1
00:00:00,000 --> 00:01:30,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: snowman ✧ ANNA ✧ Stella ✧ Fatemeh ✧ Vanilla ✧ Khorshid ✧ Luna ✧ nina ✧ vita ✧ moony ✧ Moon ✧</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ادیت:  ✧</font>

2
00:01:30,340 --> 00:01:33,578
<font color="#C19372">⋆.˚⭒⋆𓂃 برخلاف جریان 𓂃⋆.˚⭒⋆</font>

3
00:01:33,579 --> 00:01:35,000
<font color="#C19372">[برگرفته از رمان هه یان شان، سرنوشت عطر ارکیده]</font>

4
00:01:35,180 --> 00:01:36,920
<font color="#C19372">『قسمت 38』</font>
<font color="#C19372">[این سریال با هیچ سلسله‌ی تاریخی واقعی]</font>

5
00:01:36,930 --> 00:01:38,200
<font color="#C19372">[مطابقت ندارد]</font>

6
00:01:38,210 --> 00:01:41,160
<font color="#C19372">[سیستم‌ها، فرهنگ، پوشش و سایر عناصر دودمانی اقتباس شده]</font>

7
00:01:43,200 --> 00:01:44,560
عمارت خاندان لین خیلی بزرگه

8
00:01:45,120 --> 00:01:46,079
و با اون عمارت حومه

9
00:01:46,424 --> 00:01:47,710
بیشتر از صد نفر آدم داره

10
00:01:48,232 --> 00:01:50,328
نمی‌شه بریم و کسی نباشه
که خونه رو اداره کنه

11
00:01:55,959 --> 00:01:57,280
...منظورت اینه که

12
00:01:59,040 --> 00:02:00,760
خواهر، تو می‌تونی خونه رو اداره کنی

13
00:02:01,144 --> 00:02:02,070
پس عمارت خاندان لین

14
00:02:02,599 --> 00:02:04,000
میفته دست تو که اداره‌اش کنی

15
00:02:06,359 --> 00:02:07,560
نه، من نمی‌تونم 

16
00:02:08,159 --> 00:02:09,759
من جدا شدم و برگشتم پیش خانواده‌ام

17
00:02:09,800 --> 00:02:12,240
اگه بدت نمیاد سربار شما باشم
همیشه ممنونت می‌شم

18
00:02:12,310 --> 00:02:14,024
من اصلا در جایگاهی نیستم که خونه رو بچرخونم

19
00:02:14,616 --> 00:02:16,000
تو خونه رو برام بچرخون

20
00:02:16,199 --> 00:02:17,759
و من هر ماه بهت حقوق می‌دم 

21
00:02:18,240 --> 00:02:20,000
و اگه خوب کار کنی
یه سهم از سود هم بهت می‌دم 

22
00:02:20,400 --> 00:02:21,599
پس از همین حالا

23
00:02:21,599 --> 00:02:22,439
توی عمارت خاندان لین

24
00:02:22,439 --> 00:02:24,319
با زحمت خودت خرج خودت رو درمیاری

25
00:02:24,856 --> 00:02:25,560
درسته

26
00:02:26,240 --> 00:02:27,319
زن‌برادر راست می‌گه 

27
00:02:27,680 --> 00:02:28,159
...خواهر

28
00:02:28,159 --> 00:02:29,199
شلوغ بازی در نیار

29
00:02:33,039 --> 00:02:33,520
زن‌برادر 

30
00:02:34,240 --> 00:02:35,080
من واقعا نمی‌تونم 

31
00:02:35,919 --> 00:02:38,280
واقعا می‌خوای تا آخر عمر سربار خاندان لین باشی؟

32
00:02:39,719 --> 00:02:40,560
جهیزیه‌ات رو

33
00:02:40,560 --> 00:02:42,159
 خاندان لو به باد دادن

34
00:02:42,560 --> 00:02:44,639
پس می‌خوای دوباره شوهر کنی؟

35
00:02:47,080 --> 00:02:48,240
همچین قصدی ندارم

36
00:02:49,520 --> 00:02:50,439
خواهر جی هنوز کوچیکه

37
00:02:50,856 --> 00:02:52,870
وقتی برادر جون برگرده، یه پسر و یه دختر دارم

38
00:02:53,400 --> 00:02:55,639
فقط می‌خوام خوب بزرگشون کنم

39
00:02:56,520 --> 00:02:57,879
توی این زندگی هرگز دوباره شوهر نمی‌کنم 

40
00:02:58,960 --> 00:03:00,560
اگه قصد نداری دوباره شوهر کنی

41
00:03:00,580 --> 00:03:02,150
پس تا آخر عمرت توی عمارت خاندان لین

42
00:03:02,184 --> 00:03:03,310
زندگی می‌کنی 

43
00:03:04,400 --> 00:03:06,039
شاید تو حاضر باشی حرف بشنوی

44
00:03:06,080 --> 00:03:07,159
و جلوی همه کوتاه بیای

45
00:03:07,759 --> 00:03:09,560
ولی خواهر جی و برادر جون چی؟

46
00:03:13,439 --> 00:03:14,680
به آینده فکر کن

47
00:03:15,879 --> 00:03:17,879
شیربهای برادر جون وقتی ازدواج می‌کنه 

48
00:03:18,319 --> 00:03:19,520
...و جهیزیه‌ی خواهر جی

49
00:03:20,240 --> 00:03:22,120
می‌خوای اینا هم از سربار دیگران بودن دربیاد؟

50
00:03:35,800 --> 00:03:36,360
زن‌برادر

51
00:03:36,664 --> 00:03:38,400
اینطور نیست که خواهر نمی‌فهمه 

52
00:03:39,319 --> 00:03:40,639
ولی اگه اون خونه رو اداره کنه

53
00:03:41,479 --> 00:03:42,639
حتما با حرف و حدیث روبه‌رو می‌شه

54
00:03:43,096 --> 00:03:44,750
اداره کردن خونه ممکنه حرف و حدیث بیاره

55
00:03:45,400 --> 00:03:46,759
ولی قدرت واقعی هم داره

56
00:03:47,560 --> 00:03:49,840
به خاطر حقوق ماهانه‌اشون

57
00:03:50,120 --> 00:03:51,719
جرات نمی‌کنن توی روش بگن

58
00:03:52,159 --> 00:03:54,080
فقط پشت سرش حرف می‌زنن 

59
00:03:55,120 --> 00:03:55,840
اصلا امکان نداره

60
00:03:56,088 --> 00:03:57,310
زنی که جرات کرده بره

61
00:03:57,319 --> 00:03:59,159
فرمانداری شون تیان و دادخواست جدایی بده

62
00:03:59,599 --> 00:04:01,199
از چندتا حرف و پچ‌پچ بترسه

63
00:04:03,680 --> 00:04:04,400
تازه

64
00:04:04,840 --> 00:04:06,150
قلب آدم‌ها خیلی راحت عوض می‌شه

65
00:04:06,919 --> 00:04:07,919
اگه خوب عمل کنی

66
00:04:09,080 --> 00:04:11,599
شاید یه روز بشه بهشون پیروز شد

67
00:04:12,039 --> 00:04:13,080
کی می‌دونه؟

68
00:04:15,479 --> 00:04:16,439
ولی خواهر لان شیانگ

69
00:04:18,632 --> 00:04:20,830
تو همسر نوه‌ی ارشد خاندان لین هستی

70
00:04:21,759 --> 00:04:22,879
با انجام این کار

71
00:04:23,160 --> 00:04:25,879
نمی‌ترسی که ارباب بزرگ و بانوی ارشد مخالفت کنن

72
00:04:26,120 --> 00:04:27,199
و تنبیهت کنن؟

73
00:04:27,759 --> 00:04:28,639
من؟

74
00:04:34,279 --> 00:04:35,920
من پوست کلفتم

75
00:04:37,600 --> 00:04:39,920
ارباب بزرگ و بانوی ارشد 
همین الانش هم ازم بدشون میاد

76
00:04:40,399 --> 00:04:42,319
نهایتش، ازم بیشتر بدشون میاد

77
00:04:42,800 --> 00:04:44,279
به هر حال، اونا توی جین لینگن

78
00:04:44,360 --> 00:04:45,560
انقدر دورن که دستشون بهمون نمی‌رسه

79
00:04:45,920 --> 00:04:46,879
ما توی پایتختیم

80
00:04:47,240 --> 00:04:49,120
پس باید تا می‌تونیم خوش بگذرونیم

81
00:04:54,079 --> 00:04:54,680
خواهر شیو لای

82
00:04:55,279 --> 00:04:56,839
ما باید از خواهر لان شیانگ یاد بگیریم

83
00:04:57,439 --> 00:05:00,279
این دنیا همینجوریش هم کلی قانون داره

84
00:05:01,600 --> 00:05:02,399
آدم‌ها

85
00:05:02,744 --> 00:05:04,240
اول باید مراقب خودشون باشن

86
00:05:07,079 --> 00:05:08,120
فهمیدی؟

87
00:05:09,600 --> 00:05:11,279
نگران نباش، خواهر شیو لای

88
00:05:11,680 --> 00:05:13,160
لان شیانگ هیچوقت کار عجولانه نمی‌کنه

89
00:05:13,519 --> 00:05:15,079
حتما به همه چیزش فکر کرده

90
00:05:15,848 --> 00:05:17,000
اگه جرات کرده پیشنهادش رو بده

91
00:05:17,319 --> 00:05:18,439
فقط انجامش می‌ده

92
00:05:19,120 --> 00:05:20,319
حتی اگه آسمون بیفته

93
00:05:20,712 --> 00:05:21,680
با هم باهاش روبه‌رو می‌شیم

94
00:05:38,560 --> 00:05:39,600
از امروز

95
00:05:39,816 --> 00:05:42,040
بانوی جوان اول عمارت رو به جای من مدیریت می‌کنه

96
00:05:43,600 --> 00:05:45,360
باید یه چیزی رو یادآوری کنم

97
00:05:46,519 --> 00:05:48,560
ما لین‌ها همه یه خانواده‌ایم

98
00:05:49,959 --> 00:05:51,360
بانوی جوان اول هم یه لینه

99
00:05:52,120 --> 00:05:54,399
ارباب جوان انتخاب کردن 200 ضربه بخورن

100
00:05:54,920 --> 00:05:56,160
تا ازشون محافظت کنن

101
00:05:57,560 --> 00:05:59,160
اگه کسی به فکر قلدری کردن براشون باشه

102
00:06:00,279 --> 00:06:03,040
اول به این فکر کنه که ارباب جوان اجازه می‌دن یا نه

103
00:06:05,820 --> 00:06:10,820
<font color="#CD9EF7">مرکب محوشده معطر می‌شه♪
♪بهار از راه می‌رسه تابستون شکوفا می‌شه</font>

104
00:06:10,820 --> 00:06:14,140
<font color="#CD9EF7">♪جوری که انگار طبق زمان خودش در جریانه♪</font>

105
00:06:14,140 --> 00:06:17,620
<font color="#CD9EF7">♪مکث می‌کنم، بعد به عقب برمی‌گردم♪</font>

106
00:06:21,399 --> 00:06:22,879
می‌دونم بعضی دایه‌ها

107
00:06:23,199 --> 00:06:25,560
و پیشکارها خیلی وقته اینجا خدمت می‌کنن

108
00:06:26,279 --> 00:06:27,519
و بهشون احترام گذاشته می‌شه

109
00:06:29,112 --> 00:06:31,360
ولی از اونجایی که به خواهر لان شیانگ 
قول دادم که عمارت رو بگردونم

110
00:06:32,160 --> 00:06:33,959
برای خودم احترامی دارم

111
00:06:35,160 --> 00:06:37,000
از این به بعد، اگه بهم احترام بذارین

112
00:06:37,959 --> 00:06:39,439
من هم در عوض بهتون تکیه می‌کنم

113
00:06:41,040 --> 00:06:42,720
ولی اگه از ارشدیتتون استفاده کنین

114
00:06:43,120 --> 00:06:44,439
تا کار بی‌شرمانه‌ای انجام بدین

115
00:06:45,279 --> 00:06:47,680
به عنوان یه کوچک‌تر، نمی‌تونم خودم تنبیهتون کنم

116
00:06:48,456 --> 00:06:50,830
فقط می‌بندمتون و می‌برمتون پیش ارباب بزرگ

117
00:06:51,279 --> 00:06:52,040
بانوی بزرگ

118
00:06:52,720 --> 00:06:54,079
ارباب و بانوی ارشد

119
00:06:54,536 --> 00:06:56,070
و می‌ذارم اونا برای تنبیهتون تصمیم بگیرن

120
00:06:57,976 --> 00:06:59,310
خیالتون راحت باشه، بانوی جوان اول

121
00:06:59,759 --> 00:07:02,120
هیچوقت جرات نمی‌کنیم
 از ارشدیتمون سوءاستفاده کنیم

122
00:07:02,900 --> 00:07:05,860
<font color="#CD9EF7">♪ببین گذر سال‌ها چطور همه‌ چیز رو فرسوده می‌کنه♪</font>

123
00:07:05,860 --> 00:07:09,140
<font color="#CD9EF7">♪حتی عمیق‌ترین دلبستگی‌ها هم کم‌کم رنگ می‌بازن♪</font>

124
00:07:09,540 --> 00:07:16,340
<font color="#cd9ef7">گذشته مثل برگ‌های ریخته‌ست♪
♪که توی خاک و غبار پراکنده شدن</font>

125
00:07:17,439 --> 00:07:19,000
لان شیانگ واقعا بی‌نظیره

126
00:07:19,920 --> 00:07:22,240
حتی به فکرش رسید که 
اداره‌ی خونه رو به شیو لای بسپاره

127
00:07:23,944 --> 00:07:25,190
اولش غیرمنطقی به نظر می‌رسه

128
00:07:25,600 --> 00:07:27,600
اما وقتی بهش فکر می‌کنی، کاملا منطقیه

129
00:07:29,240 --> 00:07:30,839
آدم‌های فوق‌العاده کارهای فوق‌العاده می‌کنن

130
00:07:31,759 --> 00:07:33,800
تعجبی نداره که اون موقع یه سیلی خوردی

131
00:07:34,040 --> 00:07:35,240
فقط برای اینکه باهاش ازدواج کنی

132
00:07:42,600 --> 00:07:44,160
دست از دست انداختنم بردار

133
00:07:44,879 --> 00:07:46,120
...مهم‌تر از اون، سلامتیت

134
00:07:46,600 --> 00:07:47,480
چطوره؟

135
00:07:48,399 --> 00:07:49,800
شنیدم که امروز

136
00:07:50,040 --> 00:07:51,319
فرستادی دنبال یه طبیب

137
00:07:54,519 --> 00:07:55,600
یه خبر خوب دارم

138
00:07:55,959 --> 00:07:57,839
که به تو و لان شیانگ بگم

139
00:08:00,000 --> 00:08:00,439
خیلی خب

140
00:08:01,279 --> 00:08:02,120
سراپا گوشم

141
00:08:04,759 --> 00:08:05,800
بانو تان بارداره

142
00:08:08,120 --> 00:08:08,959
منظورت اینه که

143
00:08:11,160 --> 00:08:12,319
قراره پدر بشی؟

144
00:08:15,959 --> 00:08:16,759
عالیه

145
00:08:17,279 --> 00:08:18,079
تبریک می‌گم

146
00:08:18,720 --> 00:08:19,959
اگه ارباب بزرگ بفهمه

147
00:08:20,319 --> 00:08:21,360
خیلی خوشحال می‌شه

148
00:08:21,800 --> 00:08:22,839
همین الان یه نامه بنویس

149
00:08:22,840 --> 00:08:24,110
تا بدم بفرستنش جین لینگ

150
00:08:24,120 --> 00:08:24,680
برادر

151
00:08:28,319 --> 00:08:29,720
می‌خوام ازت یه لطفی بخوام

152
00:08:30,600 --> 00:08:32,120
فعلا به هیچکس توی جین لینگ نگو

153
00:08:35,559 --> 00:08:37,759
نمی‌خوای صیغه جو بفهمه؟

154
00:08:40,120 --> 00:08:41,320
از همون موقعی که به دنیا اومدم

155
00:08:42,000 --> 00:08:43,600
مادرم با جون و دل ازم مراقبت کرده

156
00:08:45,120 --> 00:08:49,120
حواسش به این بود که چی می‌پوشم
چی می‌خورم و چطور می‌خوابم

157
00:08:51,039 --> 00:08:52,399
مدام بهم غر می‌زد

158
00:08:54,080 --> 00:08:55,000
وضعیت سلامتیت خوب نیست"

159
00:08:56,000 --> 00:08:57,960
نمی‌تونی این کار رو بکنی
"و نمی‌تونی اون کار رو بکنی

160
00:09:00,600 --> 00:09:02,080
تقریبا خفه‌کننده بود

161
00:09:04,080 --> 00:09:04,879
فکر می‌کردم

162
00:09:05,360 --> 00:09:06,799
اوضاع بعد از ازدواجم بهتر می‌شه

163
00:09:08,200 --> 00:09:10,240
اما مادر بانو تان رو هم حسابی زیر نظر داشت

164
00:09:11,799 --> 00:09:13,200
مادر مدام بانو تان رو

165
00:09:13,200 --> 00:09:14,799
به خاطر سال‌ها ازدواج بدون بچه 
مقصر می‌دونست

166
00:09:16,080 --> 00:09:17,080
اما بانو تان

167
00:09:18,080 --> 00:09:19,159
انقدر از مادر می‌ترسید

168
00:09:19,208 --> 00:09:20,750
که حتی اگه یه کم بیشتر پیش من می‌موند

169
00:09:21,399 --> 00:09:23,080
می‌ترسید جونم رو تحلیل ببره

170
00:09:24,559 --> 00:09:25,759
چطور می‌تونست باردار بشه؟

171
00:09:30,200 --> 00:09:33,120
صیغه جو فقط نگران سلامتیت بود

172
00:09:37,759 --> 00:09:38,919
حالا که توی پایتختم

173
00:09:40,559 --> 00:09:42,960
بدون اینکه مادر هر حرکتم رو زیر نظر داشته باشه

174
00:09:45,159 --> 00:09:46,279
بالاخره احساس می‌کنم

175
00:09:48,519 --> 00:09:49,600
واقعا زنده‌ام

176
00:09:51,679 --> 00:09:52,759
پسر ناخلفی که منم

177
00:09:53,559 --> 00:09:54,480
خیلی به این احساس

178
00:09:55,399 --> 00:09:57,080
واقعا زنده بودن وابسته شدم

179
00:10:00,919 --> 00:10:02,399
واقعا دلم نمی‌خواد مادر بیاد

180
00:10:08,039 --> 00:10:08,720
خیلی خب

181
00:10:09,679 --> 00:10:11,720
من اینو به خاطر تو ازشون پنهون می‌کنم

182
00:10:12,104 --> 00:10:13,750
و نمی‌ذارم بزرگ‌ترهامون توی جین لینگ بفهمن

183
00:10:15,879 --> 00:10:18,279
از تو و لان شیانگ ممنونم که هوام رو دارین

184
00:10:20,720 --> 00:10:22,039
زن‌برادر بزرگترت که اینجا نیست

185
00:10:22,159 --> 00:10:23,159
پس این چاپلوسی‌هات

186
00:10:23,799 --> 00:10:24,720
بی‌فایده‌ست

187
00:10:29,320 --> 00:10:31,080
بیشتر از یه ساله که ازدواج کردی

188
00:10:31,480 --> 00:10:32,960
ولی هنوز توی این اتاق گرم زندگی می‌کنی

189
00:10:36,799 --> 00:10:37,840
هنوز باید سختی‌ها رو تحمل کنی

190
00:10:38,320 --> 00:10:39,240
تا به شیرینی بعدش برسی؟

191
00:10:44,840 --> 00:10:46,000
<i>راه و رسم ما</i>

192
00:10:47,080 --> 00:10:47,879
<i>با هم فرق داره</i>

193
00:10:50,480 --> 00:10:51,120
برادر دوم

194
00:10:51,800 --> 00:10:53,940
آدم‌هایی که راه و رسمشون متفاوته، نمی‌تونن هم‌فکر و هم‌راه هم باشن

195
00:10:54,440 --> 00:10:55,279
راه و رسم یعنی چی؟

196
00:10:56,248 --> 00:10:57,360
راهی که بشه درباره‌اش حرف زد

197
00:10:58,080 --> 00:10:59,000
راه جاودانه نیست

198
00:11:01,448 --> 00:11:02,870
برادر بزرگ، این سوال خیلی بزرگیه

199
00:11:03,159 --> 00:11:05,080
نمی‌دونم چطور باید جوابش رو بدم

200
00:11:05,570 --> 00:11:06,759
راه و رسم یه مرد بزرگ اینه

201
00:11:07,320 --> 00:11:11,360
که خودش رو تهذیب کنه، خانواده رو سامان 
بده کشور رو اداره کنه و سرزمین رو به آرامش برسونه

202
00:11:12,080 --> 00:11:12,840
این که اشتباه نیست، مگه نه؟

203
00:11:14,519 --> 00:11:16,679
برادر بزرگ تو همین الان شورش شاهزاده هان رو سرکوب کردی

204
00:11:17,000 --> 00:11:19,200
و برای همه آرامش و امنیت به ارمغان آوردی

205
00:11:19,919 --> 00:11:21,039
کاری که کردی

206
00:11:21,159 --> 00:11:23,720
پیش آسمان و مردم، هیچ جای شرمندگی نداره

207
00:11:23,736 --> 00:11:24,850
پس حتما راه درستی رو انتخاب کردی

208
00:11:27,159 --> 00:11:29,279
برادر بزرگ، حالا فقط منتظر پاداش عالیجناب باش

209
00:11:31,460 --> 00:11:32,980
<font color="#5CE2F8">[ریشه‌های استوار، لطف ماندگار]</font>

210
00:11:32,980 --> 00:11:35,460
<font color="#5CE2F8">[شش ماه بعد]</font>

211
00:11:35,460 --> 00:11:37,660
<font color="#5CE2F8">[ریشه‌های استوار، لطف ماندگار]</font>

212
00:11:38,240 --> 00:11:41,799
<i>به فرمان آسمان و به خواست تقدیر، امپراتور فرمان می‌دن</i>

213
00:11:42,600 --> 00:11:47,240
لین جین چی، معاون فرمانده‌ی فرماندهی مرکزی نظامی

214
00:11:47,879 --> 00:11:49,960
هنگامی که خائنان شورش کردن

215
00:11:50,320 --> 00:11:53,080
به تو ماموریت داده شد از پایتخت دفاع کنی

216
00:11:53,480 --> 00:11:55,799
با تدبیر و تصمیم‌گیری دقیق و قاطع

217
00:11:56,080 --> 00:11:58,639
دشمن رو شکست دادی و به پیروزی رسیدی

218
00:11:59,600 --> 00:12:02,840
بدین‌ وسیله لقب نگهبان خدمتگزار فرمان آسمان رو به تو اعطا می‌کنیم

219
00:12:03,080 --> 00:12:05,200
و تو رو در شمار وزیران نظامی وفادار و فداکار قرار می‌دیم

220
00:12:05,784 --> 00:12:07,864
همچنین تو رو به مقام استاد اعظم مقرری باشکوه

221
00:12:07,870 --> 00:12:10,150
و ستون راست دولت ارتقا می‌دیم

222
00:12:10,639 --> 00:12:13,279
و فرمانده‌ی ارشد جناح چپ فرماندهی نظامی پشتیبان منصوب می‌کنیم

223
00:12:13,519 --> 00:12:14,799
و لقب مرزبان جینگ‌ آن رو به تو اعطا می‌کنیم

224
00:12:15,320 --> 00:12:19,120
شو، همسر لین جین چی، مرزبان جینگ‌ آن

225
00:12:19,480 --> 00:12:20,910
توی زمانی که کشور توی معرض خطر بود

226
00:12:21,200 --> 00:12:22,720
توی اراده‌اش ثابت‌قدم موند

227
00:12:23,039 --> 00:12:24,519
و توی عمل به فضیلت پایبند بود

228
00:12:25,200 --> 00:12:28,919
بدین‌ وسیله لقب همسر مرزبان جینگ‌ آن بهش اعطا می‌شه

229
00:12:29,000 --> 00:12:33,000
این لطف و عنایت را با احترام بپذیرین و تا 
همیشه مایه‌ی سرافرازی خاندانتون باشین

230
00:12:33,816 --> 00:12:35,112
عالیجناب، بسیار بزرگواری کردن

231
00:12:35,399 --> 00:12:37,840
حاضرم جونم رو برای جبران این لطف فدا کنم

232
00:12:37,960 --> 00:12:39,960
از عالیجناب بابت این لطف سپاسگزارم

233
00:13:08,840 --> 00:13:10,720
!خبر خوش

234
00:13:10,720 --> 00:13:11,759
<font color="#5CE2F8">[سربلند کردن نام خاندان]</font>

235
00:13:11,759 --> 00:13:12,600
!خبر خوش

236
00:13:13,480 --> 00:13:14,399
!خبر خوش

237
00:13:15,360 --> 00:13:17,600
!خبر فوق‌العاده‌ایه

238
00:13:18,559 --> 00:13:20,440
ارباب بزرگ، بانوی ارشد خبر دارین؟

239
00:13:20,799 --> 00:13:22,679
ارباب جوانمون شورش رو سرکوب کرده

240
00:13:22,759 --> 00:13:24,720
و عالیجناب هم اونو به مقام مرزبان جینگ‌ آن منصوب کرده

241
00:13:25,120 --> 00:13:27,440
!و به فرمانده‌ی ارشد جناح چپ فرماندهی نظامی پشتیبان منصوبش کرده

242
00:13:28,639 --> 00:13:32,240
!بانو هم به عنوان همسر مرزبان جینگ‌ آن منصوب شدن

243
00:13:33,360 --> 00:13:34,759
این خبر قطعیه؟

244
00:13:34,960 --> 00:13:36,559
بله، مطمئنه

245
00:13:36,960 --> 00:13:39,200
مرزبان یوان خودش بهم گفت

246
00:13:39,759 --> 00:13:40,759
...مرزبان جینگ‌ آن

247
00:13:41,759 --> 00:13:42,759
...مرزبان جینگ‌ آن

248
00:13:42,919 --> 00:13:45,120
!من پدر مرزبان جینگ‌ آنم

249
00:13:46,399 --> 00:13:47,759
طبق رسم و رسوم

250
00:13:48,120 --> 00:13:49,279
وقتی پسر کسی لقب اشرافی می‌گیره

251
00:13:49,279 --> 00:13:52,039
باید از عالیجناب درخواست کنه
 به پدر و مادرش هم لقب بدن

252
00:13:52,360 --> 00:13:54,879
که رتبه‌اشون پایین‌تر از خودش نباشه

253
00:13:55,879 --> 00:13:58,960
!پس منم مرزبان می‌شم

254
00:14:00,120 --> 00:14:02,679
و تو هم همسر مرزبان می‌شی

255
00:14:04,120 --> 00:14:05,840
فقط یه لقب تشریفاتیه

256
00:14:06,200 --> 00:14:08,240
یه اسم و عنوان بیشتر نیست

257
00:14:09,039 --> 00:14:10,960
!زن‌برادر

258
00:14:11,399 --> 00:14:12,279
شنیدی؟

259
00:14:12,559 --> 00:14:14,480
!قراره همسر مرزبان بشی

260
00:14:17,799 --> 00:14:18,759
شنیدی؟

261
00:14:18,760 --> 00:14:21,448
<font color="#D2AA6D">{چنگ فنگ شیان، همسر لین جین‌ چیائو}</font>
زن‌برادرت حالا دیگه همسر مرزبان شده

262
00:14:22,120 --> 00:14:22,879
درسته

263
00:14:23,159 --> 00:14:25,200
برادر بزرگم حالا مرزبان جینگ‌ آن شده

264
00:14:28,248 --> 00:14:29,240
مرزبان همچنین گفت

265
00:14:29,310 --> 00:14:30,900
عالیجناب فرمان ویژه‌ای صادر کردن

266
00:14:30,919 --> 00:14:33,120
جیو گائو و نان که می‌تونن از بند خدمت اجباری آزاد بشن

267
00:14:33,320 --> 00:14:36,960
جیو گائو فرمانده‌ب گروهان می‌شه
 !و نان که هم معاون فرمانده

268
00:14:38,552 --> 00:14:39,870
تبریک می‌گم، سرورم

269
00:14:40,279 --> 00:14:41,720
تبریک می‌گم، همسر مرزبان

270
00:14:41,736 --> 00:14:42,960
ممنونم، پیشکار ارشد وانگ

271
00:14:43,080 --> 00:14:44,320
که شخصا تشریف آوردین

272
00:14:44,840 --> 00:14:46,519
اینکه تونستم توی این شادی سهیم باشم

273
00:14:47,000 --> 00:14:48,639
برای من باعث افتخاره

274
00:14:50,159 --> 00:14:51,480
توی سرکوب این شورش

275
00:14:53,159 --> 00:14:54,919
جیو گائو و نان که

276
00:14:55,480 --> 00:14:57,240
هم خدمات بزرگی انجام دادن

277
00:14:57,960 --> 00:14:59,320
مرزبان درخواست پاداش برای اونا رو

278
00:14:59,320 --> 00:15:01,120
توی گزارشی به دربار مطرح کرد

279
00:15:01,360 --> 00:15:02,919
و عالیجناب هم موافقت کردن

280
00:15:16,960 --> 00:15:20,639
آمیتابها

281
00:15:21,159 --> 00:15:22,080
ارباب بزرگ

282
00:15:22,360 --> 00:15:24,200
حتی خدمتکارهای خاندان لین هم

283
00:15:24,280 --> 00:15:25,670
برای خودشون کسی شدن

284
00:15:26,679 --> 00:15:27,720
...مرزبان جینگ‌ آن

285
00:15:30,120 --> 00:15:31,440
ارباب بزرگ، بانوی بزرگ

286
00:15:31,840 --> 00:15:32,679
با اینکه

287
00:15:32,960 --> 00:15:35,320
خاندان برای مراسم شادی رسم و رسوم خودش رو داره

288
00:15:35,519 --> 00:15:37,960
تا حالا هیچ مرزبانی توی خاندان نداشتیم

289
00:15:38,399 --> 00:15:39,320
فعلا نمی‌دونم

290
00:15:39,519 --> 00:15:40,960
چطور باید مراسم رو ترتیب بدیم

291
00:15:41,200 --> 00:15:42,879
ارباب بزرگ و بانوی بزرگ

292
00:15:42,960 --> 00:15:44,039
لطفا شما تصمیم بگیرین

293
00:15:45,559 --> 00:15:46,639
پس

294
00:15:47,399 --> 00:15:49,600
بزرگ‌ترهای خاندان رو دعوت کنین تا با هم مشورت کنیم

295
00:15:50,000 --> 00:15:51,039
و یه تصمیمی بگیریم

296
00:15:51,480 --> 00:15:51,879
خوبه

297
00:15:51,879 --> 00:15:52,320
خیلی خوبه

298
00:15:52,399 --> 00:15:53,039
خیلی خوبه

299
00:15:54,279 --> 00:15:54,960
خوبه

300
00:15:55,480 --> 00:15:57,440
!این واقعا خبر فوق‌العاده‌ایه

301
00:16:00,200 --> 00:16:00,879
!عالیه

302
00:16:09,864 --> 00:16:10,200
...بانوی

303
00:16:10,360 --> 00:16:11,000
!بانوی بزرگ

304
00:16:13,120 --> 00:16:13,759
!بانوی بزرگ

305
00:16:16,480 --> 00:16:17,720
!مادر -
چیکار کنیم؟ -

306
00:16:17,799 --> 00:16:18,320
چیکار کنیم؟

307
00:16:18,320 --> 00:16:19,360
!مادر -
!مادر -

308
00:16:19,360 --> 00:16:19,960
چی شده؟

309
00:16:20,039 --> 00:16:21,279
مادر، چی شده؟

310
00:16:21,279 --> 00:16:22,720
!بس کنین! تکونشون ندید

311
00:16:22,720 --> 00:16:24,240
!برین کنار، مانع نشین

312
00:16:24,440 --> 00:16:25,240
!مادر

313
00:16:26,200 --> 00:16:27,840
هوای شیانگ، یه لگن آب گرم بیار

314
00:16:28,159 --> 00:16:30,799
مادر، حالتون خوبه؟

315
00:16:31,440 --> 00:16:32,960
بانو وو، جعبه‌ی دارو رو بیار

316
00:16:32,984 --> 00:16:34,480
!هوای شیانگ، یه لگن آب گرم بیار

317
00:16:34,480 --> 00:16:35,600
!زود باش

318
00:16:38,360 --> 00:16:39,039
!یین چن

319
00:16:40,000 --> 00:16:40,399
زود باش

320
00:16:40,600 --> 00:16:41,159
برو، سریع

321
00:16:41,279 --> 00:16:42,240
شکمم درد می‌کنه

322
00:16:42,600 --> 00:16:43,440
!جین چیائو

323
00:16:43,480 --> 00:16:44,600
!شکمم درد می‌کنه

324
00:16:44,600 --> 00:16:45,679
بچه داره به دنیا میاد

325
00:16:45,679 --> 00:16:47,639
چرا باید همین حالا اتفاق بیفته؟

326
00:16:49,080 --> 00:16:49,870
!قابله رو خبر کن

327
00:16:49,960 --> 00:16:50,720
شکمم درد می‌کنه

328
00:16:50,720 --> 00:16:51,639
!می‌رم طبیب بیارم

329
00:16:55,336 --> 00:16:56,720
واسه چی اونجا وایسادی؟

330
00:16:56,799 --> 00:16:57,919
!به زنت کمک کن، زود باش

331
00:16:59,519 --> 00:17:00,000
مراقب باش

332
00:17:00,639 --> 00:17:02,200
...مراقب باش

333
00:17:09,680 --> 00:17:10,279
زن‌برادر 

334
00:17:11,079 --> 00:17:12,359
این حساب‌های این ماهه

335
00:17:12,359 --> 00:17:15,380
<font color="#5CE2F8">[شادی هماهنگ]</font>

336
00:17:17,039 --> 00:17:18,400
دویست و شصت و سه تیل

337
00:17:19,640 --> 00:17:21,400
این ماه انقدر مازاد داشتیم؟

338
00:17:22,720 --> 00:17:24,039
خواهر، تو واقعا کاربلدی

339
00:17:29,480 --> 00:17:30,640
علاوه بر حساب‌ها

340
00:17:30,776 --> 00:17:31,920
یه چیز مهم هم هست

341
00:17:31,920 --> 00:17:33,079
که می‌خوام در موردش باهات حرف بزنم

342
00:17:34,480 --> 00:17:34,960
بگو

343
00:17:36,799 --> 00:17:39,039
برادر الان مستقیم به عالیجناب خدمت می‌کنه

344
00:17:39,599 --> 00:17:41,400
پس حتما توی پایتخت می‌مونین

345
00:17:42,200 --> 00:17:43,200
داشتم فکر می‌کردم

346
00:17:43,272 --> 00:17:44,680
می‌تونیم اینجا توی پایتخت

347
00:17:44,728 --> 00:17:45,750
چندتا زمین و خونه‌ بخریم

348
00:17:47,079 --> 00:17:48,240
الان شاید لازممون نشه

349
00:17:48,680 --> 00:17:50,200
ولی وقتی بچه‌ها اومدن

350
00:17:50,296 --> 00:17:51,640
هم برای عروسی هم برای جهیزیه

351
00:17:51,688 --> 00:17:52,590
به کارمون میان

352
00:17:54,400 --> 00:17:55,599
حرف حساب می‌زنی، خواهر

353
00:17:56,799 --> 00:17:58,079
ولی اول اینکه

354
00:17:58,480 --> 00:18:01,160
زمین و خونه اینجا خیلی گرونه

355
00:18:01,640 --> 00:18:03,039
شاید از پسش برنیایم

356
00:18:03,720 --> 00:18:06,359
دوم اینکه، پایتخت فقط خیلی بزرگه

357
00:18:06,720 --> 00:18:08,599
زمین و خونه یه محدودیتی دارن

358
00:18:09,039 --> 00:18:10,039
نمی‌تونیم همینطوری 

359
00:18:10,039 --> 00:18:11,279
چون دلمون می‌خواد بخریمشون

360
00:18:11,839 --> 00:18:13,000
راست می‌گی

361
00:18:13,279 --> 00:18:15,279
ولی شورش سال گذشته رو فراموش کردی

362
00:18:16,200 --> 00:18:17,720
خیلی از خانواده‌ها بدبخت شدن

363
00:18:18,160 --> 00:18:19,599
خونه‌ها و زمین‌هاشون رو

364
00:18:19,600 --> 00:18:21,000
کم‌کم برای فروش گذاشتن

365
00:18:21,319 --> 00:18:21,920
الان

366
00:18:22,279 --> 00:18:23,839
برای خرید وقت مناسبیه

367
00:18:25,519 --> 00:18:26,160
درسته

368
00:18:26,799 --> 00:18:27,920
چطور یادم رفته بود؟

369
00:18:28,680 --> 00:18:30,960
خاندان‌های جائو و دای به‌ تنهایی

370
00:18:30,960 --> 00:18:32,440
زمین و خونه‌های زیادی داشتن

371
00:18:34,680 --> 00:18:36,640
خواهر، واقعا مدیر خیلی خوبی هستی

372
00:18:37,359 --> 00:18:39,240
برای خرید زمین و ملک

373
00:18:39,359 --> 00:18:40,559
الان بهترین فرصته

374
00:18:41,079 --> 00:18:42,000
من تحقیق کردم

375
00:18:42,319 --> 00:18:44,480
خاندان‌های دبیر اعظم شیه و فرماندار یینگ

376
00:18:44,720 --> 00:18:46,599
هزار مو زمین حاصلخیز می‌خوان

377
00:18:47,240 --> 00:18:49,440
و خواجه وانگ شاهزاده‌ی ارشد

378
00:18:49,680 --> 00:18:51,160
و خواجه گائوی شاهزاده‌ی دوم

379
00:18:51,279 --> 00:18:53,359
هر کدوم بیشتر از 1000 مو می‌خوان

380
00:18:54,640 --> 00:18:56,240
خواجه‌ها واقعا انقدر پولدارن؟

381
00:18:56,680 --> 00:18:59,279
می‌تونن یک دفعه این همه زمین بخرن؟

382
00:19:00,680 --> 00:19:02,759
خواجه‌ها نه زن دارن نه بچه

383
00:19:03,000 --> 00:19:04,559
و خوراک و پوشاکشون هم تأمینه

384
00:19:05,119 --> 00:19:07,400
این‌ همه زمین رو برای چی می‌خوان؟

385
00:19:08,440 --> 00:19:09,720
خواهر، می‌دونی

386
00:19:10,400 --> 00:19:11,920
چرا نام خانوادگی سائو سائو، سائو بود؟

387
00:19:14,559 --> 00:19:17,680
انگار، سائو سائو در اصل از خاندان شیا‌ هو بوده

388
00:19:18,319 --> 00:19:19,759
اما چون پدرش

389
00:19:19,920 --> 00:19:21,799
توسط خواجه سائو تنگ به فرزندی گرفته شد

390
00:19:22,079 --> 00:19:23,759
اسمش یه سائو تغییر کرد

391
00:19:27,720 --> 00:19:28,880
من چفدر ساده‌لوح‌ام

392
00:19:29,279 --> 00:19:30,880
خواجه‌ها هم می‌تونن وارث داشته باشن

393
00:19:31,359 --> 00:19:32,920
معلومه که زمین براشون خیلی به کار میاد

394
00:19:35,000 --> 00:19:36,039
ما زن‌ها

395
00:19:36,039 --> 00:19:37,039
به این همه نیازی نداریم

396
00:19:37,480 --> 00:19:38,680
ولی همچین فرصتی به‌ ندرت پیش میاد

397
00:19:39,000 --> 00:19:39,960
اگه پول‌هامون رو روی هم بذاریم

398
00:19:40,119 --> 00:19:41,759
حتما می‌تونیم 100 یا 200 مو بخریم

399
00:19:42,799 --> 00:19:44,000
برامون درآمد میاره

400
00:19:44,359 --> 00:19:46,359
و بعدا هم می‌تونیم برای بچه‌ها به ارث بذاریم

401
00:19:53,599 --> 00:19:55,279
من یه مقدار پس‌انداز شخصی دارم

402
00:19:56,039 --> 00:19:58,119
اگه زمینی با قیمت خوب پیدا شد

403
00:19:58,359 --> 00:19:59,519
می‌تونم منم شریک بشم

404
00:19:59,680 --> 00:20:01,119
و برای بچه‌ام یه مقدار زمین بخرم؟

405
00:20:02,000 --> 00:20:03,400
زن‌برادر دوم، چرا این‌قدر تعارف می‌کنی؟

406
00:20:04,039 --> 00:20:05,319
ما که به هر حال داریم دنبال می‌گردیم

407
00:20:05,640 --> 00:20:07,119
می‌تونیم از خواهر بخوایم

408
00:20:07,160 --> 00:20:08,839
با خدمتکار دوم یانگ دنبال بگرده

409
00:20:09,680 --> 00:20:11,519
و بعد هم زن‌برادر تایید نهایی رو بده

410
00:20:13,559 --> 00:20:14,559
دقیقا

411
00:20:15,279 --> 00:20:16,759
اگه همه با هم بخریم

412
00:20:17,039 --> 00:20:18,279
می‌تونیم هوای همدیگه رو داشته باشیم

413
00:20:21,480 --> 00:20:23,599
اگه می‌خواین بخرین من مخالفتی ندارم

414
00:20:24,119 --> 00:20:25,119
ولی من نمی‌خرم

415
00:20:31,559 --> 00:20:33,400
زن‌برادر، جهیزیه‌ات کمه؟

416
00:20:34,359 --> 00:20:34,920
من پول دارم

417
00:20:35,240 --> 00:20:36,359
بگیرش و ازش استفاده‌ کن

418
00:20:37,720 --> 00:20:39,799
پول کافی برای خرید زمین دارم

419
00:20:39,960 --> 00:20:40,519
...پس

420
00:20:40,920 --> 00:20:42,359
من درست بهش فکر نکردم؟

421
00:20:42,680 --> 00:20:44,400
جایی رو اشتباه فهمیدم؟

422
00:20:45,240 --> 00:20:46,519
نه اشتباه نکردی، خواهر

423
00:20:47,240 --> 00:20:48,000
الان

424
00:20:48,279 --> 00:20:48,920
واقعا

425
00:20:48,920 --> 00:20:50,960
وقت خوبی برای خرید خونه و زمینه

426
00:20:54,328 --> 00:20:55,720
اگه ارباب جوان می‌خواد بخره

427
00:20:55,960 --> 00:20:57,640
بذارین خودش براتون بررسیش کنه

428
00:20:57,960 --> 00:20:59,160
من دیگه دخالت نمی‌کنم

429
00:21:04,319 --> 00:21:05,759
اگه زن‌برادر نمی‌خره

430
00:21:06,759 --> 00:21:07,920
پس منم نمی‌خرم

431
00:21:09,680 --> 00:21:11,799
فعلا قصد ازدواج ندارم

432
00:21:12,359 --> 00:21:14,039
پول خودم برای گذروندن زندگیم 
کافیه 

433
00:21:14,359 --> 00:21:15,559
بیشتر از اون فقط هدر دادنه

434
00:21:16,759 --> 00:21:18,119
پس منم نمی‌خرم

435
00:21:19,559 --> 00:21:20,799
من و ارباب جوان دوم

436
00:21:20,800 --> 00:21:22,376
بالاخره یه روز به جین لینگ برمی‌گردیم

437
00:21:23,200 --> 00:21:25,640
خرید خونه و زمین توی پایتخت

438
00:21:26,240 --> 00:21:27,440
واقعا منطقی نیست

439
00:21:29,240 --> 00:21:30,599
راستش منم پولی ندارم

440
00:21:31,119 --> 00:21:33,599
فقط داشتم نظر می‌دادم

441
00:21:33,839 --> 00:21:34,799
و باهاتون خوش می‌گذروندم

442
00:21:36,240 --> 00:21:37,519
حالا که هیچکدومتون نمی‌خرین

443
00:21:39,519 --> 00:21:41,599
بیخیال حرفی که زدم بشین

444
00:21:44,000 --> 00:21:50,000
<font color="#e9d2bb"> .⊹*❀˚‧ ترجمه‌ی اختصاصی وبسایت بارومووی ‧˚❀*⊹. </font>

445
00:22:05,160 --> 00:22:06,359
...بازم راه‌های مختلف

446
00:22:08,559 --> 00:22:10,039
زن‌برادر حتما دلش
برای پدر و مادرش تنگ شده

447
00:22:10,519 --> 00:22:11,720
و می‌خواد برگرده جین لینگ

448
00:22:12,168 --> 00:22:13,720
برای همینه که اینجا ملک نمی‌خره

449
00:22:28,119 --> 00:22:30,000
لباس‌هایی که خواهر دوم می‌دوزه
فقط برای تماشا کردنن

450
00:22:30,000 --> 00:22:31,240
برای دلخوشین

451
00:22:31,519 --> 00:22:32,960
و هیچوقت تن بچه‌ای نرفتن

452
00:22:35,559 --> 00:22:37,160
برادر، خیلی شیطونی‌ها

453
00:22:37,359 --> 00:22:38,759
من فقط برای سرگرمی درستشون کردم

454
00:22:39,440 --> 00:22:40,559
زن‌برادر، تو بارداری

455
00:22:40,759 --> 00:22:42,440
لازم نیست وایسی، بشین

456
00:22:43,680 --> 00:22:45,119
چرا با هم اومدین؟

457
00:22:47,240 --> 00:22:48,319
از جین لینگ نامه اومده

458
00:22:49,079 --> 00:22:50,559
زن‌برادر سوم یه پسر به دنیا آورده

459
00:22:50,960 --> 00:22:52,240
برادر سوم حالا پدر شده

460
00:22:54,160 --> 00:22:55,680
حالا مادر هم نوه‌دار شده

461
00:22:56,359 --> 00:22:58,079
بی‌دلیل نبود که هیچوقت به پایتخت نیومد

462
00:22:58,079 --> 00:22:58,920
که برام دردسر درست کنه

463
00:23:09,920 --> 00:23:11,240
خبر دیگه‌ای هم از خونه رسیده؟

464
00:23:14,920 --> 00:23:16,119
بانوی بزرگ سکته کرده

465
00:23:17,519 --> 00:23:19,960
خوشبختانه با مراقبت و درمان دقیق

466
00:23:20,319 --> 00:23:21,559
دیگه خطر جانی تهدیدش نمی‌کنه

467
00:23:23,599 --> 00:23:24,839
ولی به سختی می‌تونه حرکت کنه

468
00:23:25,000 --> 00:23:27,440
و حرف زدنش هم مثل قبل واضح نیست

469
00:23:28,960 --> 00:23:30,240
لازمه برگردیم؟

470
00:23:31,960 --> 00:23:34,119
ارباب بزرگ می‌خواد ما توی پایتخت بمونیم

471
00:23:34,480 --> 00:23:36,079
و نگران امور عمارت نباشیم

472
00:23:38,799 --> 00:23:40,720
ولی زن‌عموی دوم
به عنوان عروس خاندان

473
00:23:41,119 --> 00:23:42,720
باید بمونه و ازش مراقبت کنه

474
00:23:43,160 --> 00:23:44,359
احتمالا تا یکی دو سال آینده

475
00:23:44,552 --> 00:23:46,104
نمی‌تونه به پایتخت بیاد

476
00:23:50,984 --> 00:23:52,350
ولی زن‌عموی دوم توی نامه‌اش 

477
00:23:52,440 --> 00:23:53,790
از تو خواسته برگردی جین لینگ

478
00:23:55,160 --> 00:23:55,799
گفته

479
00:23:56,480 --> 00:23:58,039
حالا که برادر شده مرزبان جینگ آن

480
00:23:58,184 --> 00:24:00,760
اعضای خاندان نمی‌تونن ببینن تو
این‌ همه دور از خونه توی پایتخت ازدواج کنی

481
00:24:00,776 --> 00:24:02,648
و می‌خوان توی جین لینگ
یه خواستگار خوب برات پیدا کنن

482
00:24:03,400 --> 00:24:04,599
من برنمی‌گردم

483
00:24:05,599 --> 00:24:06,279
برنمی‌گردم

484
00:24:08,240 --> 00:24:09,200
برادر، فقط بهش بگو

485
00:24:09,480 --> 00:24:11,240
اینجا پسرهای خوب زیادی هستن

486
00:24:11,680 --> 00:24:13,599
و تو و زن‌برادر دارین برام
خواستگار پیدا می‌کنیم

487
00:24:13,880 --> 00:24:15,759
پس مادر لازم نیست نگران ازدواجم باشه

488
00:24:16,559 --> 00:24:18,759
اینکه بخوام به خاطر تو به بزرگترهامون دروغ بگم

489
00:24:18,920 --> 00:24:19,799
من که همچین کاری نمی‌کنم

490
00:24:21,400 --> 00:24:22,480
و از زن‌برادرت

491
00:24:22,480 --> 00:24:23,640
به عنوان سپرت استفاده نکن

492
00:24:23,720 --> 00:24:25,000
وقتی زن‌عموی دوم شلوغ می‌کنه

493
00:24:25,000 --> 00:24:27,200
حتی منم حریف زبونش نمی‌شم

494
00:24:28,640 --> 00:24:29,599
سر به سرت گذاشتم

495
00:24:29,960 --> 00:24:32,160
توی نامه‌ی ارباب بزرگ اصلا اسمی از تو نیومده بود

496
00:24:34,519 --> 00:24:35,440
!برادر دوم

497
00:24:35,512 --> 00:24:37,112
...تو -
ولی دیر یا زود این اتفاق میفته -

498
00:24:38,160 --> 00:24:39,640
زن‌عموی دوم فعلا گرفتارتر از این حرفاست

499
00:24:39,784 --> 00:24:41,864
ولی به ‌زودی نامه می‌فرسته دنبالت که برگردی

500
00:24:42,680 --> 00:24:44,640
مرد و زن وقتی به سن مناسب می‌رسن، باید ازدواج کنن

501
00:24:45,119 --> 00:24:46,440
از این قضیه نمی‌تونی فرار کنی

502
00:24:47,960 --> 00:24:49,079
بهتره از الان یه فکری براش بکنی

503
00:24:49,720 --> 00:24:50,480
وگرنه دیر یا زود

504
00:24:50,600 --> 00:24:52,216
پدر و مادرت خودشون برات تصمیم می‌گیرن

505
00:24:57,119 --> 00:24:57,720
فردا

506
00:24:58,160 --> 00:24:59,799
من و زن‌برادرت می‌ریم گردش

507
00:25:00,240 --> 00:25:01,519
لازم نیست برای ما غذا آماده کنی

508
00:25:02,200 --> 00:25:02,880
باشه

509
00:25:03,160 --> 00:25:03,960
منم میام

510
00:25:04,160 --> 00:25:05,200
از بس توی خونه موندم حوصله‌ام سر رفته

511
00:25:06,872 --> 00:25:07,720
تو رو نمی‌بریم

512
00:25:10,559 --> 00:25:11,240
!برادر

513
00:25:12,400 --> 00:25:13,119
!زن‌برادر

514
00:25:18,359 --> 00:25:20,160
برادر دوم، زن‌برادر دوم

515
00:25:21,319 --> 00:25:23,519
هر جا که ما بریم تو نمیای

516
00:25:23,839 --> 00:25:24,480
...تو

517
00:25:29,079 --> 00:25:30,039
باشه اصلا منو نبرین

518
00:25:32,000 --> 00:25:33,720
شماها فقط می‌خواین شوهرم بدین تموم شه بره

519
00:25:34,039 --> 00:25:34,920
عمرا بذارم همچین اتفاقی بیفته

520
00:25:53,359 --> 00:25:53,960
از این طرف

521
00:25:58,359 --> 00:25:59,079
مواظب باش

522
00:26:14,824 --> 00:26:15,960
این همه راه اومدیم

523
00:26:15,970 --> 00:26:18,190
از اول راه داری علف‌ها رو کنار می‌زنی، خسته نشدی؟

524
00:26:18,550 --> 00:26:20,040
با این کار مارها فرار می‌کنن

525
00:26:20,720 --> 00:26:21,400
هرچقدر هم خسته‌کننده باشه

526
00:26:21,400 --> 00:26:23,559
بهتر از اینه که یه مار سمی نیشمون بزنه

527
00:26:27,256 --> 00:26:28,680
ارباب جوان چرا یهویی به سرت زد

528
00:26:29,000 --> 00:26:30,680
بیاین یه جای پرت و دورافتاده استراحت کنی؟

529
00:26:31,799 --> 00:26:32,759
اومدم یه دوست قدیمی رو ببینم

530
00:26:34,839 --> 00:26:35,799
چرا دوستت

531
00:26:36,279 --> 00:26:37,880
باید توی همچین جای دورافتاده‌ای زندگی کنه؟

532
00:27:08,872 --> 00:27:10,440
ارباب جوان، اون زن رو می‌شناسی؟

533
00:27:12,839 --> 00:27:13,640
دیدمش

534
00:27:15,559 --> 00:27:16,759
ولی اون شما رو نشناخت

535
00:27:20,480 --> 00:27:21,240
من دیدمش

536
00:27:22,079 --> 00:27:22,960
ولی اون هیچوقت منو ندیده

537
00:27:50,480 --> 00:27:51,240
رسیدیم

538
00:27:52,880 --> 00:27:54,559
این همون دوست قدیمیه که اومدم ببینم

539
00:28:06,200 --> 00:28:07,119
اینجا

540
00:28:07,279 --> 00:28:08,079
یه آرامگاهه؟

541
00:28:12,759 --> 00:28:14,160
یه آرامگاه خانوادگیه

542
00:28:14,839 --> 00:28:15,960
بیست نفر از یه خانواده

543
00:28:17,079 --> 00:28:18,319
همه اینجا دفن شدن

544
00:28:32,160 --> 00:28:33,079
ولی چرا

545
00:28:33,240 --> 00:28:34,640
سنگ قبر ندارن؟

546
00:28:37,672 --> 00:28:38,984
خاندان دبیر اعظم شن

547
00:28:39,016 --> 00:28:41,020
به خاطر فریب امپراتور و خیانت به لطفشون

548
00:28:41,030 --> 00:28:42,310
و وفادار نبودن به کشور

549
00:28:43,320 --> 00:28:45,000
به دستور امپراتور فقید محکوم به مرگ شدن

550
00:28:47,900 --> 00:28:52,180
<font color="#CD9EF7">♪باز بهار به آرومی از شاخه‌ها می‌گذره♪</font>

551
00:28:54,860 --> 00:28:59,220
<font color="#CD9EF7">♪گل‌ها مثل همیشه در سکوت شکوفا می‌شن♪</font>

552
00:29:00,720 --> 00:29:02,039
کسایی که دفنشون کردن

553
00:29:03,960 --> 00:29:05,359
جرات نکردن براشون سنگ قبر بذارن

554
00:29:05,740 --> 00:29:08,180
<font color="#CD9EF7">ولی غم از دست رفته‌ها مثل زمستون♪
♪توی قلبمون سرما به جا می‌ذارن</font>

555
00:29:08,620 --> 00:29:10,980
<font color="#CD9EF7">♪حتی اگه کل دنیا محو و بی‌رنگ بشه♪</font>

556
00:29:10,980 --> 00:29:13,860
<font color="#CD9EF7">♪زمان همچنان می‌گذره و زندگی‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرن♪</font>

557
00:29:15,580 --> 00:29:20,140
<font color="#CD9EF7">♪نسیم شبونه توی تالار خاطرات سرگردونه♪</font>

558
00:29:22,660 --> 00:29:27,060
<font color="#CD9EF7">♪هیچ صفحه‌ای گنجایش ثبت دلتنگی‌های ناگفته رو نداره♪</font>

559
00:29:28,740 --> 00:29:32,460
<font color="#CD9EF7">♪تمام شادی‌ها و غم‌های این زندگی گذرا♪</font>

560
00:29:33,140 --> 00:29:35,700
<font color="#CD9EF7">♪توی گذشته محو می‌شن و زخم‌های تازه سر باز می‌کنن♪</font>

561
00:29:36,820 --> 00:29:42,460
<font color="#CD9EF7">♪در حالی که عطر خاطرات توی ایوان‌ها هنوز مونده♪</font>

562
00:29:43,060 --> 00:29:47,140
<font color="#CD9EF7">♪بذار باد سرد زوزه بکشه و بارون وحشی بباره♪</font>

563
00:29:47,140 --> 00:29:50,300
<font color="#CD9EF7">♪بذار غم مثل سایه همه جا رو فرا بگیره♪</font>

564
00:29:50,300 --> 00:29:54,180
<font color="#CD9EF7">♪بذار عشق تیکه‌تیکه بشه و خشم قدیمی رو از بین بره♪</font>

565
00:29:54,180 --> 00:29:56,980
<font color="#CD9EF7">♪بذار گذشته همراه دیروز بمیره♪</font>

566
00:29:56,980 --> 00:30:01,300
<font color="#CD9EF7">♪آخرین شعله و آخرین جام شراب♪</font>

567
00:30:01,300 --> 00:30:04,300
<font color="#CD9EF7">♪و نور نقره‌ای ماه که راه شب رو بهم نشون بده♪</font>

568
00:30:04,300 --> 00:30:08,140
<font color="#CD9EF7">♪بذار هر آغاز رنگ ببازه و پایان جاش رو بگیره♪</font>

569
00:30:08,140 --> 00:30:12,460
<font color="#CD9EF7">♪از این رویای بی‌پایان دیگه راه برگشتی نیست♪</font>

570
00:30:17,839 --> 00:30:18,519
خواهر

571
00:30:19,000 --> 00:30:20,440
قول دادیم هر اتفاقی بیفته
دوباره همدیگه رو ببینیم

572
00:30:20,440 --> 00:30:21,680
خیلی منتظرت موندم

573
00:30:24,340 --> 00:30:28,820
<font color="#CD9EF7">♪بذار باد سرد زوزه بکشه و بارون وحشی بباره♪</font>

574
00:30:28,820 --> 00:30:31,900
<font color="#CD9EF7">♪بذار غم مثل سایه همه جا رو فرا بگیره♪</font>

575
00:30:31,900 --> 00:30:35,820
<font color="#CD9EF7">♪بذار عشق تیکه‌تیکه بشه و خشم قدیمی رو از بین بره♪</font>

576
00:30:35,820 --> 00:30:38,160
<font color="#CD9EF7">♪بذار گذشته همراه دیروز بمیره♪</font>

577
00:30:38,160 --> 00:30:39,000
جیا لان

578
00:30:39,000 --> 00:30:42,980
<font color="#CD9EF7">♪آخرین شعله و آخرین جام شراب♪</font>

579
00:30:42,980 --> 00:30:45,980
<font color="#CD9EF7">♪و نور نقره‌ای ماه که راه شب رو بهم نشون بده♪</font>

580
00:30:45,980 --> 00:30:50,060
<font color="#CD9EF7">♪بذار هر آغاز رنگ ببازه و پایان جاش رو بگیره♪</font>

581
00:30:50,060 --> 00:30:54,480
<font color="#CD9EF7">♪از این رویای بی‌پایان دیگه راه برگشتی نیست♪</font>

582
00:30:54,480 --> 00:30:56,039
ببخشید، خیلی دیر رسیدم

583
00:31:02,559 --> 00:31:03,279
چی شده؟

584
00:31:05,720 --> 00:31:06,440
چی شده؟

585
00:31:07,319 --> 00:31:08,039
حالت خوبه؟

586
00:31:22,799 --> 00:31:24,119
داشتم دنبال محل دفن

587
00:31:25,480 --> 00:31:27,200
خاندان شن می‌گشتم

588
00:31:28,720 --> 00:31:29,480
هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم

589
00:31:30,240 --> 00:31:31,240
که اینجا باشه

590
00:31:34,920 --> 00:31:36,079
خاندان شن رو می‌شناختی؟

591
00:31:43,079 --> 00:31:44,519
اون موقع که توی پایتخت بودم

592
00:31:46,480 --> 00:31:47,799
شدیدا مریض بودم، نزدیک بود بمیرم

593
00:31:48,960 --> 00:31:50,839
برای هزینه‌ی درمانم

594
00:31:51,519 --> 00:31:53,400
والدینم همه‌ی پس‌اندازشون رو خرج کرده بودن

595
00:31:54,920 --> 00:31:57,359
پول و حق انتخابی نداشتیم

596
00:31:58,279 --> 00:32:01,440
و تصادفا بانوی بزرگ شن
و بانوی جوان شن رو دیدیم

597
00:32:04,720 --> 00:32:07,000
بانوی بزرگ به والدینم ده تیل نقره دادن

598
00:32:09,279 --> 00:32:11,319
<i>بانوی جوان هم یه دست لباس بهم داد</i>

599
00:32:35,160 --> 00:32:36,799
چه چرخشی عجیبی توی سرنوشت

600
00:32:38,720 --> 00:32:40,240
واقعا بانوی جوان شن رو دیدی

601
00:32:51,119 --> 00:32:52,960
فروتنانه از بانوی بزرگ شن

602
00:32:53,480 --> 00:32:54,519
و بانوی جوان شن

603
00:32:55,160 --> 00:32:56,759
برای لطفی که به همسرم کردین تشکر می‌کنم

604
00:33:11,039 --> 00:33:12,000
از کجا فهمیدی

605
00:33:12,640 --> 00:33:14,200
خاندان شن اینجا دفن شده؟

606
00:33:17,079 --> 00:33:18,799
اسم بانوی جوان شن که بهت لباس داد

607
00:33:19,920 --> 00:33:20,920
شن جیا لان بود

608
00:33:22,640 --> 00:33:24,039
اون قبلا نامزد من بود

609
00:33:27,359 --> 00:33:28,920
بعد سقوط خاندان شن

610
00:33:30,200 --> 00:33:32,200
برای اینکه جون خانواده‌ام رو نجات بدم

611
00:33:33,440 --> 00:33:35,200
مجبور شدیم نامزدی رو به هم بزنیم

612
00:33:39,559 --> 00:33:41,240
عذاب وجدان داشتم و نمی‌تونستم آسوده باشم 

613
00:33:42,920 --> 00:33:43,920
برای همین پول زیادی

614
00:33:44,072 --> 00:33:45,310
به گورستان عمومی دادم

615
00:33:45,920 --> 00:33:48,160
تا بقایای خاندان شن رو جمع کنم

616
00:33:49,680 --> 00:33:50,799
و اینجا دفنشون کنم

617
00:33:53,519 --> 00:33:55,119
نگران بودم که با گذشت زمان

618
00:33:55,640 --> 00:33:57,200
اینجا تبدیل به زمین متروکه شه

619
00:33:58,480 --> 00:33:59,400
برای همین 

620
00:33:59,920 --> 00:34:01,839
وقتی مقامات رسمی، خدمتکارهای خاندان شن رو فروختن

621
00:34:03,160 --> 00:34:03,920
یکی رو فرستادم

622
00:34:04,359 --> 00:34:06,440
تا خدمتکار سون و چیو کوی رو بخره

623
00:34:07,839 --> 00:34:09,360
و کمک کردم آزاد بشن و مثل مردم عادی زندگی کنن

624
00:34:10,119 --> 00:34:11,400
خدمتکار سون؟

625
00:34:12,360 --> 00:34:13,400
چیو کوی؟

626
00:34:22,039 --> 00:34:23,599
اون زمان خواهر چیو کوی بود

627
00:34:24,920 --> 00:34:26,079
که بهم لباس داد

628
00:34:26,800 --> 00:34:27,920
همیشه توی ذهنم می‌مونه

629
00:34:32,840 --> 00:34:34,079
یه کم پیش دیدیش

630
00:34:38,199 --> 00:34:39,199
<i>اون زن</i>

631
00:34:39,559 --> 00:34:40,559
<i>چیو کوی بود؟</i>

632
00:34:45,559 --> 00:34:46,920
<i>حالا اسمش لی سان نیانگه</i>

633
00:34:48,119 --> 00:34:49,800
با نجار روستا ازدواج کرده

634
00:34:50,440 --> 00:34:51,440
حالا مادر

635
00:34:52,599 --> 00:34:54,280
دو پسر و یه دختره

636
00:34:58,360 --> 00:34:59,239
امروز

637
00:35:00,719 --> 00:35:01,880
همدیگه رو دیدیم

638
00:35:03,320 --> 00:35:04,719
اما اون من رو نشناخت

639
00:35:10,599 --> 00:35:11,880
سال‌های زیادی گذشته

640
00:35:12,920 --> 00:35:14,400
طبیعیه تو رو نشناسه

641
00:35:16,199 --> 00:35:17,480
مهم اینه که زندگی خوبی داره

642
00:35:22,840 --> 00:35:23,719
آره 

643
00:35:28,079 --> 00:35:30,519
اگه بانوی جوان شن از اون دنیا ببینه

644
00:35:32,119 --> 00:35:33,400
می‌تونه در آرامش باشه

645
00:35:38,119 --> 00:35:38,719
امروز

646
00:35:40,400 --> 00:35:41,840
تولد شن جیا لانه

647
00:35:43,840 --> 00:35:45,039
امروز تو رو اینجا آوردم

648
00:35:46,519 --> 00:35:48,159
تا اول از همه‌، به دوست قدیمیم ادای احترام کنم

649
00:35:49,320 --> 00:35:50,400
تولد؟

650
00:35:52,360 --> 00:35:53,239
...امروز

651
00:35:54,800 --> 00:35:55,760
...تولد

652
00:36:00,320 --> 00:36:01,079
آره

653
00:36:03,880 --> 00:36:05,559
امروز هجدهم ماه هفتمه

654
00:36:07,960 --> 00:36:08,840
...امروز 

655
00:36:11,400 --> 00:36:13,440
تولد بانوی جوان شنه

656
00:36:20,039 --> 00:36:21,039
من یادم رفته بود

657
00:36:22,920 --> 00:36:24,159
تو هنوز یادته

658
00:36:30,400 --> 00:36:32,199
اگرچه که من و شن جیا لان نامزد بودیم 

659
00:36:33,039 --> 00:36:34,159
هیچوقت همدیگه رو ندیدیم

660
00:36:37,079 --> 00:36:37,920
فقط

661
00:36:40,000 --> 00:36:41,760
هیچوقت نتونستم ازش بگذرم

662
00:36:45,920 --> 00:36:46,719
خاندان لین

663
00:36:47,960 --> 00:36:49,320
در حق خاندان شن ظلم کرد

664
00:36:51,480 --> 00:36:52,000
...من

665
00:36:55,239 --> 00:36:56,320
شوهر خوبی برای جیا لان نبودم

666
00:36:58,119 --> 00:36:59,000
...من

667
00:37:01,239 --> 00:37:02,320
واقعا شوهر خوبی نبودم

668
00:37:04,000 --> 00:37:05,119
<i>آسمون بالای سرم</i>

669
00:37:05,752 --> 00:37:07,110
<i>و زمین زیر پاهام شاهد باشن</i>

670
00:37:08,159 --> 00:37:10,960
<i>مردی درستکار باقی خاندان شن</i>

671
00:37:11,199 --> 00:37:13,519
<i>و لان شیانگ رو جمع کرد</i>

672
00:37:15,159 --> 00:37:16,719
<i>و به خاک سپرد</i>

673
00:37:18,679 --> 00:37:19,920
<i>این لطف بزرگ رو</i>

674
00:37:21,000 --> 00:37:22,639
<i>هرگز فراموش نمی‌کنم</i>

675
00:37:23,679 --> 00:37:25,480
<i>و حتی بعد از مرگم جبرانش می‌کنم</i>

676
00:37:30,159 --> 00:37:30,880
گفتی

677
00:37:31,679 --> 00:37:33,199
اول، به احترام یه دوست قدیمی

678
00:37:34,719 --> 00:37:35,440
دلیل دوم چیه؟

679
00:37:43,360 --> 00:37:44,159
دوم اینکه

680
00:37:46,440 --> 00:37:47,639
می‌خوام بدونی

681
00:37:49,519 --> 00:37:50,760
شوهری که باهاش ازدواج کردی

682
00:37:52,159 --> 00:37:53,880
واقعا چجور آدمیه

683
00:37:56,159 --> 00:37:57,119
خوبی‌هاش

684
00:37:58,280 --> 00:37:59,199
و بدی‌هاش

685
00:38:00,519 --> 00:38:01,760
می‌خوام همه‌اش رو بدونی

686
00:38:04,559 --> 00:38:05,559
یه بار گفتی

687
00:38:07,000 --> 00:38:08,199
راه‌هامون با هم فرق داره

688
00:38:10,559 --> 00:38:11,519
می‌خوام بدونم

689
00:38:13,320 --> 00:38:14,119
راه من

690
00:38:17,320 --> 00:38:18,800
واقعا چه فرقی با راه تو داره

691
00:38:22,408 --> 00:38:23,480
کسی که بیشتر از همه

692
00:38:25,000 --> 00:38:27,000
توی این زندگی بهش ظلم کردم، اینجا دفنه

693
00:38:28,639 --> 00:38:29,639
کاری که کردم

694
00:38:29,639 --> 00:38:31,159
و هیچوقت نتونستم به کسی بگم

695
00:38:31,159 --> 00:38:32,039
اونم اینجاست

696
00:38:37,840 --> 00:38:38,880
من آدم درستکاری نیستم

697
00:38:41,000 --> 00:38:41,880
می‌ترسم

698
00:38:43,079 --> 00:38:44,000
بدون فکر عمل می‌کنم

699
00:38:46,239 --> 00:38:48,159
حتی ممکنه کارهایی کنم
که خیانت به کشور محسوب بشه

700
00:38:52,119 --> 00:38:53,639
ولی توی این زندگی

701
00:38:56,639 --> 00:38:57,679
هیچوقت ناامیدت نمی‌کنم

702
00:39:05,820 --> 00:39:08,580
<font color="#CD9EF7">♪غروب طلایی♪</font>

703
00:39:08,580 --> 00:39:11,900
<font color="#CD9EF7">♪طرح افکارم رو نقش می‌زنه♪</font>

704
00:39:13,580 --> 00:39:16,180
<font color="#CD9EF7">♪دنیا توی سکوت فرو می‌ره♪</font>

705
00:39:16,180 --> 00:39:19,500
<font color="#CD9EF7">♪تا مبادا این لحظه از دست بره♪</font>

706
00:39:20,340 --> 00:39:23,380
<font color="#CD9EF7">♪قلب بی‌قرارم♪</font>

707
00:39:23,740 --> 00:39:27,420
<font color="#CD9EF7">♪دنبال یه سرپناه برای آروم گرفتنه♪</font>

708
00:39:27,820 --> 00:39:33,740
<font color="#CD9EF7">گاهی از خودم می‌پرسم که♪
♪تا حالا کسی صدای گذشته رو شنیده؟

709
00:39:40,239 --> 00:39:41,039
<i>پدر</i>

710
00:39:42,440 --> 00:39:43,159
<i>مادر</i>

711
00:39:45,760 --> 00:39:47,559
<i>شما هم حرف‌هاش رو شنیدین؟</i>

712
00:39:54,280 --> 00:39:55,280
با من بیا

713
00:39:56,480 --> 00:39:56,960
و جلوی

714
00:39:59,360 --> 00:40:00,360
ناجی من

715
00:40:01,239 --> 00:40:02,239
سه بار تعظیم کن

716
00:40:04,000 --> 00:40:04,960
بعد بهت می‌گم

717
00:40:06,239 --> 00:40:07,000
راه تو

718
00:40:08,239 --> 00:40:09,119
و راه من

719
00:40:10,119 --> 00:40:11,119
چه فرقی دارن

720
00:40:14,840 --> 00:40:15,880
فقط سه بار نه

721
00:40:18,320 --> 00:40:19,519
اگه بخوای، سیصد بار

722
00:40:28,300 --> 00:40:31,220
<font color="#CD9EF7">♪دیگه ماه رو سرزنش نمی‌کنم♪</font>

723
00:40:31,220 --> 00:40:33,519
<font color="#CD9EF7">♪که نورش رو از من دریغ کرده♪</font>

724
00:40:33,519 --> 00:40:35,719
<i>اول، در برابر آسمان و زمین تعظیم کن</i>

725
00:40:36,140 --> 00:40:39,620
<font color="#CD9EF7">♪فقط دعا می‌کنم آدم‌هایی که می‌شناختم♪</font>

726
00:40:39,620 --> 00:40:43,740
<font color="#CD9EF7">♪هنوز زنده باشن و زندگی خوبی داشته باشن♪</font>

727
00:40:43,740 --> 00:40:48,140
<font color="#CD9EF7">♪دیگه نذار باد و برف دنیا روی سرمون بباره♪</font>

728
00:40:48,140 --> 00:40:50,740
<font color="#CD9EF7">و چمن و درخت‌ها رو♪
♪زیر لایه‌ای از یخ و برف بپوشونه</font>

729
00:40:51,480 --> 00:40:53,639
<i>دوم، تعظیم به پدر و مادر<i>

730
00:40:55,540 --> 00:40:59,020
<font color="#CD9EF7">♪من و تو با هم اونجا قدم بزنیم♪</font>

731
00:40:59,020 --> 00:41:02,420
<font color="#CD9EF7">♪دیگه سراغ رویاهای گذشته رو نمی‌گیرم♪</font>

732
00:41:02,420 --> 00:41:05,740
<font color="#CD9EF7">♪می‌ذارم توی دل سال‌ها مدفون بمونن♪</font>

733
00:41:08,860 --> 00:41:11,039
<i>شوهر و همسر، به همدیگه تعظیم کنن<i>

734
00:41:11,039 --> 00:41:13,820
<font color="#CD9EF7">♪بریم به سمتی که قلبم هدایتمون می‌کنه♪</font>

735
00:41:14,020 --> 00:41:18,340
<font color="#CD9EF7">♪دیگه از نامعلوم بودن سرنوشت گله نمی‌کنم♪</font>

736
00:41:18,340 --> 00:41:21,580
<font color="#CD9EF7">♪با اتفافات غیرمنتظره کنار میام♪</font>

737
00:41:21,580 --> 00:41:25,540
<font color="#CD9EF7">فقط می‌خوام راهی که♪
♪پشت سر گذاشتیم، مثل مه محو بشه</font>

738
00:41:25,540 --> 00:41:30,780
<font color="#CD9EF7">♪و با هم مسیر برگشت به خونه رو قدم بزنیم♪</font>

739
00:41:41,039 --> 00:41:44,400
♪فانوس‌های آتش یون من خاموش می‌شن♪

740
00:41:44,960 --> 00:41:48,800
♪طبل‌ها و شیپورهای چیو چی ساکت می‌شن♪

741
00:41:49,920 --> 00:41:53,880
♪افسوس، افسوس♪

742
00:41:56,960 --> 00:42:02,480
♪شکوه با خون میدان نبرد خریده می‌شه♪

743
00:42:02,519 --> 00:42:03,840
مگه یه نمایشنامه‌ی جدید

744
00:42:03,840 --> 00:42:04,840
برای اجرا ننوشته بودی؟

745
00:42:05,280 --> 00:42:06,519
پس چرا فقط دوتاییم؟

746
00:42:08,199 --> 00:42:09,320
چون این نمایشنامه

747
00:42:09,960 --> 00:42:11,079
فقط برای تو نوشته شده

748
00:42:11,920 --> 00:42:12,920
فقط برای چشم‌های تو

749
00:42:32,800 --> 00:42:34,159
مگه نمی‌خواستی بدونی

750
00:42:35,760 --> 00:42:36,960
راه و روش ما

751
00:42:37,679 --> 00:42:38,840
چه فرقی با هم داره؟

752
00:43:05,300 --> 00:43:07,460
<font color="#C19372">⋆.˚⭒⋆𓂃 برخلاف جریان 𓂃⋆.˚⭒⋆</font>
<font color="#C19372">[پیش‌نمایش قسمت بعد]</font>

753
00:43:08,000 --> 00:43:11,920
خورشید می‌درخشه، ماه هم می‌تابه

754
00:43:12,000 --> 00:43:15,559
شمع‌های سرخ سوسو می‌زنن
و شکوفه‌ها عطرآگینن

755
00:43:16,480 --> 00:43:21,880
دست توی دست هم، با خنده کنار هم
مثل دو مرغ عشق

756
00:43:22,599 --> 00:43:26,039
از باد و سرمای این دنیا نمی‌ترسیم

757
00:43:26,440 --> 00:43:30,039
روبه‌روی هم، از سحر تا غروب، عشق پابرجاست

758
00:43:30,100 --> 00:43:47,000
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: snowman ✧ ANNA ✧ Stella ✧ Fatemeh ✧ Vanilla ✧ Khorshid ✧ Luna ✧ nina ✧ vita ✧ moony ✧ Moon ✧</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ادیت: 𝐿𝑎𝑣𝑒𝑛𝑑𝑒𝑟 ✧</font>

759
00:43:47,300 --> 00:43:51,420
<font color="#CD9EF7">♪باز بهار به آرومی از شاخه‌ها می‌گذره♪</font>

760
00:43:54,260 --> 00:43:58,780
<font color="#CD9EF7">♪گل‌ها مثل همیشه در سکوت شکوفا می‌شن♪</font>

761
00:44:00,060 --> 00:44:03,980
<font color="#CD9EF7">♪شادی و غم میان و می‌رن♪</font>

762
00:44:04,660 --> 00:44:07,420
<font color="#CD9EF7">ولی غم از دست رفته‌ها مثل زمستون♪
♪توی قلبمون سرما به جا می‌ذارن</font>

763
00:44:08,140 --> 00:44:10,460
<font color="#CD9EF7">♪حتی اگه کل دنیا محو و بی‌رنگ بشه♪</font>

764
00:44:10,460 --> 00:44:13,540
<font color="#CD9EF7">♪زمان همچنان می‌گذره و زندگی‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرن♪</font>

765
00:44:15,060 --> 00:44:19,300
<font color="#CD9EF7">♪نسیم شبونه توی تالار خاطرات سرگردونه♪</font>

766
00:44:22,220 --> 00:44:26,380
<font color="#CD9EF7">♪هیچ صفحه‌ای گنجایش ثبت دلتنگی‌های ناگفته رو نداره♪</font>

767
00:44:28,180 --> 00:44:31,740
<font color="#CD9EF7">♪تمام شادی‌ها و غم‌های این زندگی گذرا♪</font>

768
00:44:31,740 --> 00:44:35,300
<font color="#CD9EF7">♪توی گذشته محو می‌شن و زخم‌های تازه سر باز می‌کنن♪</font>

769
00:44:36,100 --> 00:44:41,780
<font color="#CD9EF7">♪در حالی که عطر خاطرات توی ایوان‌ها هنوز مونده♪</font>

770
00:44:42,140 --> 00:44:46,460
<font color="#CD9EF7">♪بذار باد سرد زوزه بکشه و بارون وحشی بباره♪</font>

771
00:44:46,820 --> 00:44:49,780
<font color="#CD9EF7">♪بذار غم مثل سایه همه جا رو فرا بگیره♪</font>

772
00:44:49,780 --> 00:44:53,540
<font color="#CD9EF7">♪بذار عشق تیکه‌تیکه بشه و خشم قدیمی رو از بین بره♪</font>

773
00:44:53,540 --> 00:44:56,420
<font color="#CD9EF7">♪بذار گذشته همراه دیروز بمیره♪</font>

774
00:44:56,420 --> 00:45:00,500
<font color="#CD9EF7">♪آخرین شعله و آخرین جام شراب♪</font>

775
00:45:00,500 --> 00:45:03,860
<font color="#CD9EF7">♪و نور نقره‌ای ماه که راه شب رو بهم نشون بده♪</font>

776
00:45:03,860 --> 00:45:07,620
<font color="#CD9EF7">♪بذار هر آغاز رنگ ببازه و پایان جاش رو بگیره♪</font>

777
00:45:07,620 --> 00:45:11,620
<font color="#CD9EF7">♪از این رویای بی‌پایان دیگه راه برگشتی نیست♪</font>

778
00:45:12,380 --> 00:45:16,540
<font color="#CD9EF7">♪بذار باد سرد زوزه بکشه و بارون وحشی بباره♪</font>

779
00:45:16,540 --> 00:45:19,980
<font color="#CD9EF7">♪بذار غم مثل سایه همه جا رو فرا بگیره♪</font>

780
00:45:19,980 --> 00:45:23,620
<font color="#CD9EF7">♪بذار عشق تیکه‌تیکه بشه و خشم قدیمی رو از بین بره♪</font>

781
00:45:23,620 --> 00:45:26,500
<font color="#CD9EF7">♪بذار گذشته همراه دیروز بمیره♪</font>

782
00:45:26,500 --> 00:45:30,580
<font color="#CD9EF7">♪آخرین شعله و آخرین جام شراب♪</font>

783
00:45:30,580 --> 00:45:33,940
<font color="#CD9EF7">♪و نور نقره‌ای ماه که راه شب رو بهم نشون بده♪</font>

784
00:45:33,940 --> 00:45:37,580
<font color="#CD9EF7">♪بذار هر آغاز رنگ ببازه و پایان جاش رو بگیره♪</font>
