1
00:00:10,233 --> 00:00:12,433
خدایا، همین الان منو بفرست خونه!

2
00:00:12,500 --> 00:00:14,566
قبلاً

3
00:00:14,666 --> 00:00:19,433
تو باید به کلا کمک کنی تا در عشق موفق بشه.

4
00:00:19,500 --> 00:00:21,866
میدونی کلا از کی خوشش میاد؟

5
00:00:25,633 --> 00:00:27,533
هدیه‌ای که بانو توبتیم بیش از همه می‌خواهد

6
00:00:27,633 --> 00:00:30,733
برای کمک به ادامه فعالیت کلینیک است.

7
00:00:30,833 --> 00:00:35,100
دوست دارم از کسی مثل شما که ثروت و قدرت زیادی دارد بپرسم

8
00:00:35,166 --> 00:00:37,833
برای حمایت از کلینیک به عنوان هدیه‌ای برای توبتیم.

9
00:00:45,466 --> 00:00:50,133
معابدی وجود دارند که به افراد بیمار کمک می‌کنند.

10
00:00:50,233 --> 00:00:54,700
چرا باید به این کلینیک اولویت بدهیم؟

11
00:00:57,866 --> 00:01:01,500
از اطلاعاتی که من تحقیق کردم، خون پرا خدمتگزار خوبی برای تاج و تخت است.

12
00:01:01,566 --> 00:01:06,733
ما فقط باید به او بفهمانیم که کمک او به نفع ملت خواهد بود.

13
00:01:08,733 --> 00:01:12,366
سیام از طب غربی حمایت خواهد کرد.

14
00:01:12,466 --> 00:01:16,333
اگر به حمایت از کلینیک کمک کنید، آرزوی پادشاه را برآورده خواهید کرد،

15
00:01:16,433 --> 00:01:19,566
و به همه نشان خواهد داد که شما بینش درخشانی دارید.

16
00:01:28,833 --> 00:01:32,433
از طرف پسرم عذرخواهی می‌کنم، آقا.

17
00:01:33,066 --> 00:01:35,700
فکر کنم یه چیزی رو اشتباه فهمیده. درسته؟

18
00:01:36,833 --> 00:01:37,900
عذرخواهی می‌کنم، آقا.

19
00:01:39,066 --> 00:01:40,866
اگر اجازه بدهید، خون پرا.

20
00:01:41,966 --> 00:01:45,333
پسر خون لوانگ بینایی فوق‌العاده‌ای دارد.

21
00:01:45,433 --> 00:01:48,733
من از نزدیک با مقامات ارشد بخش همکاری می‌کنم.

22
00:01:48,833 --> 00:01:50,100
و من شنیده‌ام که

23
00:01:50,166 --> 00:01:53,533
آنها دانش پزشکی غربی را گسترش خواهند داد

24
00:01:53,633 --> 00:01:55,866
و بیمارستان‌های بیشتری بسازیم.

25
00:01:55,933 --> 00:02:00,766
همانطور که موئن آک گفت، آینده پزشکی غربی مطمئناً شکوفا خواهد شد.

26
00:02:03,466 --> 00:02:04,866
توبتیم

27
00:02:05,466 --> 00:02:07,733
نظر شما در این مورد چیست؟

28
00:02:09,366 --> 00:02:13,533
این هدیه‌ای است که امشب بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داده است.

29
00:02:18,533 --> 00:02:22,466
پس شما یک شریک رقص عالی پیدا کرده‌اید.

30
00:03:19,966 --> 00:03:22,266
آنها مانند برگ‌های یشم روی شاخه‌های طلایی با هم هماهنگ هستند.

31
00:03:46,433 --> 00:03:47,833
بازوهاتو اینجوری بگیر.

32
00:03:53,566 --> 00:03:56,133
حالا، دستورالعمل‌های من را دنبال کنید.

33
00:03:57,100 --> 00:03:59,300
پای چپ خود را به عقب ببرید.

34
00:04:00,500 --> 00:04:01,700
پای راست خود را قدم بگذارید.

35
00:04:02,966 --> 00:04:04,100
و آنها را گرد هم آورد.

36
00:04:18,166 --> 00:04:19,166
داری چیکار میکنی؟

37
00:04:21,633 --> 00:04:24,300
کمی بدنم را کش و قوس می‌دهم.

38
00:04:25,533 --> 00:04:30,100
سلام. هدیه چطور پیش رفت؟ خوب بود؟

39
00:04:36,300 --> 00:04:40,166
همینطور هم شد. استاد آک با بانو توبتیم رقصید.

40
00:04:41,266 --> 00:04:42,166
پس خوبه. (or: پس خوبه.)

41
00:04:42,966 --> 00:04:46,666
اما چرا افسرده به نظر می‌رسی، انگار قلبت شکسته؟

42
00:04:48,900 --> 00:04:50,933
«دل شکسته»؟ یعنی چی؟

43
00:04:51,766 --> 00:04:54,566
مثل وقتی که زنی که دوستش داری، کس دیگری را دوست دارد.

44
00:05:01,266 --> 00:05:04,333
شما میدونید محل اقامت خون پرا پراسیتبوریراک کجاست؟

45
00:05:04,433 --> 00:05:07,866
محل اقامت خون پرا ایو؟ من آنجا را می‌شناسم. شما را می‌برم.

46
00:05:17,333 --> 00:05:20,566
آیا ممکن است زنی که دوست دارید باشد؟

47
00:05:20,666 --> 00:05:21,833
لیدی توبتیم است؟

48
00:05:35,433 --> 00:05:37,033
یک برده و دختر یک اشراف زاده؟

49
00:05:38,133 --> 00:05:40,900
خدایا چطور میتونم این دو تا رو با هم ست کنم؟

50
00:05:49,566 --> 00:05:51,566
بلوندی در دوران باستان

51
00:06:52,833 --> 00:06:55,166
بلوندی در دوران باستان

52
00:07:18,333 --> 00:07:22,533
اوه، بیخیال! دختر موطلایی! چرا هی غلت می‌زنی و نمی‌خوابی؟

53
00:07:23,433 --> 00:07:24,433
خوابم نمیبره.

54
00:07:25,266 --> 00:07:27,500
چی شده؟ مریضی؟

55
00:07:28,133 --> 00:07:29,366
نه، من خوبم.

56
00:07:29,466 --> 00:07:33,666
بعد بخواب! فقط چشمانت را ببند و به بودا دعا کن.

57
00:07:33,733 --> 00:07:35,233
خیلی زود خوابت میبره.

58
00:07:36,633 --> 00:07:38,066
صبر کن، لینجی.

59
00:07:38,833 --> 00:07:41,500
یک برده برای آزادی چه باید بکند؟

60
00:07:42,700 --> 00:07:46,900
اگر می‌خواهی آزاد باشی، باید پول دربیاوری و آزادی‌ات را بخری.

61
00:07:47,866 --> 00:07:49,233
کسانی که مجبور به پرداخت هزینه نیستند

62
00:07:49,300 --> 00:07:52,566
کسانی هستند که تحت قانون بازنشستگی برده‌داری سیامی قرار می‌گیرند.

63
00:07:53,533 --> 00:07:55,233
چه کسی در آن دسته قرار می‌گیرد؟

64
00:07:56,700 --> 00:07:57,966
مینگ، البته!

65
00:07:58,066 --> 00:08:01,866
او برده‌ی خون لوانگ است. شنیده‌ام که امسال ۲۱ ساله می‌شود.

66
00:08:01,933 --> 00:08:04,300
بنابراین او مشمول آن قانون بازنشستگی می‌شود.

67
00:08:05,366 --> 00:08:06,233
چوی گفت که

68
00:08:06,300 --> 00:08:09,566
او جزو اولین نسل بردگانی است که مجبور نخواهند بود خودشان را آزاد کنند.

69
00:08:09,666 --> 00:08:12,500
آنها وقتی به سن قانونی می‌رسند، آزاد می‌شوند.

70
00:08:21,700 --> 00:08:23,833
من هدیه شما که یک سرویس چینی بود را تحویل دادم.

71
00:08:23,900 --> 00:08:26,033
به چائو فرایا در فرا ناخون.

72
00:08:26,633 --> 00:08:28,433
او برایت نامه فرستاده است.

73
00:08:29,900 --> 00:08:32,533
خیلی سریع رفتی و برگشتی، مینگ.

74
00:08:33,633 --> 00:08:36,933
حیف است که به زودی محل اقامت من را ترک خواهی کرد.

75
00:08:38,333 --> 00:08:41,766
اما خوشحالم که بالاخره آزاد خواهی شد.

76
00:08:42,700 --> 00:08:46,500
از اینکه تا الان از من حمایت کردید، از شما سپاسگزارم.

77
00:08:54,733 --> 00:08:57,166
ممنون از لطفتون. یه روزی بهتون سر میزنم.

78
00:08:57,266 --> 00:09:00,666
چائو فرایا واقعاً از هدیه خوشش آمد.

79
00:09:01,633 --> 00:09:03,633
او خیلی قدردان است.

80
00:09:07,633 --> 00:09:10,566
به دادن هدایایی به آن مقامات ادامه بده،

81
00:09:10,666 --> 00:09:15,133
و مطمئناً به زودی از خون پرا هم بالاتر خواهی رفت.

82
00:09:16,866 --> 00:09:18,133
حرف‌های قشنگی زدی.

83
00:09:20,900 --> 00:09:24,900
خون لوانگ، قربان. مرد Khun Phra Prasit اینجاست تا شما را ببیند.

84
00:09:24,966 --> 00:09:26,833
حتماً خبر خوبی است.

85
00:09:28,333 --> 00:09:30,900
فکر کنم نامه رسمی ترفیع آک رسیده.

86
00:09:31,900 --> 00:09:33,700
پسرم به زودی خون میشه.

87
00:10:04,266 --> 00:10:05,166
سلام!

88
00:10:06,333 --> 00:10:08,833
اسمت مینگه، درسته؟

89
00:10:09,566 --> 00:10:12,366
تو کی هستی؟ چرا موهات اینجوریه؟

90
00:10:13,566 --> 00:10:17,233
تو برای خون لوانگ کار می‌کردی، بنابراین از من خبر نداری.

91
00:10:17,300 --> 00:10:21,233
اسم من پرائه است. من همین الان تبدیل به یک برده در این عمارت شدم.

92
00:10:21,300 --> 00:10:22,766
فعلاً موهایم را فراموش کن.

93
00:10:24,033 --> 00:10:28,266
میشه در مورد قانون آزادی برده بیشتر توضیح بدید؟

94
00:10:29,533 --> 00:10:30,366
لطفا؟

95
00:10:30,933 --> 00:10:32,666
باشه. بفرمایید.

96
00:10:33,066 --> 00:10:38,633
در ۲۱ آگوست ۱۸۷۴، شاه رامای پنجم تاجگذاری کرد

97
00:10:38,700 --> 00:10:45,500
«قانون بازنشستگی فرزندان بردگان تایلندی»

98
00:10:45,566 --> 00:10:52,233
تصریح می‌کند که فرزندان بردگان که از سال ۱۸۶۸ به بعد متولد شده‌اند، پس از ۲۱ سالگی آزاد خواهند شد

99
00:10:52,300 --> 00:10:54,100
اوه، موئن آک.

100
00:10:54,166 --> 00:10:56,700
امروز با مادرت صدقه میدی؟

101
00:10:56,766 --> 00:10:58,266
بله، بزرگوار.

102
00:10:58,333 --> 00:11:02,966
آیک من به Khoon Padungkijpracha ارتقا یافته است.

103
00:11:03,066 --> 00:11:06,300
بنابراین از او دعوت کردم تا برای شروعی خوش‌یمن، با من صدقه بدهد.

104
00:11:07,266 --> 00:11:10,033
امیدوارم همچنان به حفظ ارزش‌های والای انسانی ادامه دهید

105
00:11:10,100 --> 00:11:14,766
و همچون پدرت، پناهگاه محکمی برای مردم باشی.

106
00:11:16,566 --> 00:11:17,900
متشکرم، بزرگوار.

107
00:11:30,433 --> 00:11:34,900
آیو وانو سوخام بالام.

108
00:11:36,366 --> 00:11:37,566
نعمت‌های فراوان.

109
00:11:51,333 --> 00:11:53,533
-آک. -بله؟

110
00:11:53,633 --> 00:11:55,300
«خون پادونگ پراچا»ی من.

111
00:11:56,766 --> 00:12:00,900
با این ارتقای شغلی، الان برای توبتیم (Tubtim) مناسب‌تر هم هستی.

112
00:12:04,566 --> 00:12:07,466
تا این حد فکر نکرده بودم، مادر.

113
00:12:08,366 --> 00:12:11,833
نمی‌دانم توبتیم در مورد من چه فکری می‌کند.

114
00:12:13,133 --> 00:12:16,933
به هر حال، شروع آماده شدن برای نامزدی ضرری ندارد.

115
00:12:17,500 --> 00:12:20,433
دیر یا زود اتفاق می‌افتد. من از پسش برمی‌آیم.

116
00:12:22,066 --> 00:12:22,933
خیلی خب.

117
00:12:32,533 --> 00:12:34,300
کلا! هی!

118
00:12:35,500 --> 00:12:36,833
امسال چند ساله شدی؟

119
00:12:37,500 --> 00:12:40,433
-چرا می‌خوای بدونی؟ -فقط جوابمو بده.

120
00:12:41,433 --> 00:12:42,466
بیست و پنج.

121
00:12:42,533 --> 00:12:44,700
وای. تو خیلی پیر شدی.

122
00:12:44,766 --> 00:12:47,100
اگر امسال ۲۱ ساله شوید، می‌توانید آزاد باشید.

123
00:12:48,033 --> 00:12:50,766
یه سوال دیگه. قبلاً به مقام کشیشی رسیدی؟

124
00:12:51,566 --> 00:12:53,500
-دارم. -خوبه!

125
00:12:53,566 --> 00:12:56,066
پس آماده‌ای. ما فقط به پول نیاز داریم تا تو را آزاد کنیم.

126
00:12:57,233 --> 00:13:00,066
منو آزاد کن؟ چی داری میگی؟

127
00:13:00,666 --> 00:13:02,966
من پول می‌گیرم تا تو را آزاد کنم.

128
00:13:03,066 --> 00:13:05,733
پس می‌تونی از بانو توبتیم خواستگاری کنی.

129
00:13:05,833 --> 00:13:07,166
اما باید آزادمرد باشی.

130
00:13:07,266 --> 00:13:09,333
هی، این حرفا رو نزن.

131
00:13:09,433 --> 00:13:11,233
اگر استاد آک بفهمد،

132
00:13:11,300 --> 00:13:14,333
او فکر خواهد کرد که من سعی دارم لیدی توبتیم را بدزدم.

133
00:13:14,433 --> 00:13:17,766
دزدی؟ استاد آک صاحب لیدی توبتیم نیست.

134
00:13:18,433 --> 00:13:23,300
گوش کن، کلا. تو هنوز شانسی داری. اما اول باید آزاد باشی.

135
00:13:24,100 --> 00:13:28,300
من به هیچ شانسی امیدوار نیستم. و هرگز به آزاد کردن خودم فکر نمی‌کنم.

136
00:13:28,366 --> 00:13:31,500
فقط به این فکر می‌کنم که به هر نحوی که می‌توانم محبت استادان را جبران کنم.

137
00:13:35,500 --> 00:13:37,733
اگه تو بهش فکر نکنی، من بهش فکر می‌کنم!

138
00:13:37,833 --> 00:13:40,166
من یک فروشنده آنلاین با بازدید چند میلیونی هستم!

139
00:13:44,666 --> 00:13:47,033
برای تهیه پول و آزادی او چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

140
00:13:49,366 --> 00:13:51,666
اگر بنده‌ای کار نیک انجام دهد،

141
00:13:51,733 --> 00:13:55,100
استاد هر بار پاداش کوچکی خواهد داد.

142
00:13:55,900 --> 00:14:00,033
اما حتی اگر تا آخر عمر هم پس‌انداز کنیم، باز هم کافی نیست.

143
00:14:00,633 --> 00:14:02,266
فقط سرنوشتت را بپذیر

144
00:14:02,333 --> 00:14:06,366
و سعی کن هر روز زندگیت رو شاد زندگی کنی، پرای.

145
00:14:07,633 --> 00:14:09,266
شما مردم چه مشکلی دارید؟

146
00:14:09,333 --> 00:14:11,833
فقط می‌خواهی برده باشی و نمی‌خواهی آزاد باشی؟

147
00:14:12,766 --> 00:14:14,900
-این دیوونگیه. -تو دیوونه ای!

148
00:14:16,100 --> 00:14:17,833
برو بازار و زود برگرد.

149
00:14:19,133 --> 00:14:20,100
زود بیا.

150
00:14:22,133 --> 00:14:25,900
کلم پیچ خیلی تازه و ترد است. خودم آن را پرورش داده‌ام.

151
00:14:25,966 --> 00:14:28,100
البته! بفرمایید.

152
00:14:28,166 --> 00:14:32,300
شما می‌توانید انتخاب کنید. گل نیلوفر پیچ هم بسیار خوشمزه و ترد است.

153
00:14:32,366 --> 00:14:35,966
البته!

154
00:14:37,033 --> 00:14:39,300
چیز دیگه ای هم هست؟ نیلوفر پیچ چی؟

155
00:14:40,666 --> 00:14:44,033
بازار در این دوره کاملاً شبیه بازارهای دوره ماست.

156
00:14:44,633 --> 00:14:47,766
یک تفاوت این است که آنها محصولات دستچین شده را می‌فروشند.

157
00:14:47,866 --> 00:14:49,166
آنها «خرید و فروش» نمی‌کنند.

158
00:14:51,866 --> 00:14:53,166
آسان-پیزی.

159
00:14:56,900 --> 00:14:58,500
بوی پول به مشامم می‌رسد!

160
00:15:01,900 --> 00:15:04,066
سلام، خواهر خوشگلم.

161
00:15:04,866 --> 00:15:07,733
اگر بخواهید اینجا را بفروشید، آیا باید اجاره بپردازید؟

162
00:15:08,300 --> 00:15:12,566
البته که این کار را می‌کنید! این بازار متعلق به Khun Luang Bumrung است.

163
00:15:12,666 --> 00:15:15,333
آدمکش هر روز برای گرفتن اجاره می‌آید.

164
00:15:17,933 --> 00:15:19,300
چه دنیای کوچکی.

165
00:15:20,533 --> 00:15:22,066
ممکن است گیر بیفتم.

166
00:15:24,266 --> 00:15:27,566
سلام خواهر، میشه محصولات منو بفروشی؟

167
00:15:28,500 --> 00:15:30,066
می‌خوای برات بفروشم؟

168
00:15:30,133 --> 00:15:33,133
چرا باید این کار را بکنم؟ من برده تو نیستم.

169
00:15:33,233 --> 00:15:37,133
بفرمایید خواهر، همه چیز به پول بستگی دارد.

170
00:15:37,233 --> 00:15:40,833
معمولاً، شما باید تمام دردسرهای تهیه محصولات را متحمل شوید.

171
00:15:40,900 --> 00:15:43,966
اما از این به بعد، دیگر نیازی نیست،

172
00:15:44,066 --> 00:15:46,566
چون من محصولات را به شما خواهم رساند.

173
00:15:47,433 --> 00:15:50,866
تنها کاری که باید انجام دهید این است که آنها را بفروشید و درصدی برای خودتان کم کنید.

174
00:15:50,933 --> 00:15:53,333
درصد-- چی؟

175
00:15:53,933 --> 00:15:57,733
مثل اجاره، هزینه کارگر و از این جور چیزا.

176
00:15:57,833 --> 00:16:02,566
اما اگر نتوانی آنها را بفروشی، ضررش با من است. اشکالی ندارد.

177
00:16:03,266 --> 00:16:05,100
اصلاً چیزی از دست نخواهی داد.

178
00:16:24,533 --> 00:16:25,900
این دفتر شماست.

179
00:16:31,100 --> 00:16:32,133
این عالیه.

180
00:16:34,033 --> 00:16:36,166
خیلی بزرگتر از میز تحریر قدیمی من.

181
00:16:40,133 --> 00:16:44,700
اگر در مورد کار مشکلی دارید، می‌توانید با منشی‌ها صحبت کنید.

182
00:16:46,933 --> 00:16:52,300
-همه شما. تا جایی که می‌توانید به او خدمت کنید. -بله، آقا.

183
00:16:54,266 --> 00:16:57,700
باشه. فعلاً بذار کارمندا اینجا همه چیز رو مدیریت کنن.

184
00:16:58,533 --> 00:17:00,433
باید بری توبتیم رو ببینی.

185
00:17:01,433 --> 00:17:05,666
برو و در مورد ترفیع بزرگت بهش بگو

186
00:17:06,166 --> 00:17:08,700
تا او از تو بیشتر راضی باشد.

187
00:17:12,066 --> 00:17:12,933
حق با شماست.

188
00:17:14,366 --> 00:17:17,366
بیا. کلا، بریم. بله، آقا.

189
00:17:25,166 --> 00:17:29,100
سبزیجات میل دارید؟ سبزیجات تازه و ترد!

190
00:17:31,100 --> 00:17:34,466
من اینجام، خواهر!

191
00:17:34,533 --> 00:17:36,933
اینها انبه‌هایی هستند که می‌خواهم برایم بفروشی.

192
00:17:37,033 --> 00:17:39,433
اگر بتوانی آنها را بفروشی، مقداری پول به تو می‌دهم.

193
00:17:40,033 --> 00:17:43,166
اگر من نتوانم آنها را بفروشم، پس شما ضرر خودتان را جبران کنید.

194
00:17:43,266 --> 00:17:44,733
اذیتم نکن، باشه؟

195
00:17:45,433 --> 00:17:48,166
-قرار. -چی؟ یه شبنم؟

196
00:17:48,833 --> 00:17:51,766
معامله. یعنی «من موافقم».

197
00:17:51,866 --> 00:17:53,100
اوه. خیلی خب.

198
00:17:54,666 --> 00:17:58,233
بیایید، برادران و خواهران! بیایید و ببینید!

199
00:17:58,300 --> 00:18:01,666
من انبه‌های تازه چیده شده برای فروش دارم!

200
00:18:01,733 --> 00:18:03,866
قیمت‌های خوب!

201
00:18:04,633 --> 00:18:06,933
-به عهده‌ی تو می‌ذارمش، خواهر. -باشه.

202
00:18:07,033 --> 00:18:09,900
کمی سبزیجات میل دارید؟ من انبه هم دارم.

203
00:18:09,966 --> 00:18:14,700
-سلام توبتیم. من---تبریک میگم خون.

204
00:18:17,900 --> 00:18:21,833
اومدم اینجا که بهت بگم، اما انگار خودت از قبل می‌دونی.

205
00:18:21,900 --> 00:18:25,466
همه بنگ سو دارن در مورد تو حرف میزنن. چطور ممکنه من ندونم؟

206
00:18:26,266 --> 00:18:30,933
من همچنین برای شما خوشحالم که خون پرا به شما اجازه داد کلینیک را اداره کنید.

207
00:18:31,033 --> 00:18:36,033
آئک، از تو ممنونم. هیچ‌وقت کمکت رو توی این مورد فراموش نمی‌کنم.

208
00:18:37,733 --> 00:18:39,300
بهش اشاره نکن.

209
00:18:39,366 --> 00:18:43,533
اگر مشکلی هست، حتماً به من بگو. دریغ نکن.

210
00:18:44,533 --> 00:18:48,533
خانم می‌خواهد کلینیک را بازسازی کند تا منظم‌تر به نظر برسد، آقا.

211
00:18:48,633 --> 00:18:49,900
نیش!

212
00:18:49,966 --> 00:18:52,933
خون گفت تردید نکن.

213
00:18:53,033 --> 00:18:54,833
آقا، همه چیز برای شما خوب است؟

214
00:18:56,133 --> 00:19:00,900
بعدش از کلا می‌خوام بقیه رو جمع کنه تا بهت کمک کنن.

215
00:19:01,833 --> 00:19:03,133
نگرانش نباش.

216
00:19:03,233 --> 00:19:04,766
خیلی ممنونم.

217
00:19:07,166 --> 00:19:09,100
لطفا کمکم کن، کلا.

218
00:19:10,566 --> 00:19:11,533
البته.

219
00:19:16,733 --> 00:19:20,700
سبزیجات! لطفا بیایید و مقداری سبزیجات بخرید!

220
00:19:24,266 --> 00:19:25,300
خواهر!

221
00:19:28,066 --> 00:19:31,833
چرا مردم انبه نمی‌خرند؟ - الان فصل انبه است.

222
00:19:31,900 --> 00:19:33,966
خیلی‌ها دارند انبه می‌فروشند.

223
00:19:34,066 --> 00:19:38,266
و انبه‌هایت چیز خاصی نیستند. فقط آنها را پس بگیر.

224
00:19:39,833 --> 00:19:42,233
سبزیجات. سبزیجات برای فروش.

225
00:19:49,366 --> 00:19:52,100
آروم باش. یه نفس عمیق بکش، و بیا فکر کنیم.

226
00:19:53,100 --> 00:19:54,433
بیایید این را بفهمیم.

227
00:19:58,933 --> 00:20:02,633
اولین قانون فروش، پیدا کردن یک نقطه فروش منحصر به فرد.

228
00:20:14,333 --> 00:20:15,866
تا-دا!

229
00:20:17,700 --> 00:20:21,533
تو دختر بور خون لوانگ هستی که مردم در موردش حرف میزنن؟

230
00:20:21,633 --> 00:20:23,300
درسته، منم!

231
00:20:23,833 --> 00:20:27,766
چرا یه نفرین‌شده رو گذاشتن تو بازار؟ اون برای همه‌مون بدشانسی میاره!

232
00:20:27,866 --> 00:20:32,033
اما اگر او واقعاً یک نفرین شده بود، آیا خون لوانگ او را نگه می‌داشت؟

233
00:20:32,100 --> 00:20:34,833
درسته؟ تو مرد باهوشی هستی برادر.

234
00:20:35,366 --> 00:20:39,233
احتمالاً شنیده‌اید که موئن آک، پسر خون لوانگ،

235
00:20:39,300 --> 00:20:41,500
به خون ارتقا پیدا کرد، درسته؟

236
00:20:42,100 --> 00:20:43,300
آره.

237
00:20:43,366 --> 00:20:45,900
بگذارید اینجا چیزی به شما بگویم.

238
00:20:45,966 --> 00:20:49,566
خون لوانگ صبح موهایم را لمس کرد.

239
00:20:49,666 --> 00:20:53,466
و وقتی غروب شد، پسرش به مقام خون ارتقا یافت!

240
00:20:55,366 --> 00:20:58,033
آیا این درست است؟ او مدت زیادی یک موئن بود.

241
00:20:58,100 --> 00:21:00,666
اما چون به موهایت دست زد، ترفیع گرفت؟

242
00:21:00,733 --> 00:21:01,866
درست است.

243
00:21:03,300 --> 00:21:07,933
خدای من، مدت زیادی است که در پاهایم درد دارم. لطفا کاری کن که از بین برود.

244
00:21:10,500 --> 00:21:13,533
-ساتو. -من خیلی وقته که دلم یه پسر می‌خواد.

245
00:21:13,633 --> 00:21:15,733
اون دختر مو بور شاید بتونه کمکم کنه.

246
00:21:17,333 --> 00:21:20,233
شما بچه‌ها باید هزینه ورودی بپردازید.

247
00:21:20,933 --> 00:21:23,533
اگر سه تا از انبه‌های من را بخری،

248
00:21:23,633 --> 00:21:26,333
یه بار هم که شده به موهام دست بزن!

249
00:21:28,366 --> 00:21:29,233
پول، لطفا.

250
00:21:51,433 --> 00:21:53,466
چطور شد که من به این سرنوشت دچار شدم؟

251
00:21:58,033 --> 00:21:59,666
بله، بله. ساتو هم همینطور.

252
00:22:01,233 --> 00:22:02,233
همینقدر که من درست کردم؟

253
00:22:03,633 --> 00:22:07,666
آنقدر به موهایم دست زده‌اند که دارم کچل می‌شوم. حالا چه کار کنم؟

254
00:22:12,433 --> 00:22:16,866
قانون دوم فروش، به محصول خود ارزش اضافه کنید.

255
00:22:21,700 --> 00:22:22,900
انبه

256
00:22:26,433 --> 00:22:29,266
انبه با برنج چسبناک! دلم می‌خواد بخورمش!

257
00:22:33,633 --> 00:22:35,166
از پشت صفحه نمایش هم بویش را حس می‌کنم.

258
00:22:38,766 --> 00:22:40,100
اینجا چیکار میکنی؟

259
00:22:46,233 --> 00:22:47,666
و چرا موهایتان را نمی‌پوشانید؟

260
00:22:48,866 --> 00:22:52,633
خب، دلتنگ بودم، برای همین آمدم اینجا دعا کنم.

261
00:22:53,866 --> 00:22:55,466
شما بچه‌ها می‌تونید اول برید.

262
00:22:56,433 --> 00:22:59,766
بیا بریم مینگ. یه چیزی پیدا کنیم بخوریم که این طعم ترش رو از بین ببره.

263
00:23:17,566 --> 00:23:22,166
بهت که گفتم، قصد فرار نداشتم. کی می‌خوای حرفمو باور کنی؟

264
00:23:23,166 --> 00:23:28,100
از استاد نه، اما به نظرم داری از کار فرار می‌کنی.

265
00:23:28,166 --> 00:23:31,866
من نیستم! من فقط دارم برای بانو فوآنگ چیزهایی می‌خرم.

266
00:23:32,733 --> 00:23:35,333
و فقط ایستادن برای دعا، همین.

267
00:23:38,033 --> 00:23:38,866
مینگ!

268
00:23:48,966 --> 00:23:50,433
آن را به آرامی بیرون بکشید.

269
00:23:51,866 --> 00:23:54,066
-بکشششش! -آخ، درد می‌کنه!

270
00:23:54,133 --> 00:23:56,866
-چی شده؟ -پاشو با یه میخ سوراخ شد!

271
00:23:58,033 --> 00:24:00,466
یه کم اشتباه کردم. حالم خوبه.

272
00:24:00,533 --> 00:24:02,233
باشه، باسن من!

273
00:24:02,300 --> 00:24:04,066
این که یه تیکه چوب کامله!

274
00:24:06,966 --> 00:24:09,566
خون اومده!

275
00:24:09,666 --> 00:24:11,100
-مینگ. -هی، پرای!

276
00:24:12,866 --> 00:24:13,866
-پرای! -پرای!

277
00:24:14,666 --> 00:24:15,900
مینگ، حالت خوبه؟

278
00:24:16,500 --> 00:24:18,333
-حالش خوبه؟ -پری!

279
00:24:26,300 --> 00:24:30,766
هی، من باید برم. لینجی قراره سرم داد بزنه.

280
00:24:33,266 --> 00:24:34,433
-الان میرم. -باشه.

281
00:24:35,366 --> 00:24:37,133
-آروم باش، مینگ. -بفرما، من کمکت می‌کنم.

282
00:24:53,366 --> 00:24:57,700
دختر مو بور! کجا بودی؟ چرا این موقع شب برگشتی؟

283
00:24:58,433 --> 00:24:59,533
اینو برات گرفتم.

284
00:25:02,266 --> 00:25:05,900
هی! فکر نکن می‌تونی بهم رشوه بدی و من بی‌خیالش بشم.

285
00:25:05,966 --> 00:25:07,733
تو باعث شدی من تنها کار کنم.

286
00:25:08,666 --> 00:25:10,366
پس تو اینو نمی‌خوای، پس.

287
00:25:13,500 --> 00:25:16,500
باشه، من اینو به عنوان نشونه ای از سخاوتت قبول می کنم.

288
00:25:18,033 --> 00:25:21,466
پس کجا یواشکی رفتی؟

289
00:25:24,466 --> 00:25:25,566
به کسی نگو، باشه؟

290
00:25:26,100 --> 00:25:28,666
من انبه‌های خون لوانگ را برای فروش جمع کردم

291
00:25:28,733 --> 00:25:30,266
و پول زیادی به دست آورد!

292
00:25:30,333 --> 00:25:32,333
برای چی اینقدر پول لازم داری؟

293
00:25:32,433 --> 00:25:35,100
اما من به تنهایی ثروتمند نخواهم شد.

294
00:25:35,166 --> 00:25:37,933
کمکم کنید برنج چسبناک با طعم نارگیل بیشتری درست کنم.

295
00:25:38,033 --> 00:25:39,533
نمی‌دانم چطور!

296
00:25:39,633 --> 00:25:41,866
حتی اگر این کار را هم می‌کردم، وارد این کار نمی‌شدم.

297
00:25:41,933 --> 00:25:44,733
اگر خون لوانگ بفهمد، مطمئناً ما را شلاق خواهد زد.

298
00:25:51,900 --> 00:25:54,966
کسی هست که بخواد استقلال مالی داشته باشه؟

299
00:25:56,066 --> 00:25:58,100
من تعجب می‌کنم که آیا کسی می‌تواند اینجا به من کمک کند.

300
00:26:20,700 --> 00:26:22,533
بله. این طعم خوبی دارد.

301
00:26:36,866 --> 00:26:37,866
بفرمایید، بفرمایید.

302
00:26:39,433 --> 00:26:40,933
بگذار سه بار به تو تعظیم کنم!

303
00:26:43,166 --> 00:26:44,233
این دختره…

304
00:26:44,833 --> 00:26:47,266
ممنون میشم کمکم کنید.

305
00:26:47,966 --> 00:26:52,933
اشکالی نداره. اگه اشک‌ها و التماس‌هات نبود،

306
00:26:53,033 --> 00:26:57,333
به من گفتی که دلت برای پدر و مادرت تنگ شده و می‌خواهی پول دربیاوری تا خودت را آزاد کنی،

307
00:26:57,433 --> 00:26:59,300
من هرگز ریسک انجام این کار را نمی‌کردم.

308
00:27:00,300 --> 00:27:02,966
و قولی که بهم دادی رو فراموش نکن.

309
00:27:03,066 --> 00:27:07,533
من این کار را نمی‌کنم! تو و لینجی هیچ‌وقت توی هیچ دردسری نمی‌افتید.

310
00:27:07,633 --> 00:27:10,100
و اگر این موفقیت حاصل شود،

311
00:27:10,166 --> 00:27:14,166
تو و لینجی تا آخر عمرتون راحت زندگی خواهید کرد.

312
00:27:23,366 --> 00:27:24,766
برنج چسبناک انبه؟

313
00:27:24,866 --> 00:27:26,566
درست است، خواهر.

314
00:27:26,666 --> 00:27:29,333
برنج چسبناک انبه به سبک سلطنتی از لیل پرای.

315
00:27:29,433 --> 00:27:31,633
انبه طلایی ارگانیک آبدار

316
00:27:31,700 --> 00:27:33,700
با برنج چسبناک معطر با طعم نارگیل،

317
00:27:34,366 --> 00:27:39,666
روی آن شیر نارگیل ریخته شده تا طعم شوری را خنثی کند. در نهایت شیرینی خالص باقی می‌ماند!

318
00:27:40,500 --> 00:27:44,233
همه می‌توانند این را بسازند. چه کسی حاضر است برای خرید آن پول خرج کند؟

319
00:27:44,300 --> 00:27:48,100
بیا خواهر! حتماً کسانی هستند که تنبلی می‌کنند.

320
00:27:48,166 --> 00:27:51,233
خب، من اینو درست کردم. آماده خوردنه!

321
00:27:52,700 --> 00:27:54,766
همگی، بیایید اینجا!

322
00:27:54,866 --> 00:27:57,433
امروز، برنج چسبناک انبه‌ای برای فروش دارم.

323
00:27:57,500 --> 00:28:00,666
این برنج چسبناک انبه به سبک سلطنتی از لیل پرای است

324
00:28:00,733 --> 00:28:03,866
مشتریان عزیز، این از طرف فروشنده‌ی موطلایی برایتان شانس می‌آورد!

325
00:28:03,933 --> 00:28:06,566
وقتی رفت، دیگه رفته! حرفمو قبول کن.

326
00:28:08,366 --> 00:28:11,266
یک ست برای دو نفر آه، داداش. اگه دوست داشتی بیشتر بخر!

327
00:28:12,333 --> 00:28:15,300
مردم، کمی آرام باشید. همه بالاخره می‌توانند آن را بخرند.

328
00:28:15,366 --> 00:28:17,533
بهش بده، جناس.

329
00:28:20,100 --> 00:28:23,633
احتمالاً بازسازی کلینیک مدتی طول خواهد کشید.

330
00:28:25,433 --> 00:28:29,433
من فقط می‌خواهم کلینیک را بازسازی کنم تا ظاهری مرتب و زیبا داشته باشد.

331
00:28:29,500 --> 00:28:31,433
تا خیال مردم راحت شود

332
00:28:31,500 --> 00:28:34,066
و آنها را نسبت به پزشکی مدرن پذیراتر کند.

333
00:28:34,633 --> 00:28:37,733
مردم وقتی بیمار می‌شوند برای گرفتن آب مقدس به معابد می‌روند.

334
00:28:37,833 --> 00:28:42,233
متقاعد کردن افراد بیمار برای مراجعه به درمان‌های پزشکی غربی آسان نیست.

335
00:28:44,333 --> 00:28:45,666
حتماً راهی وجود دارد.

336
00:28:50,066 --> 00:28:55,300
همه شما فرصت خرید خواهید داشت. آرام باشید، همگی.

337
00:28:55,366 --> 00:28:57,500
اون پری نیست، همون دختر مو بور؟

338
00:28:57,566 --> 00:29:01,366
او آنجا چه می‌فروشد؟ به نظر می‌رسد که فروش خوبی دارد.

339
00:29:02,066 --> 00:29:05,166
درست است. خیلی‌ها صف کشیده‌اند.

340
00:29:05,266 --> 00:29:07,666
-باشه. -مشتری‌های خوب، تشریف بیارید اینجا!

341
00:29:07,733 --> 00:29:11,033
وقتی که رفت، دیگه رفته. بهتره عجله کنی!

342
00:29:12,333 --> 00:29:14,766
-سلام، پرای. -بانو توبتیم!

343
00:29:14,866 --> 00:29:16,266
چی داری میفروشی؟

344
00:29:17,833 --> 00:29:21,166
بفرمایید. من برنج چسبناک انبه‌ای می‌فروشم که خاله واین درست می‌کند.

345
00:29:22,433 --> 00:29:23,366
امتحانش کن.

346
00:29:24,133 --> 00:29:26,100
از کی شروع به فروش این کردی؟

347
00:29:26,633 --> 00:29:29,833
و چرا میذاری همه موهاتو ببینن؟

348
00:29:29,900 --> 00:29:32,666
مردم حتی مثل یک الهه به تو دعا می‌کنند.

349
00:29:33,366 --> 00:29:34,700
قضیه اینه که من…

350
00:29:37,766 --> 00:29:39,966
-هی! -بعداً باهات صحبت می‌کنم.

351
00:29:40,833 --> 00:29:42,366
-میبینمت! -هی...

352
00:29:42,466 --> 00:29:44,766
صبر کن ببینم! اینجا چه خبره؟

353
00:29:50,266 --> 00:29:51,166
پرای!

354
00:29:54,866 --> 00:29:58,033
اوه، هی چات! چه تصادفی!

355
00:29:58,666 --> 00:30:02,133
-یه کم تو بازار قدم میزنی؟ -هی.

356
00:30:02,233 --> 00:30:03,366
شوخی کردن رو بس کن.

357
00:30:04,266 --> 00:30:06,633
مردم دارند درباره یک فروشنده بلوند حرف می‌زنند.

358
00:30:07,500 --> 00:30:10,333
مگه نمی‌دونی که خون لوانگ برده‌ها رو از کار کردن منع می‌کنه؟

359
00:30:11,500 --> 00:30:15,300
مسخره‌ست! می‌دونی، مردم عاشق غیبت کردنن.

360
00:30:15,900 --> 00:30:19,233
من اومدم اینجا تا برای خاله واین مواد اولیه بخرم.

361
00:30:21,266 --> 00:30:24,700
پری! بیا و بقیه پول رو بهش بده!

362
00:30:24,766 --> 00:30:27,766
بانو جان خیلی منتظر مانده، دارد عصبانی می‌شود. عجله کن!

363
00:30:28,466 --> 00:30:30,100
زود میام. عجله کن!

364
00:30:33,666 --> 00:30:35,033
خب؟

365
00:30:43,100 --> 00:30:44,100
او آنجاست.

366
00:30:47,733 --> 00:30:51,466
بانوی من می‌خواهد شما را قرض بگیرد تا موقتاً به او کمک کنید.

367
00:30:52,066 --> 00:30:55,100
-من؟ -شما سخنران فوق‌العاده‌ای هستید.

368
00:30:55,166 --> 00:30:58,900
تو میدونی چطور مردم رو متقاعد کنی. ممکنه کمک بزرگی تو کلینیک باشی.

369
00:30:58,966 --> 00:31:00,700
با کمال میل، بانوی من!

370
00:31:04,500 --> 00:31:08,933
می‌تونی از یکی از افراد آک بخوای که کمکت کنه.

371
00:31:09,933 --> 00:31:13,766
او حالا یک خون است. این عنوان با بردگان زیادی همراه است.

372
00:31:13,866 --> 00:31:17,833
آنقدر حالم بد است که با بازسازی کلینیک او را اذیت می‌کنم.

373
00:31:18,633 --> 00:31:21,666
من با یک زن راحت‌تر کار می‌کنم.

374
00:31:22,166 --> 00:31:24,033
بنابراین پرای عالی خواهد بود.

375
00:31:36,066 --> 00:31:36,900
خیلی خب.

376
00:31:37,733 --> 00:31:41,333
اگر تصمیمت اینه، پس برای من اشکالی نداره.

377
00:31:42,633 --> 00:31:43,866
متشکرم.

378
00:31:58,100 --> 00:31:59,633
اینجا چیکار میکنی؟

379
00:31:59,700 --> 00:32:02,433
از پرای خواستم در انجام برخی کارها به من کمک کند.

380
00:32:03,566 --> 00:32:05,666
از من می‌خواهی چه کار کنم؟

381
00:32:05,733 --> 00:32:09,933
نکته اینجاست. چند روز گذشته، بیماران زیادی مراجعه نکرده‌اند.

382
00:32:10,033 --> 00:32:12,466
حدس می‌زنم مردم از طب غربی می‌ترسند،

383
00:32:12,533 --> 00:32:15,100
بنابراین آنها هنوز برای آب مقدس به معبد می‌روند.

384
00:32:15,166 --> 00:32:19,733
می‌خواهم نظرشان را عوض کنند و پذیرای پزشکی مدرن باشند.

385
00:32:22,300 --> 00:32:23,666
من تو فیسبوک خوندم…

386
00:32:28,333 --> 00:32:30,966
من صحبت‌های مردم را شنیده‌ام

387
00:32:31,066 --> 00:32:33,700
درباره پزشکی که مغازه کوچکی باز کرده بود.

388
00:32:33,766 --> 00:32:38,333
وقتی مشتری وارد می‌شود، او با آنها در مورد چیزهایی صحبت می‌کند،

389
00:32:38,433 --> 00:32:40,900
و اگر بیمار باشند، آنها را به درمان دعوت می‌کند.

390
00:32:42,566 --> 00:32:44,266
این ایده خوبی به نظر می‌رسد.

391
00:32:44,333 --> 00:32:48,300
این یک ترفند خوب است تا افراد برای مراجعه به پزشک اعتماد به نفس پیدا کنند.

392
00:32:48,966 --> 00:32:49,866
درست است.

393
00:32:50,566 --> 00:32:53,333
بعدش چی باید بفروشیم؟

394
00:32:56,433 --> 00:32:58,666
برنج چسبناک انبه به مراحل زیادی نیاز دارد.

395
00:33:01,966 --> 00:33:02,900
یه کافی شاپ!

396
00:33:06,766 --> 00:33:08,833
مثل یه کافه!

397
00:33:09,333 --> 00:33:12,433
کافه‌ای که مردم صبح‌ها در آن جمع می‌شوند.

398
00:33:14,266 --> 00:33:16,866
کافه؟ اون چیه؟

399
00:33:30,533 --> 00:33:31,366
مینگ!

400
00:33:32,333 --> 00:33:35,833
آفتاب بالای سرت است! بلند شو و برو خودت را بشوی.

401
00:33:39,233 --> 00:33:40,066
مینگ

402
00:33:41,366 --> 00:33:43,300
مینگ

403
00:33:45,933 --> 00:33:47,466
چرا لب‌هایت اینقدر رنگ‌پریده است؟

404
00:33:56,466 --> 00:33:59,066
داری میسوزی! تب داری؟

405
00:34:00,666 --> 00:34:01,933
بعدش ما باید…

406
00:34:02,033 --> 00:34:05,900
زخم به دلیل عفونت ناشی از ناخن ملتهب است.

407
00:34:06,500 --> 00:34:09,533
-آیا قابل درمان است؟ -درسته! آیا قابل درمان است؟

408
00:34:09,633 --> 00:34:10,900
قابل درمان است.

409
00:34:11,566 --> 00:34:14,566
اما ما باید دارو را از فرا ناخون سفارش دهیم.

410
00:34:15,333 --> 00:34:16,566
خیلی گرونه.

411
00:34:18,833 --> 00:34:22,666
به خون میگم که خیلی مریضی. اون حتماً کمکت می‌کنه.

412
00:34:22,733 --> 00:34:24,566
باشه. اون قطعاً کمکت می‌کنه.

413
00:34:39,900 --> 00:34:44,566
اون دو روز برنج چسبناک انبه فروخت و اینقدر پول درآورد؟

414
00:34:45,300 --> 00:34:48,433
او همچنین موهایش را باز کرد و گذاشت همه به آن دست بزنند.

415
00:34:49,833 --> 00:34:53,366
مردم می‌گویند اگر به موهایش دست بزنی، خوش‌شانس خواهی شد،

416
00:34:54,266 --> 00:34:55,633
درست همانطور که او گفت!

417
00:34:57,333 --> 00:34:58,633
خون لوانگ،

418
00:34:58,700 --> 00:35:01,733
فکر می‌کنی واقعاً توسط الهه‌ی بور تسخیر شده؟

419
00:35:04,166 --> 00:35:06,366
-مثل شب قبل… -چت!

420
00:35:08,433 --> 00:35:12,266
اگه به ​​کسی در این مورد چیزی بگی، میکشمت!

421
00:35:12,866 --> 00:35:14,900
-اینکارو نمی‌کنم، آقا. -فهمیدم؟

422
00:35:14,966 --> 00:35:16,233
بله قربان!

423
00:35:16,866 --> 00:35:17,866
اینو بگیر.

424
00:35:26,333 --> 00:35:27,300
پدر

425
00:35:29,366 --> 00:35:30,666
من نگران مینگ هستم.

426
00:35:31,700 --> 00:35:34,033
دوست دارم باهات مشورت کنم.

427
00:35:34,100 --> 00:35:37,266
-از اتاق برو بیرون. به تو مربوط نیست. -بله، آقا.

428
00:35:42,700 --> 00:35:45,166
مینگ به بازسازی کلینیک کمک کرد و قدم بزرگی برداشت.

429
00:35:46,300 --> 00:35:48,066
الان تب بدی داره.

430
00:35:48,133 --> 00:35:50,966
درسته. چات در موردش بهم گفت.

431
00:35:56,066 --> 00:35:57,700
طب غربی گران است.

432
00:35:58,333 --> 00:36:03,266
اما اگر او درمان نشود، مینگ ممکن است... بمیرد.

433
00:36:03,933 --> 00:36:05,633
نه اینکه بخواهم او بمیرد.

434
00:36:07,766 --> 00:36:11,433
من آدم بدی نیستم. خودت که می‌دانی.

435
00:36:13,233 --> 00:36:15,466
اما برای اینکه من هزینه داروهایش را بپردازم،

436
00:36:16,966 --> 00:36:18,533
باید یک شرطی وجود داشته باشد.

437
00:36:20,333 --> 00:36:21,433
چه شرطی؟

438
00:36:23,500 --> 00:36:25,100
وقتی ۲۱ ساله شود،

439
00:36:26,066 --> 00:36:28,533
او باید همچنان برده ما باشد.

440
00:36:30,266 --> 00:36:34,266
اما طبق قانون، قرار است مینگ در آن زمان آزاد باشد.

441
00:36:35,100 --> 00:36:38,266
اگر می‌خواهد آزاد باشد، باید خودش را درمان کند.

442
00:36:39,500 --> 00:36:44,500
اما اگر قرار است من هزینه دارویش را بپردازم، او باید برای بازپرداخت آن به ما خدمت کند.

443
00:36:44,566 --> 00:36:45,866
پدر…

444
00:36:49,533 --> 00:36:50,433
نگاه کن.

445
00:36:52,100 --> 00:36:54,833
این پولیه که اون دختر بور از فروش تو بازار به دست آورده.

446
00:36:56,666 --> 00:36:57,866
ببین چطوره؟

447
00:36:58,633 --> 00:36:59,666
تو با آنها مهربان هستی،

448
00:37:00,766 --> 00:37:02,300
اما آیا آنها اصلاً به ما وفادار هستند؟

449
00:37:11,266 --> 00:37:14,733
من باید برده بمونم تا خون لوانگ هزینه داروم رو بده؟

450
00:37:15,500 --> 00:37:18,500
حداقل نمیمیری.

451
00:37:18,566 --> 00:37:22,433
وای. چه فرصت‌طلبی.

452
00:37:22,500 --> 00:37:24,766
او از دارو استفاده می‌کند تا شما را مجبور به خدمت به خودش کند.

453
00:37:24,866 --> 00:37:26,633
وقتی درباره او صحبت می کنید، مودب باشید.

454
00:37:26,700 --> 00:37:29,133
مینگ. اینو قبول نکن.

455
00:37:29,233 --> 00:37:32,633
برو دنبالش و آزاد شو. بهتر از اینه که تا ابد به اون مرد حریص خدمت کنی.

456
00:37:32,700 --> 00:37:35,033
فکر می‌کنی زندگی آزاد آسان است؟

457
00:37:35,100 --> 00:37:38,166
قبل از اینکه بتوانید دارو بخرید، باید چند انبه بفروشید؟

458
00:37:38,266 --> 00:37:40,066
حداقل مستقل میشدم

459
00:37:40,133 --> 00:37:42,466
و نیازی به تکیه بر کمک کسی نخواهد داشت.

460
00:37:45,333 --> 00:37:46,466
قبول نکن، مینگ.

461
00:37:58,833 --> 00:38:01,066
مینگ، برات غذا آوردم.

462
00:38:04,733 --> 00:38:09,066
مینگ، بلند شو غذاتو بخور. تو کلا نیستی، پس بهت غذا نمی‌دم.

463
00:38:13,033 --> 00:38:13,866
مینگ

464
00:38:15,966 --> 00:38:16,833
مینگ!

465
00:38:20,566 --> 00:38:21,566
مینگ!

466
00:38:22,900 --> 00:38:27,766
مینگ... کلا!

467
00:38:30,533 --> 00:38:33,100
-این کیه؟ -مینگ هستم!

468
00:38:33,166 --> 00:38:36,300
بانو توبتیم! لطفا کمکم کنید.

469
00:38:36,366 --> 00:38:38,066
چی شده، مینگ؟

470
00:38:39,733 --> 00:38:42,033
خون لوانگ می‌خواد که من همچنان برده‌اش باشم.

471
00:38:44,666 --> 00:38:46,233
لطفا کمکم کنید، بانو توبتیم.

472
00:38:52,700 --> 00:38:53,833
مینگ کجاست؟

473
00:38:55,066 --> 00:38:59,700
-نمیدونم! -بگو!مینگ کجاست؟

474
00:38:59,766 --> 00:39:00,866
مینگ کجاست؟--

475
00:39:01,633 --> 00:39:03,666
بسه دیگه! دیگه فایده ای نداره اذیتش کنی!

476
00:39:06,033 --> 00:39:11,266
بهتره مینگ رو برگردونید اینجا، وگرنه همه‌تون رو شلاق می‌زنم!

477
00:39:13,833 --> 00:39:15,433
هی! چطور تونستی یه زن رو بزنی؟

478
00:39:15,500 --> 00:39:17,500
تو دوران من، همه جا توییتر بودی!

479
00:39:17,566 --> 00:39:20,433
-دوران مردسالاری تموم شده! برگرد اینجا! -پرای!

480
00:39:20,500 --> 00:39:21,900
آرام باش.

481
00:39:21,966 --> 00:39:23,333
همین کافی است.

482
00:39:24,033 --> 00:39:28,166
چات می‌ترسید که خون لوانگ او را سرزنش کند، بنابراین به من حمله کرد.

483
00:39:28,266 --> 00:39:32,066
ما باید قبل از اینکه چات مینگ را پیدا کند، او را پیدا کنیم، وگرنه او را کتک خواهد زد.

484
00:39:32,733 --> 00:39:34,333
کجا می‌توانیم او را پیدا کنیم؟

485
00:39:34,933 --> 00:39:39,133
خواهش می‌کنم! کاش مینگ تا جایی که می‌تواند فرار کند و دیگر هرگز برنگردد!

486
00:39:47,466 --> 00:39:51,700
لیدی توبتیم دارو را سفارش داده است. باید تا چند روز دیگر برسد.

487
00:39:55,233 --> 00:39:58,300
از لطف شما متشکرم، بانو توبتیم.

488
00:39:58,933 --> 00:40:02,133
اشکالی نداره. زندگی یه انسان باید در اولویت باشه.

489
00:40:02,966 --> 00:40:07,766
من بیرون نگهبانی میدم، مبادا آدمای خون لوانگ دنبالش بیان.

490
00:40:12,966 --> 00:40:16,033
فعلاً همینجا بمون. بیرون نرو.

491
00:40:16,533 --> 00:40:18,900
اگه چیزی می‌خوای، به فنگ بگو.

492
00:40:18,966 --> 00:40:20,133
بله، قربان.

493
00:40:21,100 --> 00:40:24,266
نه! تو نمی‌تونی بری اونجا!

494
00:40:25,066 --> 00:40:26,500
-مینگ! -کلا!

495
00:40:27,300 --> 00:40:30,033
می‌دانستم که اینجا خواهی بود.

496
00:40:30,933 --> 00:40:33,033
ببخشید اگه داره اذیتت می‌کنه، بانوی من.

497
00:40:33,666 --> 00:40:36,333
همین حالا با من بیا!

498
00:40:39,133 --> 00:40:42,866
در رو باز کن! خون لوانگ به من دستور داد یه برده فراری رو پیدا کنم!

499
00:40:51,166 --> 00:40:53,833
باز کن! کسی اینجا هست؟

500
00:40:56,933 --> 00:40:59,300
اگه تو باز نکنی، من باز می‌کنم!

501
00:41:07,933 --> 00:41:09,433
قسمت بعدی

502
00:41:09,500 --> 00:41:12,700
هر چه بیشتر آسیب ببینی، بهتر است، بنابراین الهام خواهی گرفت که آزاد باشی.

503
00:41:12,766 --> 00:41:16,100
فکر می‌کنی آزادی یه برده به این راحتیه؟

504
00:41:16,166 --> 00:41:18,433
آقا، می‌خواهم اعتراف کنم.

505
00:41:18,500 --> 00:41:20,266
خوبه. -ما می‌تونیم انتخاب کنیم.

506
00:41:20,333 --> 00:41:24,333
می‌خوای تا ابد برده باشی، یا می‌خوای از خودت دفاع کنی؟

507
00:41:24,433 --> 00:41:29,866
اگر روزی بتوانم به خانه برگردم، می‌توانم به یاد بیاورم که تو را دیده‌ام.
