاش ​​مهربون باش!

175
00:15:33,500 --> 00:15:35,833
درست انجامش بده. اون یکی رو جدا نگه دار.

176
00:15:48,966 --> 00:15:51,533
-بله، همینجا. -اینجا چی، آقا؟

177
00:15:54,966 --> 00:15:58,433
بانو فوآنگ! شما، از سر راه کنار بروید! بانو فوآنگ!

178
00:15:58,500 --> 00:16:00,166
چی شده، چوی؟

179
00:16:00,833 --> 00:16:01,866
بفرمایید، بانوی من.

180
00:16:05,700 --> 00:16:07,766
-انگشترمو پیدا کردی؟ -بله.

181
00:16:14,433 --> 00:16:16,866
چوی حلقه را در اتاق مادر پیدا کرد.

182
00:16:18,333 --> 00:16:21,433
حتماً آن را انداخته و فکر کرده دزدیده شده است.

183
00:16:26,333 --> 00:16:27,166
من می‌بینم.

184
00:16:27,966 --> 00:16:32,133
یعنی دیگه از دستم عصبانی نیستی؟

185
00:16:38,300 --> 00:16:40,366
دلیل اینکه از دستت عصبانی نیستم

186
00:16:41,133 --> 00:16:42,666
به این دلیل است که ظرف چند روز،

187
00:16:43,633 --> 00:16:46,066
آرزوی من برای ازدواج با توبتیم برآورده خواهد شد.

188
00:16:59,500 --> 00:17:00,500
کلا، پسرم.

189
00:17:01,133 --> 00:17:02,100
بفرمایید.

190
00:17:02,666 --> 00:17:04,700
به آرامی بلند شوید.

191
00:17:27,100 --> 00:17:28,566
-کجا میری؟ -پیاده شو!

192
00:17:32,433 --> 00:17:33,833
-ولش کن! -بیا دیگه!

193
00:17:33,900 --> 00:17:34,933
-تکون نخور! -کمک!

194
00:17:56,766 --> 00:17:57,733
بانو توبتیم.

195
00:18:00,966 --> 00:18:02,633
-پرای؟ -بانوی توبتیم.

196
00:18:03,266 --> 00:18:05,066
چرا مدام یواشکی وارد اتاق من میشی؟

197
00:18:06,166 --> 00:18:08,700
واقعاً قراره با خون ازدواج کنی؟

198
00:18:10,533 --> 00:18:12,266
چه کار دیگری می‌توانم انجام دهم؟

199
00:18:12,966 --> 00:18:17,133
من باید نسبت به پدرم ملاحظه‌کار باشم. آک صادقانه مایل است از من محافظت کند.

200
00:18:18,366 --> 00:18:22,333
اما اگر در حالی که هنوز عاشق کلا هستی با خون ازدواج کنی،

201
00:18:23,233 --> 00:18:26,666
تو باید هر روز کلا رو ببینی چون اون برده خون هست.

202
00:18:27,300 --> 00:18:30,100
هرچی بهش نزدیک تر باشی بیشتر اذیت میشی

203
00:18:31,666 --> 00:18:34,233
از حسن نیتی که نسبت به من دارید، قدردانی می‌کنم.

204
00:18:39,533 --> 00:18:43,333
اگرچه قرار نیست در این زندگی با کسی که دوستش دارم باشم،

205
00:18:44,633 --> 00:18:47,533
حداقل یه دوست خوب مثل تو کنارم دارم.

206
00:19:11,733 --> 00:19:13,366
تبریک میگم آقا.

207
00:19:13,466 --> 00:19:18,300
برایتان زندگی سرشار از شادی و موفقیت آرزومندم.

208
00:19:22,966 --> 00:19:27,533
تو فقط یه برده‌ای. چی بهت حق می‌ده که برای من آرزوی خوشبختی کنی؟

209
00:19:32,233 --> 00:19:34,833
قبلاً، وقتی داشتم اینجا قدم می‌زدم،

210
00:19:35,766 --> 00:19:36,766
خاک روی کفش‌هایم نشست.

211
00:19:39,100 --> 00:19:40,866
خاک را از روی کفش‌هایم پاک کن.

212
00:20:01,966 --> 00:20:03,633
این قایق خیلی خوشگله.

213
00:20:04,233 --> 00:20:05,900
کلا، تو خیلی خلاقی.

214
00:20:10,733 --> 00:20:14,333
لیدی توبتیم بی‌نظیره. اون باید جفت تو باشه.

215
00:20:16,700 --> 00:20:18,533
من فقط به بانو توبتیم فکر می‌کنم

216
00:20:19,266 --> 00:20:20,833
مثل یک استاد برای من.

217
00:20:30,900 --> 00:20:33,500
تو هرگز بر من پیروز نخواهی شد

218
00:20:34,366 --> 00:20:35,666
از هر نظر.

219
00:20:37,733 --> 00:20:39,100
اینو تو ذهن احمقت نگه دار.

220
00:20:54,900 --> 00:20:55,866
خدایا.

221
00:20:56,633 --> 00:21:00,233
من تمام راه‌های برگشت به خانه را طی کرده‌ام، نه؟

222
00:21:00,300 --> 00:21:05,633
واقعاً هیچ چیزی وجود نداره که لیدی توبتیم رو متقاعد کنه عروسی رو بهم بزنه؟

223
00:21:23,833 --> 00:21:25,900
چت؟ اون اینجا چیکار می‌کنه؟

224
00:21:27,566 --> 00:21:30,566
مگه الان نباید تو عروسی بانو توبتیم باشه؟

225
00:21:32,566 --> 00:21:34,733
بچه‌ها، بیاین بیرون. حقوقتون رو گرفتم.

226
00:22:05,566 --> 00:22:08,900
حداقل یه دوست خوب مثل تو کنارم دارم.

227
00:22:11,433 --> 00:22:14,533
اون عکسه قضیه اش چیه؟

228
00:22:16,033 --> 00:22:17,500
پیش از آنکه بیایی،

229
00:22:17,566 --> 00:22:20,333
داشتم کابوس زمانی که ربوده شده بودم را می‌دیدم.

230
00:22:21,366 --> 00:22:23,833
هنوز خالکوبی روی دستش را به وضوح به یاد دارم.

231
00:22:24,433 --> 00:22:25,533
میشه یه نگاهی بندازم؟

232
00:22:42,166 --> 00:22:43,100
اون کی بود؟

233
00:22:57,766 --> 00:22:58,666
خون پرا

234
00:23:02,966 --> 00:23:06,666
توبتیم، دختر عزیزم. تو خیلی زیبایی.

235
00:23:10,933 --> 00:23:12,100
کمی لبخند بزنید.

236
00:23:14,166 --> 00:23:18,133
از این به بعد، دیگه لازم نیست نگرانت باشم.

237
00:23:29,433 --> 00:23:30,433
نیش!

238
00:23:30,500 --> 00:23:32,866
اوه، پرای! اینجا چیکار می‌کنی؟

239
00:23:32,933 --> 00:23:34,766
التماست می‌کنم، خواهش می‌کنم!

240
00:23:34,866 --> 00:23:37,133
همین الان من را پیش لیدی توبتیم ببر!

241
00:23:37,233 --> 00:23:40,233
هی، همینجا نگهش دار! دیوونه شدی؟

242
00:23:41,100 --> 00:23:42,933
خانم در شرف ازدواج است.

243
00:23:43,033 --> 00:23:45,833
چطور می‌توانم تو را پیش او ببرم؟ ما همه جا مهمان داریم.

244
00:23:46,566 --> 00:23:50,033
من سرنخی از راهزنانی که لیدی توبتیم را ربوده بودند، به دست آوردم.

245
00:23:50,100 --> 00:23:51,033
راهزنان!

246
00:24:05,300 --> 00:24:08,333
بانوی من. پرای می‌خواهد شما را ببیند.

247
00:24:08,433 --> 00:24:09,566
بانو توبتیم.

248
00:24:09,666 --> 00:24:12,766
میشه عکس خالکوبی که کشیدی رو ببینم؟

249
00:24:25,666 --> 00:24:27,733
من چات، برده لوانگ گوم، را دیدم،

250
00:24:28,266 --> 00:24:30,733
به پسری که این خالکوبی رو دستش داره پول بده.

251
00:24:33,900 --> 00:24:37,666
بانو توبتیم. شما فریب خوردید و ازدواج کردید.

252
00:24:47,366 --> 00:24:48,900
تقریباً رسیدیم.

253
00:24:58,066 --> 00:24:59,966
لیدی توبتیم! حالت خوبه؟

254
00:25:06,500 --> 00:25:09,066
صبر کن. تقریباً رسیدیم.

255
00:25:11,533 --> 00:25:12,566
به آرامی بلند شوید.

256
00:25:15,500 --> 00:25:16,566
بیا بریم.

257
00:25:17,700 --> 00:25:19,066
چطور او (مونث) ناپدید شد؟

258
00:25:19,700 --> 00:25:21,133
- فنگ! - بله، قربان.

259
00:25:21,233 --> 00:25:22,666
مگه مراقبش نبودی؟

260
00:25:22,733 --> 00:25:24,966
چطور ممکن است توبتیم به این شکل ناپدید شده باشد؟

261
00:25:25,766 --> 00:25:26,866
جوابمو بده!

262
00:25:26,933 --> 00:25:30,033
آن ... آن خانم

263
00:25:30,100 --> 00:25:33,733
هرگز هیچ نشانه‌ای از اینکه نمی‌خواهد با خون ازدواج کند، نشان نداد.

264
00:25:33,833 --> 00:25:35,866
بنابراین من هرگز به چیزی مشکوک نشدم.

265
00:25:37,033 --> 00:25:41,233
با این اتفاق، چگونه می‌توانیم از این شرمساری بهبود یابیم؟

266
00:25:42,733 --> 00:25:45,900
اوه، توبتیم. وسط عروسی ما را تحقیر کرد.

267
00:25:47,166 --> 00:25:48,433
احساس حقارت می‌کنم.

268
00:25:50,933 --> 00:25:51,900
نیش

269
00:25:51,966 --> 00:25:53,866
تو نزدیکترین فرد به توبتیم هستی.

270
00:25:53,933 --> 00:25:56,333
می‌توانید حدس بزنید که او کجا خواهد رفت؟

271
00:25:58,100 --> 00:25:59,833
من واقعاً هیچ ایده‌ای ندارم، آقا.

272
00:26:01,166 --> 00:26:04,333
برو و به همه مردان محل اقامت بگو

273
00:26:04,433 --> 00:26:08,433
و به همه زیردستانم پیغام بفرست که بروند و توبتیم را پیدا کنند.

274
00:26:08,500 --> 00:26:10,533
تا وقتی که پیداش نکردی، متوقف نشو.

275
00:26:10,633 --> 00:26:12,066
-برو! -بله، آقا.

276
00:26:13,866 --> 00:26:16,066
من افرادم را جمع می‌کنم و به جستجو ملحق می‌شوم.

277
00:26:16,666 --> 00:26:17,700
-چت! -بله، آقا.

278
00:26:17,766 --> 00:26:19,500
-تمام اونجا رو بگردید! -بله، آقا.

279
00:26:26,033 --> 00:26:28,033
داشتم میرفتم عروسیت،

280
00:26:28,100 --> 00:26:30,233
اما خبر اول به من رسید.

281
00:26:30,933 --> 00:26:34,066
لیدی توبتیم اینجا نیامد خون آک.

282
00:26:34,133 --> 00:26:38,433
ببخشید که مزاحمتون میشم، اما باید اینجا رو بگردم.

283
00:26:40,533 --> 00:26:41,466
او اینجا نیست.

284
00:26:43,633 --> 00:26:46,466
چات. به مردها بگو این منطقه رو خوب بگردند.

285
00:26:46,533 --> 00:26:47,833
ادامه بده! همه جا رو بگرد!

286
00:26:57,166 --> 00:26:58,066
خون، آقا.

287
00:26:58,966 --> 00:27:04,100
من کاملاً مطمئنم که بانو توبتیم این کار را به تنهایی انجام نداده است.

288
00:27:14,433 --> 00:27:15,333
تقریباً آنجاست.

289
00:27:19,100 --> 00:27:20,333
تو تانگ هستی؟

290
00:27:25,833 --> 00:27:28,300
شما دو نفر کی هستید؟ من را از کجا می‌شناسید؟

291
00:27:29,900 --> 00:27:34,233
و چرا موهات انقدر عجیب غریب به نظر میان؟

292
00:27:34,300 --> 00:27:37,266
داستانش طولانیه. اسم من پرائه است.

293
00:27:37,333 --> 00:27:39,166
و این لیدی توبتیم است.

294
00:27:40,433 --> 00:27:43,466
این اسم آشنا به نظر می‌رسد، مثل اسم دختر خون پرا ایو،

295
00:27:43,533 --> 00:27:45,233
خانم کوچولوی فنگ.

296
00:27:45,300 --> 00:27:47,100
اون خودشه!

297
00:27:47,166 --> 00:27:49,466
این بانو توبتیم، دختر خون پرا ایو است،

298
00:27:49,533 --> 00:27:52,233
که پسرعموی شما، فنگ، به او خدمت می‌کرده است.

299
00:28:00,300 --> 00:28:03,766
چه روز فرخنده‌ای! یک خانم محترم از تمام راه تا اینجا به دیدنم آمد.

300
00:28:04,666 --> 00:28:06,700
لطفا بنشینید.

301
00:28:06,766 --> 00:28:09,500
من میرم برات آب بیارم بخوری.

302
00:28:09,566 --> 00:28:10,833
بفرمایید. -ممنون.

303
00:28:10,900 --> 00:28:13,133
اینجا بنشین. خودت را در خانه‌ات حس کن!

304
00:28:22,133 --> 00:28:23,100
یه کم درد میگیره.

305
00:28:29,566 --> 00:28:32,900
همه اش به خاطر لوانگ گوم هست که داری این بلا رو سرت میاری.

306
00:28:35,433 --> 00:28:39,300
پدرم حتماً با این همه هرج و مرج و شرمساری دست و پنجه نرم می‌کند.

307
00:28:39,366 --> 00:28:42,233
من خیلی بهش ظلم کردم.

308
00:28:43,866 --> 00:28:46,366
بانو توبتیم، زیاد نگران نباش.

309
00:28:47,100 --> 00:28:49,266
من در اسرع وقت لوانگ گوم را افشا خواهم کرد.

310
00:28:49,900 --> 00:28:51,433
و وقتی مردم متوجه شوند،

311
00:28:51,500 --> 00:28:54,633
اونا دیگه در مورد تو و خون پرا حرف نمیزنن.

312
00:28:58,133 --> 00:28:59,233
همه چیز انجام شد.

313
00:29:08,466 --> 00:29:11,300
بابت همه چیز ممنونم، پری.

314
00:29:11,366 --> 00:29:13,666
هیچ‌وقت کارهایی که برام کردی رو فراموش نمی‌کنم.

315
00:29:17,500 --> 00:29:18,833
اشکالی نداره، بانو توبتیم.

316
00:29:20,366 --> 00:29:23,133
لطفا فعلا با تانگ بمون.

317
00:29:24,366 --> 00:29:26,700
من میرم و اون راهزن ها رو دستگیر میکنم.

318
00:29:27,466 --> 00:29:29,833
پس من با خون پرا میام تا تو رو به خونه ببرم.

319
00:29:33,500 --> 00:29:34,433
الان میرم.

320
00:29:36,666 --> 00:29:37,733
کلا!

321
00:29:42,666 --> 00:29:43,766
کلا!

322
00:29:44,933 --> 00:29:46,033
کجایی؟

323
00:29:46,100 --> 00:29:48,633
کلا! عجله کن! بیا!

324
00:29:53,100 --> 00:29:53,966
کلا!

325
00:29:56,166 --> 00:29:57,166
توبتیم کجاست؟

326
00:29:58,633 --> 00:30:00,866
گفتم، توبتیم کجاست؟

327
00:30:02,333 --> 00:30:04,766
هی! خون ازت پرسید. چرا بهش جواب نمیدی؟

328
00:30:06,300 --> 00:30:07,633
نمی‌دانم، آقا.

329
00:30:09,133 --> 00:30:11,166
تو توبتیم رو متقاعد کردی که فرار کنه.

330
00:30:11,266 --> 00:30:13,033
چطور ممکن است ندانی؟

331
00:30:13,666 --> 00:30:15,700
اشتباه می‌کنید، آقا.

332
00:30:20,333 --> 00:30:21,766
قبول نمی‌کنی، ها؟

333
00:30:23,066 --> 00:30:24,133
باشه!

334
00:30:26,433 --> 00:30:28,133
-تون! -بله، آقا؟

335
00:30:29,866 --> 00:30:31,700
کلا رو به سمت میدان مجازات بکشون!

336
00:30:37,066 --> 00:30:38,166
کلا. متاسفم. (Kla. متاسفم.)

337
00:30:39,233 --> 00:30:40,133
کلا

338
00:30:40,233 --> 00:30:41,533
-بریم. -دنبالشون برو.

339
00:30:43,900 --> 00:30:44,833
کلا!

340
00:30:54,133 --> 00:30:55,966
من تعجب می‌کنم که آیا آن استادان برگشته‌اند یا نه.

341
00:30:57,833 --> 00:30:58,700
پرای.

342
00:31:00,233 --> 00:31:01,933
مهندس پاول! مینگ!

343
00:31:02,033 --> 00:31:04,033
اومدی خون لوانگ رو ببینی؟

344
00:31:04,100 --> 00:31:06,333
-اومدم ببینمت. -من؟

345
00:31:06,433 --> 00:31:07,500
به کمکت نیاز دارم.

346
00:31:08,100 --> 00:31:11,366
من باید یک سند را از زبان سیامی به انگلیسی ترجمه کنم.

347
00:31:11,466 --> 00:31:15,566
اما من و مینگ نمی‌توانیم زبان سیامی را بخوانیم، بنابراین به کمک شما نیاز داریم.

348
00:31:17,133 --> 00:31:19,333
هرچند من در انگلیسی خیلی خوب نیستم.

349
00:31:20,633 --> 00:31:23,066
اشکالی نداره! من گوگل ترنسلیت دارم.

350
00:31:23,966 --> 00:31:26,700
گون-گان-ترانس... ها؟

351
00:31:27,533 --> 00:31:29,966
مثل یاور کوچولوی من میمونه.

352
00:31:30,966 --> 00:31:34,333
مدارک رو آماده کن. فردا تو خونه‌ات می‌بینمت.

353
00:31:35,100 --> 00:31:36,266
شما آنجا هستید.

354
00:31:37,666 --> 00:31:39,666
خون لوانگ دنبالت میگرده.

355
00:31:39,733 --> 00:31:42,566
دنبالم میگردی؟ چرا؟

356
00:31:42,666 --> 00:31:45,333
به زودی می‌فهمی. ببرش.

357
00:31:45,966 --> 00:31:48,366
هی! منو ول کن!

358
00:31:48,466 --> 00:31:50,433
-من خودم می‌تونم راه برم! -مگه نشنیدی؟

359
00:31:50,500 --> 00:31:52,233
پرای گفت که می‌تواند خودش راه برود.

360
00:31:53,966 --> 00:31:58,033
ارباب به ما می‌گوید او را بکشیم، ما او را می‌کشیم. ارباب به ما می‌گوید او را بکشیم، ما او را می‌کشیم.

361
00:31:59,333 --> 00:32:03,033
ارباب‌ها می‌توانند هر کاری با برده‌ها بکنند. دخالت نکنید و دردسر درست نکنید، آقا.

362
00:32:05,500 --> 00:32:07,500
-ولش کن! -بیا دیگه.

363
00:32:07,566 --> 00:32:08,533
برو دیگه.

364
00:32:17,366 --> 00:32:19,833
-این چه حرفیه؟ ولش کن! -فقط راه برو!

365
00:32:19,900 --> 00:32:20,933
کلا!

366
00:32:22,666 --> 00:32:23,866
او را اینجا بنشان!

367
00:32:26,366 --> 00:32:27,633
دختر بلوند.

368
00:32:28,233 --> 00:32:29,933
-بله؟ -جوابمو بده.

369
00:32:30,833 --> 00:32:32,033
بانو توبتیم کجاست؟

370
00:32:35,666 --> 00:32:37,466
نمی‌دانم، آقا.

371
00:32:37,966 --> 00:32:40,866
در حالی که همه دنبال بانو توبتیم می‌گشتند،

372
00:32:40,933 --> 00:32:42,666
تو بهش کمک کردی که بره

373
00:32:44,700 --> 00:32:47,333
کسی دیده که من دارم به لیدی توبتیم کمک می‌کنم تا فرار کنه؟

374
00:32:48,366 --> 00:32:50,966
-قبل از اینکه کسی رو متهم کنی، به مدرک نیاز داری. -مدرک؟

375
00:32:52,466 --> 00:32:56,100
این حقیقته که وقتی همه داشتن دنبالش می‌گشتن، تو گم شدی.

376
00:32:59,233 --> 00:33:01,633
چون نمی‌خواستم کار کنم،

377
00:33:01,700 --> 00:33:03,266
بنابراین من در معبد پنهان شده بودم.

378
00:33:04,366 --> 00:33:07,033
اگر حرف من را باور نمی‌کنید، از بچه‌های معبد بپرسید.

379
00:33:08,933 --> 00:33:12,333
بنابراین تنها کسی که هیچ عذر و بهانه‌ای ندارد

380
00:33:13,500 --> 00:33:14,900
تو، کلا! (Kla!)

381
00:33:15,433 --> 00:33:18,900
من در باغ میوه کار می‌کردم.

382
00:33:20,166 --> 00:33:22,466
-برای همینه که هیچکس منو ندید. -دروغگو!

383
00:33:40,333 --> 00:33:41,666
او را زندانی کنید!

384
00:33:42,566 --> 00:33:44,033
و وقتی بیدار است،

385
00:33:44,666 --> 00:33:46,066
فوراً بیا و مرا بگیر!

386
00:33:46,900 --> 00:33:51,566
آنقدر شلاقش می‌زنم تا اعتراف کند توبتیم را کجا قایم کرده است!

387
00:33:51,666 --> 00:33:52,966
بفرمایید.

388
00:34:03,433 --> 00:34:04,300
کلا

389
00:34:25,233 --> 00:34:27,966
هی، برادران!

390
00:34:29,333 --> 00:34:32,266
تمام روز نگهبانی دادی. خسته نشدی؟

391
00:34:33,566 --> 00:34:35,833
یه کم استراحت کن یه چیزی بخور.

392
00:34:35,900 --> 00:34:37,866
من از طرف تو قبول می‌کنم. نگران نباش.

393
00:34:37,933 --> 00:34:39,866
-مطمئنی؟ -مطمئنم.

394
00:34:40,366 --> 00:34:43,633
در آن شرایط، او احتمالاً تا صبح بیهوش می‌ماند.

395
00:34:50,100 --> 00:34:51,500
لذت ببرید!

396
00:34:55,466 --> 00:34:58,033
هی، کلا. حالا می‌تونی بیدار بشی.

397
00:34:58,733 --> 00:34:59,700
همه آنها رفتند.

398
00:35:03,733 --> 00:35:05,933
تو خیلی خوب بلدی نقش بازی کنی.

399
00:35:06,733 --> 00:35:09,633
گوش کن. من اینجام تا بهت بگم که

400
00:35:09,700 --> 00:35:11,433
بانو توبتیم در امان است.

401
00:35:14,100 --> 00:35:17,233
دقیقاً همون چیزی که فکر می‌کردم. بانو توبتیم رو کجا بردی؟

402
00:35:18,233 --> 00:35:21,133
نگران اون نباش، نگران خودت باش.

403
00:35:21,233 --> 00:35:22,933
این کاریه که قراره انجام بدم.

404
00:35:24,166 --> 00:35:26,533
من قراره کار شیطانی لوانگ گوم رو افشا کنم.

405
00:35:26,633 --> 00:35:28,266
چی داری میگی؟

406
00:35:28,333 --> 00:35:32,733
خون لوانگ راهزنان را برای ربودن بانو توبتیم استخدام کرد

407
00:35:33,333 --> 00:35:35,566
و خون را فرستاد تا او را نجات دهد.

408
00:35:35,666 --> 00:35:39,133
از کجا فهمیدی؟ متهم کردن یه ارباب می‌تونه باعث بشه سرت از بدنت جدا بشه.

409
00:35:39,233 --> 00:35:40,766
من او را متهم نمی‌کنم.

410
00:35:41,766 --> 00:35:42,900
باورم نکن، ها؟

411
00:35:46,333 --> 00:35:47,366
نگاه کن.

412
00:35:47,466 --> 00:35:49,966
لیدی توبتیم گفت که روی دست یکی از پسرها خالکوبی دیده است.

413
00:35:50,066 --> 00:35:52,966
و من به طور اتفاقی به راهزنی برخوردم که روی دستش خالکوبی داشت

414
00:35:53,066 --> 00:35:54,366
دریافت پول از چوت.

415
00:35:55,066 --> 00:35:56,633
آیا واقعاً خون لوانگ این کار را کرده است؟

416
00:35:57,933 --> 00:36:01,833
آیا می‌خواهی این را به دیگران نشان دهی؟ ممکن است آن را از تو بگیرند.

417
00:36:02,466 --> 00:36:05,066
هی. من اونقدر احمق نیستم که اینو به بقیه نشون بدم.

418
00:36:05,566 --> 00:36:07,366
خب، قرار است چه کار کنید؟

419
00:36:07,466 --> 00:36:08,933
من یه نقشه دارم.

420
00:36:14,466 --> 00:36:16,433
مورد نیاز: شخصی با این جایزه بزرگ خالکوبی

421
00:36:23,566 --> 00:36:28,266
بفرمایید. هر کدام از شما 30 کپی از این بکشید.

422
00:36:28,333 --> 00:36:30,333
-چی؟! سی نسخه؟ -چی؟! سی نسخه؟

423
00:36:31,133 --> 00:36:33,066
چرا به این همه آدم نیاز داری، پرای؟

424
00:36:33,133 --> 00:36:34,700
فقط انجامش بده، خودت متوجه میشی.

425
00:36:35,366 --> 00:36:37,700
ما دنبال یه راهزن میگردیم!

426
00:36:37,766 --> 00:36:40,300
اگر کسی شخصی را با این خالکوبی ببیند،

427
00:36:40,366 --> 00:36:43,433
برای دریافت جایزه بزرگ به Khun Phra Iew گزارش بده!

428
00:36:43,500 --> 00:36:48,500
اگر کسی شخصی را با این خالکوبی دید، به Khun Phra Iew گزارش دهد تا جایزه بزرگی دریافت کند!

429
00:36:49,766 --> 00:36:52,433
- دنبال آدم‌ربایان توبتیم؟ - بله، قربان.

430
00:36:52,966 --> 00:36:55,333
این نقاشی‌ها همه جا پخش شده‌اند.

431
00:36:56,633 --> 00:36:59,766
خون آک گفت که آنها نتوانستند راهزنان را پیدا کنند

432
00:37:00,300 --> 00:37:01,700
و پرونده را مختومه اعلام کرد.

433
00:37:01,766 --> 00:37:04,533
پس چه کسی این پرونده را دوباره باز کرد؟

434
00:37:05,900 --> 00:37:07,233
من بودم، آقا.

435
00:37:08,133 --> 00:37:10,266
پرای دوست داره با شما صحبت کنه، آقا.

436
00:37:14,366 --> 00:37:17,266
من فقط داشتم از دستورات بانو توبتیم پیروی می‌کردم، قربان.

437
00:37:18,433 --> 00:37:20,500
به توبتیم کمک کردی فرار کنه؟

438
00:37:20,566 --> 00:37:22,766
دخترم الان کجاست؟

439
00:37:22,866 --> 00:37:24,133
نمی‌دانم، آقا.

440
00:37:25,233 --> 00:37:28,766
او فقط به من گفت اگر گم شد، دنبال راهزن‌ها بگردم.

441
00:37:28,866 --> 00:37:33,166
و برای گفتن به خون پرا در مورد نامه‌ای که در کشوی میزش پنهان کرده بود.

442
00:37:33,266 --> 00:37:34,866
یه نامه، میگی؟

443
00:37:37,266 --> 00:37:38,933
پدر عزیزم…

444
00:37:39,833 --> 00:37:44,500
اول از همه، می‌خواستم از شما بابت اینکه باعث چنین شرمندگی‌ای شدم عذرخواهی کنم.

445
00:37:45,133 --> 00:37:47,533
اما من حقیقت را در آخرین لحظه فهمیدم،

446
00:37:47,633 --> 00:37:50,100
بنابراین با عجله اقدام کردم.

447
00:37:50,866 --> 00:37:53,433
من عروسی را رها کردم چون یاد گرفتم

448
00:37:53,500 --> 00:37:56,766
که لوانگ گوم نقشه‌ی حیله‌گری کشیده و راهزن‌ها را فرستاده تا من را بدزدند.

449
00:37:56,866 --> 00:38:00,633
او کاری کرد که آک من را نجات دهد تا من احساس کنم به او مدیونم.

450
00:38:00,700 --> 00:38:02,333
تا من درخواستش را رد نکنم.

451
00:38:04,366 --> 00:38:06,500
پرای راهزنانی را دید که از چات پول دریافت می‌کردند.

452
00:38:06,566 --> 00:38:08,733
او می‌تواند شاهد اصلی ما باشد.

453
00:38:12,766 --> 00:38:15,100
اگر این نامه را می‌خوانی،

454
00:38:15,166 --> 00:38:17,100
لطفا مطمئن باشید که من در امان هستم.

455
00:38:20,766 --> 00:38:22,333
لطفا نگران نباشید.

456
00:38:23,700 --> 00:38:25,766
با عشق و احترام، توبتیم

457
00:38:30,566 --> 00:38:31,500
پرای!

458
00:38:32,033 --> 00:38:34,166
آیا حاضرید شاهد باشید؟

459
00:38:34,266 --> 00:38:35,266
بله، من هستم.

460
00:38:35,333 --> 00:38:40,166
گون، کالسکه و افرادت رو آماده کن. من الان دارم میرم به اقامتگاه لوآنگ گوم.

461
00:38:40,266 --> 00:38:41,633
-بله، آقا! -برو!

462
00:38:53,833 --> 00:38:56,233
-ولم کن! -چی شده، چات؟

463
00:38:56,300 --> 00:38:58,433
-چت؟ -چه اتفاقی داره میفته؟

464
00:38:58,500 --> 00:39:00,633
-ولش کن! خون لوانگ، آقا! -چی شده؟

465
00:39:00,700 --> 00:39:02,266
-گفتم ولش کن! -هی!

466
00:39:03,233 --> 00:39:04,233
خون لوانگ.

467
00:39:04,300 --> 00:39:05,466
خون پرا؟

468
00:39:06,966 --> 00:39:08,233
چه اتفاقی داره میفته آقا؟

469
00:39:09,466 --> 00:39:11,433
خودتو بی‌گناه جلوه نده، خون لوانگ.

470
00:39:13,166 --> 00:39:14,733
من همه چیز را می‌دانم.

471
00:39:14,833 --> 00:39:17,633
تو مغز متفکر آدم ربایی دخترم بودی.

472
00:39:31,533 --> 00:39:33,566
من دوست دارم آزادی پرای را بخرم.

473
00:39:33,666 --> 00:39:35,633
پرای! تو!

474
00:39:36,133 --> 00:39:38,566
قسمت بعدی

475
00:39:40,500 --> 00:39:42,866
اگر به من نگویی توبتیم کجاست،

476
00:39:42,933 --> 00:39:47,500
کاری می‌کنم که بقیه عمرت رو تو عذاب بگذرونی!

477
00:39:48,066 --> 00:39:50,133
خیلی پرای رو می‌خوای

478
00:39:50,966 --> 00:39:54,900
که داری از موقعیت و عنوانت برای مذاکره با من استفاده می‌کنی؟
